کد خبر 90992
۱۳۹۴/۰۶/۰۴ ۱۳:۲۸

حباب بازار سهام چین ترکیده است

ساعت 24 - در روز نخست، بازار سهام 13 درصد نزول کرد. روز دوم 12 درصد دیگر کاهش در بازار سهام مشاهده شد. در روز سوم این امید به ‌وجود آمد که قیمت شاخص سهام بتواند ضررهای قبلی را جبران کند. بگذارید این داستانی عبرت‌آمیز گردد. ارقامی که بالاتر خواندید برخلاف تصورتان مربوط به شاخص شانگهای کامپوزیت آگوست 2015 نیست، بلکه این آمار مربوط به میانگین صنعتی داو جونز در اکتبر سال 1929 است.
حتی رام‌نشدنی ترین قیمت‌ها در بازار رو به نزول هم در یک امتداد سقوط نمی‌کنند. درعوض، در روندی نزولی نشانه اصلی کاهش‌های روزانه، بالا رفتن قابل توجه قیمت‌ها‌ است. اتفاقات اخیر، حداقل در اروپا با این الگو مطابقت داشته‌اند. به پیروی از این الگو سهام در لندن، فرانکفورت و پاریس روز جمعه و دوشنبه به شدت سقوط کردند و مجددا در روز سه شنبه بهبود پیدا کردند.

برای مدتی نسبتا طولانی، شواهد حاکی از آن بود که نیویورک هم از همین الگو پیروی خواهد کرد. میانگین صنعتی داو جونز در یک برهه ۴۰۰ واحد افزایش داشت و در ساعت پایانی داد و ستد با کشمکشی وحشتناک ۲۰۰ واحد سقوط کرد.

باید آن را به فال بد گرفت. هنگامی‌ که چین با کاهش نرخ سود و صدور اجازه به بانک‌ها به وام دادن پول بیشتر، عکس العمل نشان داد، بازارها زیاد تحت تاثیر قرار نگرفتند. وال استریت با تجربه اخیرش می‌داند که تلاطم بیشتری در راه است. تلاطمی که در مرکزش چین قرار دارد. مقام‌های چینی برای سرپا نگه داشتن بازار سهام مداخله نمی‌کنند. آن‌ها برای سرپا نگه داشتن اقتصاد پا در میانی می‌کنند. بیانیه بانک خلق چین اشاره می‌کند که رشد اقتصادی با "فشاری نزولی" رو به رو است و در ماه‌های آینده هم با روشن‌تر شدن ضعف الگوی اقتصاد چین این کاهش بیش‌تر خواهد شد.

مسئله اصلی این است که آنچه رو به تنزل است تنها نرخ رشد دومین اقتصاد جهان نیست، بلکه کیفیت آن رشد هم رو به وخامت است. مایک ریدل از شرکت سرمایه گذاری M&G اشاره می‌کند که سهم تولید ناخالص داخلی بر حسب سرمایه‌گذاری‌های کلان از ۴۰ درصد در سال ۲۰۰۷ به ۴۸ درصد بین سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۳ افزایش پیدا کرده است و در سال گذشته به ۵۴ درصد رسیده است. نرخ بیشتر سرمایه‌گذاری معمولا به معنی نرخ بیش‌تر رشد است؛ اما در چین این امر به معنی رشد پایین‌تر می‌باشد. نتیجه‌گیری ریدل به این معناست که اغلب این سرمایه‌گذاری‌ها بی‌فایده بوده اند و چین "تلاش می‌کند با ایجاد حباب بزرگ و بزرگ‌تر اعتبار و سرمایه گذاری، به نرخ رشد تولید ناخالص داخلی ناپایدار برسد."
حباب بازار سهام اکنون ترکیده است اما هنوز متعادل شدن اقتصاد و دوری از سرمایه‌گذاری بیش‌از حد شروع نشده است. رهبران چینی دیگر قادر به دفع این ضرر نیستند. درواقع، ضرر بزرگ احتمالا تاکنون وارد شده است. این بحران مالی هنوز به پایان نرسیده است. سوال این است که چه تاثیری بر اقتصاد جهانی خواهد گذاشت. تحلیل‌گرانی که کمی خوشبین‌تر هستند به سه عامل اشاره می‌کنند که می‌توانند تاحدی خوشحال کننده باشند.

اولین عامل این است که ریسک سرایت مالی از سقوط بازار سهام چین به سایر نقاط دنیا اندک است چرا که بازندگان اصلی این ماجرا شرکت‌های چینی و افراد چینی خواهند بود. این داستان دقیقا برعکس اتفاق سال ۲۰۰۷ است که کل دنیا وام‌های بی پشتوانه آمریکایی را خریداری کرده بودند. دومین دلیل این است که تقریبا قبل از هر رکودی بعد از جنگ جهانی دوم، افزایش شدید قیمت نفت را شاهد بوده ایم. اما در سالی که گذشت، قیمت نفت خام از نصف هم کمتر شده است. سوم این‌که آخرین بحران جدی بازارهای نوظهور در سال ۱۹۹۷ هیچ تاثیر قابل تشخیصی برای کشورهای توسعه یافته نداشت.

چنین خوشبینی می‌تواند اندکی نابهنگام به نظر برسد. بازارهای نوظهور اکنون بخش بزرگی از اقتصاد جهان را تشکیل می‌دهند. چین درصورت یکنواخت شدن ما به‌ التفاوت هزینه زندگی کشورهای فقیر و غنی، نماینده ۱۷ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان است. این کشور از سال ۲۰۱۰ عامل ۳۰ درصد کل رشد جهانی است. قیمت پایین نفت منعکس کننده این حقیقت است که اقتصاد برخی از بازارهای بزرگ نوظهود در رکود قرار دارد و این رکود دارد به غرب هم صادر می‌شود.

در آخر باید یاد آور شد که کشورهای توسعه یافته با کاهش نرخ بهره به سقوط سال ۱۹۹۷ واکنش نشان دادند. اما این‌بار چنین گزینه‌ای وجود ندارد.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک