چه چیزی باعث بروز افسردگی پس از وضع حمل میشود؟
تغییرات زیستی :
وضع حمل با خود باعث تغییرات هورمونی در بدن می شود. افسردگی بعد از وضع حمل ممکن است با این تغییرات مربوط باشد. هر چند این ممکن است بخشی از قضییه باشد ولی شواهد نشان می دهد که هورمون ها عامل منحصر بفرد این وضعیت نیستند. شرایط شخصی و اجتماعی تان هم ممکن است به همان اندازه مهم باشند.
داروهای ضد افسردگی و یا داروهای دیگر نیز ممکن است به شما کمک کنند. با پزشک تان درباره این موضوع مشورت کنید.
تغییرات جسمی :
وضع حمل خود به تنهایی می تواند فرسوده کننده باشد و برخی اوقات باعث مشکلات جسمی مانند درد بعد از عمل سزارین می شود. بهبودی بعد از این همیشه براحتی رخ نمی دهد. برخوردار بودن از نوزادی که به توجه زیاد نیاز دارد ممکن است باعث شود که نتوانید استراحت کنید و دریابید که به اندازه کافی نمی توانید بخوابید. اگر شما کودکان مسن تر داشته باشید آنها ممکن است در عکس العمل به تولد نوزاد جدید از شما بخواهند که به آنها توجه بیشتری بکنید. این وضعیت باعث می شود که شما حتی خسته تر شوید.
ممکن است که اشتهای شما خوب نباشد و به اندازه کافی غذا نمی خورید. وقتی چنین وضعیتی پیش بیاید ممکن است براحتی از نظر جسمی فرسوده شوید.
برخی زنان ممکن است بخاطر تغییرات جسمی که پس از وضع حمل در آنها بوجود می آید حس اعتماد به نفس کمتری بکنند و خودشان را کمتر جذاب ببینند. در عین حال، بسیاری اززنان که از افسردگی بعد از وضع حمل رنج می برند ممکن است توجه ویژه ای به ظاهر خود و نوزادشان بکنند تا حس درماندگی شان را که در اثر افسردگی در آنها بوجود آمد است بپوشانند. تظاهر کردن و خندیدن وقتی که چنین احساسی در شما وجود ندارد می تواند در خود از نظر فیزیکی فرسوده کننده باشد!
تغییرات عاطفی :
زنان اغلب احساساتی را که توقع داشتند پس از تولد نوزادشان داشته باشند تجربه نمی کنند. برای اولین بار نوزاد خود را در آغوش گرفتن در بسیاری از زنان این احساس را بوجود نمی آورد که غرق در “عشق مادری” می شوند. آنها فقظ احساس خستگی و جدایی می کنند. این کاملا طبیعی است. برخی از مادران در همان نگاه اول عاشق نوزادشان می شوند ولی برای دیگران این حس در آنها به تدریج بوجود می آید.
مهمترین موضوع این است که بیش از حد نومید نشوید اگر حس پس از وضع حمل با توقعات شما جور درنیاید. البته این هم صحت دارد که بسیاری از زنان می گویند که بعد از وضع حمل حالت عاطفی قوی تری دارند و به همین دلیل زمانی که مسائل خوب پیش نمی روند به همان نسبت هم آنها آن را وخیم تر از آنچه هست احساس خواهند کرد.
تغییرات اجتماعی :
بچه دار شدن می تواند باعث تغییرات بزرگی شود. نیازهای یک نوزاد تازه ممکن است حفظ روابط اجتماعی فعال را دشوار سازد. بچه دار شدن همینطور می تواند بر روابط بین پدر و مادر تاثیر سوء بگذارد چه اینکه برای آنها دشوار خواهد شد که وقت بیشتری را بعنوان زوج با هم بگذراند.
از آنجا که دیگربسیاری از افراد نزدیک به اعضای خانواده خود زندگی نمی کنند، بسیاری از والدین جدید کاملا منزوی هستند و مادران تازه ممکن است افراد زیادی که به آنها کمک کنند را در نزدیکی خود نداشته باشند. بویژه کسانی که از حمایت مادرشان برخوردار نیستند ممکن است این دوره را بسیار طاقت فرسا بیایند. حتی کسانی که خانواده و دوستانشان را در مجاورت خود دارند کماکان ممکن است برایشان دشوار باشد که از کسی کمک عملی تقاضا کنند.
