کد خبر 202155
۱۳۹۵/۰۷/۱۲ ۰۷:۳۱

دوران سازندگی دولت درایران پوست‌اندازی کرد

ساعت24- تحلیل دستاوردهای دولت‌های جمهوری اسلامی را در روزهای آینده در مصاحیه با آقای عطریانفرخواهید خواند.
دوران سازندگی دولت درایران پوست‌اندازی کرد
جناب عطریانفر، از سال ۶۰ به بعد تقریبا دولت‌های مستقلی داشتیم که عمر کاملی کردند. در نخستین سوال، می‌خواهم درباره عملکرد این دولت‌ها و میراثی که این دولت‌ها بر جای گذاشته‌اند، توضیح دهید تا الان که دولت آقای روحانی بر سر کار است، بهترین عملکرد را کدام یک از این دولت‌ها داشته است؟

تاریخ دولتمردی در نظام جمهوری اسلامی ایران در ۳سرفصل و ۳پارادایم قابل تفکیک است؛ اولین سرفصلی که می‌توانیم به آن اشاره کنیم، دولت‌های نخستینی هستند که در ابتدای پیروزی انقلاب شکل گرفتند و در طول حیات و عمر حضرت امام هم پابرجا بودند. آغازش با دولت آقای بنی‌صدر است و شهید رجایی و پایانش هم دولت مهندس موسوی است و یک درنگ ده ساله در تاریخ دولتمردان است. این دوره، تفسیر و تحلیل و ارزیابی خاص خودش را دارد. سرفصل دومی هم شروع شده است در این روند تاریخی که از سال ۶۸ شروع می‌شود و تا به امروز ادامه دارد. این دوره هم دوره خاصی است. مزیت‌ها، محدودیت‌ها و ایرادات خاص خودش را دارد. اشتراکاتی با دوره نخستین دوره دفاع مقدس دارد و تفاوت‌هایی هم دارد. این هم تحلیل‌های خاص خودش را دارد.

۱۰ سال نخست را براساس حیات امام می‌فرمایید؟

خیر، صرفا از باب تنازع تاریخی‌اش می‌گویم. اقتضائات خاص ابتدای زمان انقلاب تا یک نقطه عطفی که هم در حیات سیاسی ایران و هم در جامعه بحث ثبات سیاسی مطرح است یا مشکلات و ناهنجاری‌هایی که به صورت ملی با آن درگیر بودیم، جنس خاص خودش را دارد. سخن از امام گفتم تا بیشتر در ذهن شما بنشیند و مشخصا آن دوره که امام در قید حیات بودند. در این دوره دوم یک قطعه نامانوس و مساله‌داری وجود دارد که مشخصا حدفاصل سال‌های ۸۴ تا ۹۲ است و آن مقطعی است که آقای احمدی‌نژاد مسئولیت اداره کشور را برعهده داشت. این ۳ سرفصل به صورت مجزا باید بررسی شود. به باور من، ما از آغاز انقلاب تا به امروز که قرین ۱۱ دولت تجارب‌شان را از نزدیک دیده‌ایم و حس کرده‌ایم، این دوران به مفهوم کلی کلمه دوران پرافتخاری برای نظام سیاسی ماست. استدلال من هم این است که یک پایه و منطقی بین شهروندان و حکمرانان ما ساری و جاری بوده است که این پایه، بسیار ارزشمند و غنی و قابل اتکاست و آن موضوع، اعتماد فی‌مابین شهروندان و دولت‌هاست که از برکات این اعتماد، اتفاقات بسیار ارزشمندی رخ داده است. دولت‌هایی که بر سر کار آمده‌اند، به تناسب ظرفیت زمانی خودشان و مطالباتی که جامعه پیرامونی خودشان داشته‌اند و مناسبات خودشان با جهان پیرامون‌ و از درون هم در حد توقعاتی که نسل‌های گوناگون از دولت داشتند، اولویت‌ها و ماموریت‌هایشان متفاوت است و به تناسب شرایط زمانی و درکی که دولتمردان ما داشتند، ماموریت‌هایشان را نسبتا خوب انجام داده‌اند. البته شما اگر از یک فاصله دور بخواهید یک گذشته تاریخی را قضاوت کنید، حتما دچار اشتباه می‌شوید. مگر اینکه برگردید در درون آن شرایط و آن شرایط را برای خودتان بازسازی کنید تا بتوانید یک داوری منصفانه را ارائه دهید. تصور می‌کنم دولت‌ مهندس موسوی ۴ بار از مجلس رای گرفت. جهت اطلاع شما بگویم که در مقطع قبل از متمم قانون اساسی دولت‌های ما ۲ بار رای اعتماد می‌گرفتند، یک بار زمانی که نخست‌وزیر کابینه خودش را به مجلس معرفی می‌کرد و دفعه دوم زمانی که مجلس جدید انتخاب می‌شود و نمایندگانی که رای می‌آوردند باید دولت مستقر را تایید کنند که کارش را انجام بدهد. در این ۴ مقطع تاریخی مهندس موسوی گرفتاری‌های زیادی داشت یعنی نیروهایی که در کابینه او به کار گرفته می‌شدند تقریبا چهره‌های شاخص، موثر و انقلابی و شناخته‌شده‌ای بودند که با تمام هویت مستقلی که داشتند حاضر بودند این هویت را در هویت واحدی به نام دولت مستحیل کنند. حتی عزیزانی در دولت بودند که مرزبندی‌هایی با موسوی داشتند اما باورشان این بود که وقتی وارد دولت می‌شوند لباس اندیشه سیاسی و گرایش شخصی‌شان را درآورده‌اند و وارد یک حوزه مقدسی می‌شوند. در این دوره قدرت‌های پیرامون دولت هم حضور داشتند که به صورت کاملا هوشیار و بصیر دولت را رصد می‌کردند و در کنترل داشتند. اولین قدرت موثر شخص امام بود و امام چون اولین تجربه مدیریت حکومت دینی را عملیاتی کرده بود و بر این باور بود که مردم تمامی اتفاقات را نهایتا به پای حاکم مسلمین که شخص امام است، می‌گذارند، ایشان با دقت و وسواس بسیار زیاد موضوعات را به این گونه تعبیر می‌کرد که دولت حتما در تکالیفش موفق باشد و هر آنجایی که دولت دچار دستانداز می‌شد، امام شخصا ورود پیدا می‌کرد و مسائل را به نفع دولت تنظیم می‌کرد. البته ممکن است ما از این منظر نگاه کنیم و بگوییم شاید مداخله امام در آن مقطع یا زیاد ضروری نبوده یا با اصل اختیار و تکلیفی که یک مدیر عهده‌دار می‌شود، سازگار نیست یا نوعی دخالت بوده که بخشی از آزادی‌ها را از دولت‌ می‌گرفته و از این جنس مسائل. این نکته‌ای بود که آن مقاطع مطرح بود اما جمع‌بندی منصفانه‌ای که از آن به دست می‌آمد بر این امر دلالت داشت که چون مصیبت و ناهنجاری عظیمی به نام جنگ سراسر ملت ما را درگیر کرده است، نمی‌توانیم جبهه جدیدی با توجه به شرایط داخلی ایجاد کنیم و امام از باب دفع ضرر مقدر و از باب الاهم و فی‌الاهم کردن مسائل و از باب دفع افسد به فاسد که یک امر عقلایی فلسفی است، ورود می‌کردند و اجازه نمی‌دادند عرصه توافق و تفاهمی که در سطوحی از مسئولان ارشد نظامی و سیاسی کشور به وجود آمده است به هم بخورد.

