رييس انجمن آرد سازان ايران در گفت و گو با ساعت ۲۴:
نان در ایران سیاسی و رانتی است
مرتضوي مي گويد كه مشكل نان در ايران اين است كه دولت مي خواهد قيمت قرص نان را حفظ كند
div align="justify">قديمي ها مي گويند كه سنگك و بربري، اين روز ها ديگر طعم و بوي قديم را كه ندارد هيچ، اندازه اش هم روز به روز دارد كوچك تر مي شود. اين را عملاً امروزي ها هم مي توانند تاييد كنند و گويا نانواها هم ابايي از اين ندارند كه به اين امر اذعان كنند.
قصه نان در ايران مي تواند موضوع يك كتاب قطور باشد. اين قوت غالب تقريباً همه مردم ايران، فراز و فرودهاي بسيار به خود ديده و نقشش در اقتصاد هم خالي از بالا و پايين هاي فراوان نبوده. از آزاد شدن قيمت نان در پي اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها تا اظهار نظرهاي گوناگون حول دلايل ضايعات بالاي نان ايراني و مصرف جوهر قند و جوش شيرين در پخت نان ها، اين كالاي پر طرفدار، همه و همه مي توانند فصل هايي از اين كتاب باشند.
چندي پيش براي ديدار با دبير و رييس انجمن آرد ايران، به دفتر باشكوه او در يكي از برج هاي خيابان فرشته تهران رفته بودم. او همزمان رييس هيئت مديره كانون انجمن هاي صنايع غذايي ايران و دبير كل خانه صنعت و معدن ايران هم هست. راجع به موضوعات مختلفي گفت و گو كرديم، اما فعاليت جدي او در زمينه توليد و صادرات آرد، بدون ترديد مصاحبه كننده را به سمت پرسش از «نان» مي برد. از محمد رضا مرتضوي پرسيدم كه چرا قوت غالب ايراني ها، حال و روزش بايد اين باشد كه تقريباً همه از كيفيت پايين آن نالان باشند.
مرتضوي در پاسخ گفت:« به نظر من بزرگترين مشكل نان در ايران این است که دولت هميشه مي خواسته قیمت قرص نان را ثابت نگه دارد.» او در ادامه گفت:«البته من حساسيت همه دولت ها در مورد اين مساله را درك مي كنم، اما واقعاً معتقدم كه تا زماني كه فروش نان مثل بسياري ديگر از كالاها، به صورت كيلويي نباشد، مشكل نان هيچ وقت حل نمي شود و نانوايي ها مجبورند براي حفظ سودشان دائم از اندازه چانه و كيفيت نان بزنند.»
مرتضوي معتقد است دو چالش بزرگ در صنعت نان کشور وجود دارد. «یکی اینکه نان تبدیل به مبحثی سیاسی شده است و دولتها به دنبال این مساله اند که برای تامین غذای مردم، قیمتش را حفظ کنند. در حالی که مساله نان باید اقتصادی باشد و دخل و خرج بنگاه با هم جور در بیاید. مساله دیگر هم این که ۵۰ سال است نان در ایران رانتی شده است.»
رييس انجمن آرد سازان ايران گريزي هم به اقتصاد سياسي نان مي زند.«نان در ایران، به دست عدهای خاص اداره میشود و تصمیمگیری ها متاثر از منافع این عده است. در هر کیلو نان ۷۰۰- ۸۰۰ تومان منفعت رانتی وجود دارد و صحبت از مصرف ۱۰ میلیون تن کالا در سال است، پس طبيعي است كه پاي رانت هم در ميان باشد.چاره کار در آزادسازی قیمت نان است. آزادی این قیمت، به نفع مردم و به ضرر رانتخواران است.»
از او پرسيدم كه آیا آزادسازی قیمت نان، باعث کاهش قدرت خرید مردم نخواهد شد؟ شنيدم:«این آزادسازی باید مدیریت شده باشد که به ضرر مردم تمام نشود. در حال حاضر، قیمت نان برای مردم چیزی در حدود کیلویی ۲۶۰۰ تومان است. اما با توجه به پرداختهای دولتی، هر کیلو نان برای اقتصاد ایران ۳۸۰۰ تومان هزینه دارد. با آزادسازی قیمت نان، قیمت هر کیلو نان به ۳۰۰۰ تومان میرسد. اما دور ریز آن کاهش خواهد یافت و این یعنی نهایتا سهم نان از هزینههای خانوار کاهش مییابد.»
