رشد نگرانکننده خانوادههای تکفرزندی
پژوهش یادشده كه از طرف مهدی وحدتی، كارشناس دفتر جمعیت نیروی كار و سرشماری مركز آمار ایران انجام و در ماهنامه آمار (مهر و آبان ۱۳۴) درج شده است نشان میدهد در حالی كه نسبت خانوادههای تكفرزنددر سال ۱۳۸۵ در كل كشور ۲۳.۹ درصد، در خانوادههای شهری ۲۵.۲ درصد و در خانوادههای روستایی ۲۱ درصد بوده است. این ارقام در سال ۱۳۹۰ به ترتیب برای كل كشور ۲۸.۵ درصد، برای خانوادههای شهری ۳۹.۲ درصد و خانوادههای روستایی ۲۵.۸ درصد بوده است.
آمارهای این پژوهش نشان میدهد در سال ۱۳۹۰ نزدیك به ۶۱ درصد خانوادههای شهری در مازندران، ۵۶.۲ درصد خانوادههای شهری در گیلان و ۵۴ درصد خانوادههای شهری استان گلستان خانوادههای تك فرزندی بودهاند. خانوادههای تك فرزندی در سال ۱۳۸۵ در مازندان ۲۸ درصد، در گیلان ۳۰.۵ درصد و در گلستان ۲۴.۷ درصد بوده است.
آمارهای تهیه شده توسط مركز آمار ایران موید این است كه استانهای سیستان و بلوچستان با ۱۸ درصد خانوادههای تك فرزند، كهگیلویه و بویراحمد با ۲۱ درصد و ایلام با ۲۳ درصد خانوادههای تك فرزند به ترتیب كمترین خانوادههای دارای یك فرزند را به خود اختصاص دادهاند.
نتایج استانی تعداد خانوارهای تك فرزند نشان ميدهد كه طی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ در تمام استانهای كشور نسبت تعداد خانوارهای تك فرزند به كل خانواردها در حال افزایش بوده است ولی این افزایش در استانهای شمالی (گیلان و مازندران) بیشتر از سایر مناطق كشور و در استانهای سیستان و بلوچستان و كهگیلویه و بویراحمد كمتر از سایر استانها میباشد.
در سال ۱۳۸۵ تعداد ۹۳۲۶۲۸۲ زن ۳۵ ساله یا بیشتر سرپرست یا همسر سرپرست دارای فرزند وجود داشته است كه ۶.۷ درصد از این زنان (۶۲۰۵۴۵ نفر) دارای یك فرزند زنده و مابقی دارای دو فرزند و یا بیشتر بودهاند. در سال ۱۳۹۰ تعداد این زنان به ۱۱۵۷۴۵۵۳ نفر افزایش یافت كه ۷.۲ درصد از آنها (۸۳۷۰۷۲ نفر) دارای یك فرزند زنده و مابقی دارای دوفرزند زنده با بیشتر بودهاند. بنابراین میتوان گفت كه در میان درصد زنان تك فرزند طی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ حدود ۰.۶ درصد افزایش یافته است.
بر اساس اطلاعات استانی بیشترین تغییر نسبت تك فرزندی در زنان جامعه آماری طی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ مربوط به استان خراسان جنوبی است كه بر اساس آن نسبت زنان تك فرزند جامعه آماری از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۳۹۰ به میزان ۳.۵ درصد كاهش داشته است. در طرف مقابل، نسبت زنان تك فرزند در استانهای گیلان و مازندران از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ دارای بیشترین رشد افزایش بودهاند (به ترتیب ۲.۳ و ۲.۱ درصد).
نتایج سرشماری ۱۳۹۰ نشان میدهد كه به طور نسبی با افزایش سطح تحصیلات زنان، امكان بروز پدیده تك فرزندی در بین آنها افزایش مییابد. در همین راستا نسبت تك فرزندی در بین زنان با تحصیلات ابتدایی ۶.۱ درصد، در بین زنان با تحصیلات متوسط و پیش دانشگاهی ۱۲.۹ درصد، در بین زنان با تحصیلات فوق دیپلم و لیسانس ۲۱.۷ درصد و در بین زنان با تحصیلات فوق لیسانس به بالا، ۲۸.۶ درصد میباشد.
بررسی توزیع نسبی تك فرزندی برحسب وضع زناشویی زنان نشان میدهد كه ۷.۳ درصد از زنان جامعه آماری كه دارای همسر هستند دارای تنها یك فرزند بودهاند. اطلاعات این بررسی همچنین نشان میدهد كه نسبت تك فرزندی در میان زنان جامعه آماری كه به دلیل طلاق بیهمسر بودهاند، ۲۴.۶ درصد بوده است. این نسبت در میان زنان ساكن نقاط شهری ۲۴.۹ درصد و در میان زنان ساكن نقاط روستایی ۲۲.۲ درصد است.
تك فرزندی از منظر اجتماعی و جمعیتشناسی به عنوان یك مساله حاد استراتژیك مطرح میباشد اما این پدیده از منظر افراد یا خانوارها ممكن است به عنوان یك انتخاب شایسته تلقی شود. در مقایسه با جوامع سنتی، در جوامع جدید، فردگرایی رونق پیدا كرده است و میزان فرزندآوری افراد به طور مستقیم یا غیرمستقیم متاثر از ارزشهای فردگرایی میباشد. به نظر میرسد كه خانوارهای نسل جدید تمایل ندارند كه اهداف و ارزشهای اقتصادی و اجتماعی خود را فدای فرزندآوری زیاد كنند. در همین راستا مقایسه نتایج شهری و روستایی این بررسی نشان میدهد كه شیوه زندگی و احتمالا انسجام بیشتر است.