تحلیل بنیاد کارنگی از فایده های برجام در جهان
محمد مهدی حاتمی-مباحثات پیرامون توافق هسته ای با ایران، عمدتاً حول موضوعات خاصی دور می زد، از جمله اینکه آیا جملات این توافق نامه به آن اندازه صراحت دارند که بتوانند مانع دستیابی ایران به سلاح هسته ای شوند؟ آیا ممکن است ایران دست به تقلب بزند و نیز اینکه آیا ممکن است ایران از فرصت شکوفایی اقتصادی حاصل از اجرای توافق برای تقویت سیاست های منطقه ای خود استفاده کند یا نه؟ با این همه، کمترین توجهی نه در کنگره و نه در رسانه های آمریکا به این موضوع جلب نشد که توافق هسته ای با ایران (موسوم به برجام) چه فرصت های تازه ای را پیش پای تقویت رژیم حقوقی عدم اشاعه سلاح های هسته ای خواهد گذاشت.
به گزارش ساعت ۲۴، البته ارزیابی برجام نیازمند بررسی این است که این توافق تا چه اندازه قابلیت آن را دارد که جامه عمل به خود ببیند: سقوط این توافق می تواند بحرانی بین المللی پدید بیاورد، بحرانی که هر تلاش دیگری برای به کار بستن آن در هر نقطه دیگری از جهان را با بن بست مواجه می کند.
با فرض اجرای مناسب برجام، این توافق نامه قابلیت آن را دارد که طی سال های آتی، برای افزایش اطمینان از اینکه برنامه های هسته ای سایر کشورهای جهان هم صلح آمیز باشند، به کار بسته شود. کاربست گسترده اقداماتی که در برجام پیش بینی شده است می تواند همزمان همکاری های هسته ای در جهان را افزایش دهد و ترس ناشی از اشاعه سلاح های هسته ای را هم کاهش دهد. افزون بر این، این توافق نامه می تواند مثالی از مراحلی باشد که ممکن است روزی برای خلع سلاح برخی کشورها ضروری باشند.
به گزارش ساعت ۲۴، زمان، انرژی و صبر زیادی مورد نیاز خواهد بود تا کشوری مانند روسیه قانع شود به مدلی مانند برجام تن در دهد، اما نیازی به عصبانیت نیست. در آینده نزدیک، به غیر از کره شمالی، کشور دیگری را نمی توان در آستانه تکمیل چرخه سوخت هسته ای تصور کرد.
رژیم عدم اشاعه هسته ای مشروعیت و اصول اساسی خود را از NPT می گیرد، اما نویسندگان این معاهده برخی از بندهای آن را به طور عمدی به شکلی مبهم نوشته اند، شاید به این دلیل که حدس می زدند پیشرفت های تکنولوژیکی و تاریخی، در آینده تغییراتی را با خود به ارمغان می آورند که در زمان نگارش این معاهده در سال ۱۹۶۸ پیش بینی نشده است. برجام اما نوآورانه تمامی خلاءهای موجود در NPT را پر می کند. به عنوان مثال، برجام در عمل می گوید که NPT در بادی امر حق کشورها برای دستیابی و استفاده از مواد قابل شکافت برای اهداف صلح آمیز را مردود نمی شمارد. این اما یکی از بندهایی است که منتقدان آن را یک نقص برای NPT می دانند. برجام هم همین حق را برای کشورهای دیگر محفوظ می داند اما همزمان شروطی مانند مکانیسم های پایش و راستی آزمایی را هم اضافه می کند، شروطی که به جامعه جهانی اجازه می دهند از صلح آمیز بودن چرخه سوخت کشورها اطمینان حاصل کند.
در همین راستا، فعالیت های استخراج اورانیوم ایران برای بیست و پنج سال مورد پایش قرار خواهند گرفت. ضمیمه نخست برجام تصریح می کند به مدت بیست سال «ایران تمامی تجهیزات و مکان ها را اعلام خواهد کرد...که برای چرخش سانتریفیوژها مورد استفاده خواهند بود و به سازمان بین المللی انرژی اتمی اجازه پایش مداوم را خواهد داد...» این بند، در کنار بسیاری دیگر، این اطمینان را حاصل می کند که ایران نتواند برنامه هسته ای اش را به سمت تولید سلاح منحرف کند. هیچ دلیل منطقی ای هم وجود ندارد که بنا به آن نتوان همین قسم پایش ها را در هر کشور دیگری که قصد آغاز غنی سازی اورانیوم داشته باشد، به کار گرفت.
به گزارش ساعت ۲۴، اما بحث ها حتی این جا هم ادامه دارد. روسیه و برخی کشورهای دیگر در بادی امر تأکید کرده اند که برجام را نباید توافقی در نظر گرفت که بعدها در جای دیگر هم از آن استفاده شود. می توان از منافعی پرسید که روسیه از اعلام مواضعی این چنین دارد، منافعی که ممکن است به محدودیت های تسلیحاتی و امثال آن برگردند. با این همه، به موازات اجرایی شدن برجام در طول ۱۰ تا ۱۵ سال آینده، استفاده نکردن از موهبت های آن در باب کشورهایی که می خواهند غنی سازی اورانیوم خودشان را آغاز کنند، یک حماقت برای جامعه جهانی خواهد بود. البته کشورهایی هم مانند امارات متحده عربی هستند که تعهد کرده اند به طور کلی به سمت استفاده از انرژی هسته ای نخواهند رفت و بنابراین نیازی هم به استفاده از مدلی مانند مدل برجام برای آنها نخواهد بود.
منبع: بنیاد کارنگی