چالش آب میان ایران، ترکیه و عراق
چالشهاي بهرهبرداري در غرب و شمال غرب
در بخش شمال غربي، ايران با سه كشور ارمنستان، آذربايجان و تركيه و در غرب با كشور عراق داراي مزر مشترك است. در بين اين كشورها باز هم ايران از لحاظ ميزان برداش آب زيرزميني و سهم آب در كل آب استحصالي در جايگاه اول قرار دارد. ارمنستان و ترتيب با سهم ۲۲ و ۱۶ درصد به آب زيرميني وابسته هستند. كشور عراق و آذربايجان نيز كمترين وابستگي به آبهاي زيرزميني را در بين كشورهاي اين منطقه دارند. علاوه بر اين ايران كه ميزان برداشت آب زيرزميني در آن از ميزان تغذيه بسيار بيشتر است، كشور ارمنستان نيز در آستانه بحران قرار دارد. اما ساير كشورها از اين منظر وضعيت عادي دارند.
در اين پنج منطقه ابخوان مرزي وجود دارد كه بزرگترين آن آبخوان تارووس/ زاگرس است كه بين كشورهاي ايران، عراق و تركيه مشترك است و ايران در اين آبخوان در موضع بالادستي مطرح است. كل جمعيت تحت پوشش آبخوان مشترك تارووس / زاگرس برابر ۱.۴۴ ميليون نفر است كه شامل شهرهاي مهمي چوند دربنديخان و زاخو در عراق، گيلان غرب، قصرشيرين و سرپل ذهاب در ايران و همچنين شهرهاي كوچكي در تركيه مانند باسكوي و كاپيلي است. در بقيه آبخوانهاي اين منطقه، ايران در موضع پاييندستي مطرح است. بنابراين رويكردهاي متفاوتي را در زمينه همكاري با ديگر كشورها و مديريت اين آبخوان مورد نياز است. با توجه به اهميت راهبردي كشورهاي عراق و تركيه در منطقه غرب و شمال غرب كشور، در ادامه به وضعيت اين دو كشور و چالشهاي بهرهبرداري از آب زيزميني در اين مناطق پرداخته ميشود.
تركيه از جمله كشورهايي است كه در موضع بالادست قرار گرفته و بر خود حق مطلبي در مورد آبهاي سرچشمه گرته از خاكش قائل است و ادعاي همسايگانش مبني بر حق اوليه به طور قاطع رد ميكند. بنابراين با توجه به اينكه بيش از ۹۸ درصد آب كشور عراق، وابسته به رودخانههاي دجله و فرات و به طور كلي خارج از اين كشوراست، فراواني طرحهاي توسعه در بالادست اين حوضه و كم شدن منابع آب سطحي، وابستگي اين كشور به آبهاي زيرزميني را افزايش ميدهد. اين مساله زماني كه با كاهش تغذيه آبخوانها به دليل كاهش جريان سطحي همراه شود، به تدريج چالش بزرگتري در منطقه ايجاد خواهد كرد.
علاوه بر موارد مذكور، كشور ايران در بيش از ۱۰ درصد كل آورده رودخانه دجله نقش دارد كه برخي اقدامات و سياستگذاريهاي صورت گرفته براي مسدود كردن تمام اين آبهاي مرزي به كشور عراق نيز به نوبه خود بر خشكسالي تالابها و درياچهها در عراق تاثير بسزايي داشته است. اتخاذ سياستهاي اينچنين در مورد آبهاي زيرزميني مرزي، قطعا در درازمدت و به طور نامحسوس با توجه به طبيعت آبهاي زيرزميني مرزي، در منطقه چالشهاي جدي ايجاد كند. بايد گفت كه حاكم بودن رويكرد امنيت ملي و نگاههاي بخشي به حوزه آب در كشور ايران (و البته در اغلب كشورهاي همسايه) منجر به تصويب طرحهاي مهار آبهاي مرزي در مجمع تشخيص مصلحت نظام و ساير نهادهاي تصميمگيري و سياستگذاري در مجلس و دولت شده است. بنابراين اين مساله ميتواند با يك نگاه جامع و توجه به رويكرد امنيت انساني تا جد زيادي مرتفع شود.
در اين منطقه تاكنون هيچ توافقنامهاي پيرامون سيستم آبخوانهاي مشترك منتعقد نشده است. عراق و عركيه تاكنون چندين كميته فني پيرامون مسائل آبي تشكيل دادهاند. با اين حال، آنها عمدتا تنها به مسائل مربوط به آبهاي سطحي پرداختهاند و كشور عراق با هيچ يك از همسايگان خود در ارتباط با مديريت آبهاي زيززميني مشترك، بحث و تبادل نظري نداشته است. ايران نيز با عراق يا تركيه بر سر مسائل مربوط به مديريت آبهاي زيرزميني مشترك همكاري نداشته است.
در شمال غرب ايران، كه شامل حوزههاي آبريز درجه دو مرزي غرب، درياچه اروميه و ارس ميباشد و استانهاي آذربايجان شرقي و غربي، كردستان، كرمانشاه و ايلام را دربر ميگيرد، بهرهبرداري از آبهاي زيرزميني در سال مجموعا به ۳۰۳۶ ميليون متر مكعب ميرسد كه اين ميزان تقريبا با ميزان برداشت سالانه فقط در استان خراسان رضوي برابر است. اين مساله ميتواند به دليل وجود آب سطحي فراوان و موضع بالادستي نسبت به همسايگان غرب و شمال غربي باشد. اما همانطور كه گفته شد در مناطق كردنشين عراق، وابستگي به آبهاي زيرزميني به دليل رشد و توسعه سريع اجتماعي و اقتصادي و كم بودن ذخاير آب سطحي، روزبهروز افزايش يافته و چالشهاي جديدي را در سطح منطقه ايجاد خواهد كرد. چالشهايي كه به دليل اهميت ژئوپلتيك منطقه به راحتي ميتواند امنيت ملي كشور ايران را تهديد كند.