نزدیکتر شدن حباب بانکها به ترکیدن
در این باره با دكتر یونس مظلومی مدیرعامل بیمه رازی و از كارشناسان مسایل اقتصادی گفتوگویی كرده ایم كه در ادامه میخوانید:
آقای دكتر مظلومی، شما در صنعت بیمه یك چهره برجسته و مدیر یكی از شركتهای معتبر هستید. فعالیت بیمه در سرزمینهای دیگر در ذیل بازار سرمایه جا میگیرد و میتواند بخشی از گرفتاریهای متقاضیان سرمایه را برطرف كند. این فعالیت شما موجب میشود كه با نظام بانكی ایران آشنا باشید. میخواستیم تحلیل شما را از وضع موجود بانكداری به خوانندگان انتقال دهیم.
در كشورهای توسعهیافته فعالیتهای بیمهای با معنای فعالیتهای به گردش درآوردن سرمایهها یك فعالیت جدی و موازی با فعالیت بانكی است كه میتواند در تامین منابع مالی موثر باشد. در ایران متاسفانه فعالیت بیمه گسترش قابل توجهی نداشته و سهم آن در تامین سرمایه ناچیز به حساب میآید.
میتوانید به كشورهای دیگر اشاره كنید؟
به طور مثال میتوان به كشوری مثل تایوان در آسیا اشاره كرد كه ۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی آن از فعالیتهای بیمه به دست میآید یا در انگلستان كه ۱۳ درصد از تولید ناخالص داخلی از فعالیت بیمه تامین میشود. در ایران اما این اعداد را نداریم و بیمههای ایران گونه خاصی شكل گرفتهاند. یكی از رویدادهایی كه منجر به تداخل وظایف و كارها شده است ورود شركتهای بیمه تامین اجتماعی به فعالیتهای بازرگانی است. از گرفتاریهای نظام بیمهای فعلا عبور میكنیم و به مساله بانكها میرسیم. بانكداری ایران درحال حاضر دچار پدیده پانزی شده است. پانزی فردی بود كه سال ۱۹۳۰ در امریكا روش خاصی برای بانكداری ایجاد كرده بود. او همیشه نسبت به دیگر بانكداران نرخ بهره بالاتری به مشتریان میداد و این كارش موجب شده بود كه سپردههای بیشتری جذب كند. روش او این بود كه از سپردههای جدید پول خلق میكرد و به مشتریان قبلی میداد و استدلالش این بود كه مشتریان هرگز یكباره برای گرفتن پولشان با هم به بانك مراجعه نمیكنند. این كار پانزی سالها ادامه داشت و خللی به كارش وارد نمیشد تا اینكه روزی رسید كه ورودی به بانكهای وی از خروجیهایش بیشتر شد و حباب پانزی تركید و كارش خراب شد.
به نظر شما الان در موقعیت پانزی قرار داریم و بانكهای ایرانی در موقعیت دشوار قرار دارند؟
متاسفانه به نظر میرسد برخی بانكها به ویژه موسسههای اعتباری به روش پانزی عمل میكنند و پول سود مشتریان قبلی را با سپردههای ورودی جدید پرداخت میكنند و اگر روزی برسد كه نتوانند تعهدات خود را انجام دهند، كارشان گره میخورد. ما میشنویم كه برخی بانكها از منابع بین بانكی استفاده میكنند یا دیدهایم كه برخی بانكها از بانك مركزی قرض میگیرند. برداشت من این است كه ادامه غیرمنطقی این روش روزی به بنبست میرسد و حباب میتركد.
آیا بانك مركزی به عنوان نهاد ناظر بر فعالیت بانكها از این وضع اطلاع دارد؟
بانك مركزی ابزارهای نیرومندتر نظارتی نیاز دارد و علاوه بر این در شرایطی نیست كه بتواند روی فعالیت موسسههای اعتباری غیرمجاز نظارت كند و اتفاقا همین موسسههای اعتباری غیرمجازند كه روش پانزی را رواج داده و دامنه و ابعاد آن را گستردهتر میكنند. این موسسهها یكی از عوامل بیمار شدن نظام بانكی شدهاند. شهروندان عادی و كسانی كه ریسكپذیری بالایی دارند و حمایت بانك مركزی از سپردهگذاران موسسههای ورشكست شده موجب شده است مسیر سپردهها به سمت این موسسهها سریعتر شود. من نمیدانم روش پانزی موجود چه زمانی میتركد.
برای اینكه حباب موجود بانكی به شرایط غیرقابل برگشت نرسد چه باید كرد؟
به نظرم چند اتفاق باید رخ دهد. رخداد مهم و اصلی این است كه بانك مركزی نظارتهایش را بیش از پیش تقویت كند. بانكها دارای مجوز و حتی بانكهای دولتی در حسابها، بدهیها و داراییهای خود ارقام و اقلامی را ثبت كردهاند كه واقعی نیست. بانك مركزی باید این اقلام غیرواقعی را استحصال و كار را سامان دهد. بهطور مثال بخشی از مطالبات معوقه بانكها بسیار زماندار شده است و باید از دارایی بانكها خارج شود. بانك مركزی باید سودهایی كه بانكها در حساب خود وارد میكنند را به دقت بررسی و كالبدشكافی كنند كه آیا واقعی است یا نه. علاوه بر این برخی داراییهای بانكها بیش از اندازه واقعی قیمتگذاری شده است كه این بهطور قطع در مسكن وجود دارد. موسسههای فاقد اعتبار باید جمعآوری شوند و بحث حاكمیت شركتی پیاده شود. نكته آخر اینكه بانكها را باید به چشم بنگاه اقتصادی دید.