روزنامه ها، مجلات و برنامه های تلویزیونی به ما می گویند که بچه دار شدن یک تجربه عالی است، ولی بخش دشوارتر آن را به ما نمی گویند. زنان بخاطر آنچه از وسایل ارتباط جمعی می شنوند و یا از آنچه دیگران درباره مادر شدن می گویند برخی اوقات فکر می کنند که بچه دارشدن باید با “بهترین” دوره زندگی مصادف شود. آنها فکر می کنند که هر کس دیگری می تواند بطور طبیعی وضع حمل کند و بسادگی و فوری تبدیل به یک مادر ایده آل شود. از اینرو این باورها برای آنها تقاضای کمک کردن را بسیار دشوار می کند.
ولی برای بسیاری از افراد این اسطورها درباره مادرشدن از آنچه که واقعا رخ می دهند بسیار فاصله دارند. وضع حمل کردن می تواند بسیار پر تنش باشد و مادر شدن نقش جدیدی است که فرد باید آن را یاد بگیرد مانند هر نقش دیگری که انسان در زندگی یاد می گیرد.
از زنان در این دوره و زمان ممکن است تقاضاهای بیشتری وجود داشته باشد تا از آنچه از مادران در گذشته توقع می رفت. آنها ممکن است عادت به کارکردن داشته باشند و در خانه ماندن به آنها حس انزوا بدهد و یا برای همکاران شان دلتنگی بکنند. ولی اگر آنها تصمیم بگیرند به کار بازگردند در آنصورت شاید دریابند که هم از پس کار برآمدن و هم به یک نوزاد تازه رسیدگی کردن ممکن است بسیار پر تنش باشد.
وقایع پر تنش زندگی :
ما همینطور می دانیم که کسانی که وقایع پر تنش را در گذشته و یا حال در زندگی تجربه کرده اند احتمال بیشتری دارد که افسردگی بعد از وضع حمل را پس از تولد نوزادشان تجربه کنند. بعنوان مثال، سقط جنین قبلی، از دست دادن مادر خود، مشکلات مالی، دردسرهای محل اقامت. و بالاخره مهمتر از همه باید به یاد داشت که تغییر عادی ترین عامل تنش در زندگی است، و هیچ چیز مانند تولد یک نوزاد زندگی فرد را تغییر نمی دهد
فاکتورهای دیگری که ممکن است در افسردگی پس ازایمان مشارکت داشته باشند مشتمل است بر :
• تجربه قبلی افسردگی به ویژه افسردگی پس ازایمان.
• فقدان حمایت از جانب همسر یا سایر نزدیکان.
• پریشانی یا ناامیدی در خلال یک تولد آسیب زا، مشکل یا پیش رس یا خاتمه دادن به حاملگی قبلی.
• رویدادهای فشار زای اخیر از قبیل نقل مکان یا داغدیدگی.
• مسائل جاری از قبیل فقر یا نگرانی های مالی.
• توقعات غیر واقع بینانه در رابطه با خویش یا نوزاد.
برخی زنان قادر به کشف دلایل روشنی برای احساس تشدید افسردگی خود نیستند، این هرگز به معنای غیر واقعی بودن احساسات آنها نیست.
چه کسی امکان دارد که افسردگی بعد ا ز وضع حمل را تجربه کند؟
هر کس که نوزاد دارد ممکن است افسردگی بعد از وضع حمل را تجربه کند. ولی عوامل معینی وجود دارند که خطر احتمال وقوع این وضعیت را بالا می برند.
این عوامل شامل اینها هستند:
اگر شما قبلا افسردگی داشته اید
اگر وضع حمل برایتان بویژه دشوار و آسیب زا بوده است
اگر شما در رابطه با همسرتان با مشکلاتی مواجه هستید
اگر شما وقایع دشوار دیگری را همزمان تجربه می کنید
اگر شما از نظر اجتماعی منزوی هستید و از خانواده و دوستانی که به شما کمک کنند برخوردار نیستید
اگر مادر خودتان برای کمک به شما در دسترس نیست.
البته این به این معنا نیست که هر کسی که این مشکلات را تجربه می کنند لزوما مبتلا به افسردگی بعد از وضع حمل خواهد شد.