آیا آمریکای جنوبی از چپگرایی فاصله میگیرد؟
پیشبینی میشود رشد اقتصادی ونزوئلا در سال جاری میلادی که به روزهای پایانی میرسد، 10 درصد منفی باشد که حتی بدتر از وضعیت اقتصاد اوکراین است. میزان تورم آن نیز به 159 درصد برآورد میشود. صندوق بینالملل پول میگوید احتمالا سال آینده وضع بدتر است و تورم احتمالا به بیش از 200 درصد خواهد رسید. وضعیت اقتصاد ونزوئلا حتی قبل از 3 سال پیش که چاوز درگذشت، و آغاز کاهش بهای نفت خراب بود. با توجه به آنکه پیشبینی میشود بهای نفت تا آینده قابل پیشبینی پایین بماند، آینده اقتصاد این کشور فاجعهبار است.
چاوز و جنبش وی شبکهای وسیعی از برنامههای رفاهی اجتماعی بنا کردند که وضعیت فقرا را ارتقا بخشید و حتی در زمانی که وضع اقتصاد مناسب نبود، رأیدهندگان وفادار پاداش این کار را با اعطای اکثریت در مجلس به آنها دادند. اما عده اندکی معتقدند که نیکولاس مادورو جانشین چاوز از عهده ادامه این کار برآید. شکست حزب متحد سوسیالیست در انتخابات اخیر خیلی تعجبآور نبود، اما میزان شکست آن بود. حدود 75 درصد افراد واجد شرایط رأی دادند و مخالفان 112 کرسی از 167 کرسی مجلس را به دست آوردند. اکنون برندگان انتخابات میتوانند با این اکثریت رهبران زندانی مخالفان را آزاد کنند و حتی درباره کنارهگیری مادورو از قدرت همهپرسی برگزار کنند.
آرژانتین نیز اخیرا شاهد شکست یک رهبر چپگرای آمریکای جنوبی بود. دانیل سیولی که میخواست سیاستهای کریستینا فرناندز کرشنر را ادامه دهد، از مائوریسیو ماکری شهردار راستگرای بوئنوس آیرس شکست خورد. با وجودی که اقتصاد آرژانتین به مانند ونزوئلا خراب نیست، بیمشکل هم نیست. ریشههای این مشکلات شبیه ریشه مشکلات ونزوئلا است یعنی هزینه کردن سنگین روی برنامههای اجتماعی و یارانه، کسر بودجه شدید، تورم و رکود اقتصادی. ماکری وعده کرده است بیشتر از سیاستهای تجاری استفاده کند. اما کرشنر در روزهای آخر ریاست جمهوری خود دستوراتی صادر کرد که اختیار جانشین خود را برای به حرکت درآوردن اقتصاد محدود میکند.
دو رئیس جمهور دیگر نیز در این منطقه از جهان با مشکلاتی روبرو هستند. میزان محبوبیت دیلما روسف رئیس جمهور چپگرای برزیل امسال کاهش یافت و تک رقمی شد. با وجودی که این کشور تابستان سال آینده میزبان بازیهای المپیک است، وی با احتمال استیضاح روبرو است. میشل باچله رئیس جمهور چپ میانه شیلی وضعیت بهتری دارد. طرحهای وی برای اعمال مالیات به منظور تامین مالی برنامه بهبود آموزش و تقویت قوانین کارگری طرفدار زیادی داشته است، اما وی نیز با پرسشهای زیادی در این زمینه روبرو است که آیا زمان وی سپری شده است.
هر دو کشور وضعیت اقتصاد نامناسبی دارند. مثلا در سه ماهه سوم اقتصاد برزیل 4.5 درصد رشد منفی به نسبت سال گذشته داشت. هر دو اقتصاد به شدت به منابع طبیعی وابسته هستند و هر دو به مانند بیشتر کشورهای آمریکای جنوبی وقتی بهای مواد خام در جهان پایین میآید، دچار مشکل میشوند.
اما مشکلات اقتصادی در ونزوئلا، آرژانتین، برزیل و شیلی ضرورتا به این معنا نیست که انقلاب محافظهکاری به زودی رخ میدهد. چرخش به راست مستلزم زمان، مهارت سیاسی و شاید قدری اقبال است. اگر بهای مواد خام افزایش یابد، صرف نظر از اینکه چه کسی در قدرت باشد، اوضاع بهتر خواهد شد. اما بهای نفت فقط به این خاطر که مخالفان در انتخابات پیروز شدهاند، بالا نخواهد رفت. کشور همچنان دچار مشکلات گسترده اقتصادی خواهد بود. در انتخابات گذشته، رهبران مخالفان مراقب بودهاند وعده نکنند که برنامههای اجتماعی چاوز را برمیچینند.
باچله هنوز دو سال دیگر وقت دارد که اوضاع کشورش را رو به راه کند. در برزیل، روسف احتمالا از استیضاح جان سالم به در خواهد برد، حتی اگر از نظر سیاسی آسیب ببیند. افزون بر این، بخش بیشتر طبقه سیاسی درگیر رسوایی بزرگ ساد است و وضعیت مخالفان از این نظر نیز تعریفی ندارد. ماکری در شرایطی به قدرت میرسد که اقدامات اخیر کرشنر دست و پای او را بسته است. وی باید به مصاف یارانههای سخاوتمندانه برود و راهی برای هم کاری با اتحادیههای قدرتمند کارگری بیابد. شاید ریاست جمهوری وی برابر با 4 سال سرخوردگی دیگر باشد.
شاید راهی که هر کشور برگزیند، در مقایسه با چگونگی انتخاب آن اهمیت ثانوی داشته باشد. هر چه باشد، در این منطقه از جهان، مردان و زنان قدرتمند مدتهاست مشغول سیاسیکاری هستند. آزمون دیگر چپگرایی انتخابات ریاست جمهوری در فروردین سال آینده است که در پرو برگزار میشود.