کدام یک رئیس جمهور آمریکا شود برای ما بهتر است؟
در این چند وقت اخیر که کمپین تبلیغاتی کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به شکلی پر و پیمان شروع به کار کرده است، تحلیلگران زیادی نظراتشان را درباره رئیس جمهور مطلوب ایران بعد از اوباما، مطرح کرده اند مخصوصا الان که چهار روز از آغاز دوران پسابرجام می گذرد، اینکه چه کسی از سال 2017 پا در ساختمان سفید رنگ
واشنگتن دی.سی بگذارد تا حدودی برای مردم و دولت ایران، مهم است. بحث اینجا درباره توقف برجام نیست؛ داستان درباره مطلوبیت بیشتر اجرای برجام است. برجام و توافق هسته ای، سلیقه رئیس جمهور خاصی نیست، قرار داد منعقد شده بین ایران و اعضای 1+5 مسقیما مربوط به دولت و حکومت ایالات متحده می شود و اگر خطایی رخ دهد، نه به دموکرات ها ارتباطی دارد و نه به جمهوریخواهان ؛ مسئله مربوط به دولت آمریکاست.
اما برگردیم به بحث اصلی؛ شواهد نشان میدهد که اساساً دموکرات ها، تعامل بیشتری با ایران داشته اند و در مقابل جمهوریخواهان، پیوسته تلاش داشته اند تا با جمهوری اسلامی، سر جنگ داشته باشند! پس همین اول کار، کسانی چون دوانالد ترامپ، مارکو روبیو، جب بوش، کریس کیستی، بن کارسون و ... از لیست مورد بحث منخط می خورند و آنها را کاملا کنار می گذاریم چون تقریبا تمام کاندیداهای احتمالی جمهوریخواه در یک چیز تفاهم دارند و آن ایران ستیزی است. پس ما باید به سه گزینه دموکرات بپردازیم؛ هیلاری کلینتون، برنی سندرز و مارتین اومالی.
اومالی، فرماندار سابق ایالت مریلند است که در تاریخ ۱۷ ژانویه ۲۰۰۷ میلادی به عنوان فرماندار انتخاب شد و تا سال ۲۰۱۵ در این سمت بود.
پیش از آن هم هشت سال شهردار بالتیمور بود. او اساسا شانسی برای رأی گیری اول فوریه در آیوا ندارد اما تفکراتش نشان می دهد که بهخاطر وابستگی مالی به لابی های صهونیستی، نمی توان خیلی روی او برای تعامل با ایران حساب کرد.
هیلاری کلینتون اما کسی است که در دوره اول ریاست جمهوری اوباما، سکاندار وزارت خارجه بود و مستقیما در مقابل موضوع ایران، صاحبنظر بود. حتی در آخرین مصاحبه اش در دوران صدارت دستگاه دیپلماسی ایالات متحده، گفت که سختترین مسئله دوران کاری اش، ایران است. ما از خانواده کلینتون ها خاطرات خوشی نداریم؛ همان طور که پیشتر هم گفتم، همسر هیلاری بود که ماشین تحریم ها علیه ایران را به حرکت در آورد. از طرفی، هیلاری در دوران وزارت خارجه نشان داد که در مقابل ایران ، سخت تر از اوباماست و شاید یکی از دلایل کنار گذاشتن او از کابینه، پیش نرفتن پروژه گفتوگو با ایران بود.
اینجا باید بگویم که اگر جان کری کاندیدا میشد، به مراتب بهتر از هیلاری بود. اما برسیم به گزینه آخر که گزینه مطلوب است؛ برنی سندرز.
خیلی ها می گویند سناتور دموکرات آمریکایی، بهترین گزینه برای ایران است. وی ترجیح می دهد که حضور فعال زیادی در خاورمیانه نداشته باشد و از دخالت در این منطقه کنار بکشد. آقای سندرز اخیرا بر اهمیت نقشآفرینی ایران در جهت حل بحران های موجود در خاورمیانه نیز تاکید کرده است.
او کلا برخلاف هیلاری حرف می زند؛ چندوقت پیش بود که گفت« بشار اسد برود داعش قوی خواهد شد».
او همچنین از برجام اعلام حمایت کرده و این توافق را بهترین معامله ممکن می داند. شاید گزاف نباشد که بگویم او گزینه مطلوب اوباما هم هست و رئیس جمهور فعلی، اساسا او را به هیلاری ترجیح می دهد. هر چه هست در سال 2016 تا اینجای کار همان طور که در مناظره های دموکرات ها و جمهوریخواهان دیده ایم و شنیدهایم، مسئله ایران موضوعی مهم به حساب می آید. همانطور که گفته شد، برنی سندرز نشان داده است که بیشترین تعامل را با ایران خواهد داشت. شاید خیلی ها اینجا بگویند که رئیس جمهور آمریکا ، نقش زیادی ندارد و لابی های قدرت و ثروت چگونگی ارتباط واشنگتن با تهران را تعیین میکنند اما نگاهی به کارنامه اوباما ثابت خواهد کرد که رئیس جمهور آمریکا اتفاقا از قدرت کافی برخودار است و کسانی مثل اوباما و سندرز میتوانند جمهوریخوهان را آچمز کنند.
قانون