قصه نان در ايران مي تواند موضوع يك كتاب قطور باشد. اين قوت غالب تقريباً همه مردم ايران، فراز و فرودهاي بسيار به خود ديده و نقشش در اقتصاد هم خالي از بالا و پايين هاي فراوان نبوده. از آزاد شدن قيمت نان در پي اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها تا اظهار نظرهاي گوناگون حول دلايل ضايعات بالاي نان ايراني و مصرف جوهر قند و جوش شيرين در پخت نان ها، اين كالاي پر طرفدار، همه و همه مي توانند فصل هايي از اين كتاب باشند.
چندي پيش براي ديدار با دبير و رييس انجمن آرد ايران، به دفتر باشكوه او در يكي از برج هاي خيابان فرشته تهران رفته بودم. او همزمان رييس هيئت مديره كانون انجمن هاي صنايع غذايي ايران و دبير كل خانه صنعت و معدن ايران هم هست. راجع به موضوعات مختلفي گفت و گو كرديم، اما فعاليت جدي او در زمينه توليد و صادرات آرد، بدون ترديد مصاحبه كننده را به سمت پرسش از «نان» مي برد. از محمد رضا مرتضوي پرسيدم كه چرا قوت غالب ايراني ها، حال و روزش بايد اين باشد كه تقريباً همه از كيفيت پايين آن نالان باشند.
مرتضوي در پاسخ گفت:« به نظر من بزرگترين مشكل نان در ايران این است که دولت هميشه مي خواسته قیمت قرص نان را ثابت نگه دارد.» او در ادامه گفت:«البته من حساسيت همه دولت ها در مورد اين مساله را درك مي كنم، اما واقعاً معتقدم كه تا زماني كه فروش نان مثل بسياري ديگر از كالاها، به صورت كيلويي نباشد، مشكل نان هيچ وقت حل نمي شود و نانوايي ها مجبورند براي حفظ سودشان دائم از اندازه چانه و كيفيت نان بزنند.»
مرتضوي معتقد است دو چالش بزرگ در صنعت نان کشور وجود دارد. «یکی اینکه نان تبدیل به مبحثی سیاسی شده است و دولتها به دنبال این مساله اند که برای تامین غذای مردم، قیمتش را حفظ کنند. در حالی که مساله نان باید اقتصادی باشد و دخل و خرج بنگاه با هم جور در بیاید. مساله دیگر هم این که ۵۰ سال است نان در ایران رانتی شده است.»
رييس انجمن آرد سازان ايران گريزي هم به اقتصاد سياسي نان مي زند.«نان در ایران، به دست عدهای خاص اداره میشود و تصمیمگیری ها متاثر از منافع این عده است. در هر کیلو نان ۷۰۰- ۸۰۰ تومان منفعت رانتی وجود دارد و صحبت از مصرف ۱۰ میلیون تن کالا در سال است، پس طبيعي است كه پاي رانت هم در ميان باشد.چاره کار در آزادسازی قیمت نان است. آزادی این قیمت، به نفع مردم و به ضرر رانتخواران است.»
از او پرسيدم كه آیا آزادسازی قیمت نان، باعث کاهش قدرت خرید مردم نخواهد شد؟ شنيدم:«این آزادسازی باید مدیریت شده باشد که به ضرر مردم تمام نشود. در حال حاضر، قیمت نان برای مردم چیزی در حدود کیلویی ۲۶۰۰ تومان است. اما با توجه به پرداختهای دولتی، هر کیلو نان برای اقتصاد ایران ۳۸۰۰ تومان هزینه دارد. با آزادسازی قیمت نان، قیمت هر کیلو نان به ۳۰۰۰ تومان میرسد. اما دور ریز آن کاهش خواهد یافت و این یعنی نهایتا سهم نان از هزینههای خانوار کاهش مییابد.»