اینکه می‌فرمایید ترکیبی بود که از همه گروه‌ها در آن بودند و به نحوی با هم کنار می‌آمدند و از طرفی هم حمایت حضرت امام، معلول فضایی بود که باعث این اتفاق شده بود یا اینکه جامعه یا سیاسیون آن زمان اخلاقی‌تر بودند؟

نکته دوم شما صحیح است. جامعه سیاسی ما در آن مقطع اخلاقی‌تر بود و به بسیاری از مبانی سیاسی اخلاقی اگرچه فتوّت‌نامه سیاسی در اختیار نداشتند که مطالبه و عمل بکنند و سیاست‌نامه نداشتند که مطابق آن سیاست‌هایشان را تنظیم کنند اما براساس یک گذشته شکوهمند افتخارآمیز سیاسی قبل از پیروزی انقلاب به یک فضای جدید با ماموریت‌های جدید ورود کرده بودند و آن پای تفاهم، دوره مبارزه را منتقل کرده بودند و لذا اینجا آن جنبه‌های اخلاقی مشهود بود و علاوه بر این، یک رکن دیگری که به بیان نمی‌آمد ولی واقعیت خارجی داشت این بود که دولتی که می‌خواهد ماموریت اداره کشور را عهده‌دار باشد، یک ماموریتی بود که همه خودشان را در پذیرش تکالیف و سختی‌هایش مسئول می‌دانستند و مداخله‌شان نه از باب مزاحمت و سهل‌کاری بلکه از باب مسئولیت‌پذیری و تکلیف‌پذیری این حس را به خودشان القا می‌کردند. بخصوص که دولت‌های نخستین بعد از انقلاب همه شخصیت‌های بارز و نام‌آورشان فاقد تجربه مدیریتی در این صحنه بودند. چهره‌های ارزشمندی بودند که در مبارزه مدیریت را می‌فهمیدند اما پس از مبارزه مدیریت را تجربه نکرده بودند که آیا می‌فهمند یا نمی‌فهمند، صلاحیت دارند یا ندارند؟ لذا همه قوای انقلابی ما اجتماع کرده بود تا کابینه و نهاد دولت متشکل از همه کسانی باشد که احتمالا براساس منطق روزگار خودش ظرفیت مدیریت و صلاحیت را می‌توانند داشته باشند. مهندس موسوی زمانی دولت را تشکیل داد که در عرض شخص آقای موسوی کمتر از ۱۰ نفر به لحاظ صلاحیت نخست‌وزیری در کنار او نشسته بودند و این ماموریت می‌توانست به عهده یکی از آنها قرار بگیرد که فردا اگر ایشان کابینه را تشکیل داد، به عنوان عضو کابینه ایشان و دولت محسوب می‌شدند و دیدگاه‌های خودشان را داشتند. پس یک امر جمعی و یک همکاری ائتلافی بود و روند خودش را داشت و غیر از امام، به صفت قانونی و حقوقی، شخصیتی به نام رئیس‌جمهور وجود داشت که اگرچه یک مقام تشریفاتی در قانون اساسی اول ما بود ولی به هر حال چون ماموریت تنظیم قوای سه‌گانه را داشت، با وجود اینکه در جزئیات کابینه و موضوعات خرد دخالت مستقیم نداشت، در سیاست‌های کلی مسئول و پاسخگو بود و دخالت داشت. حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای در آن سال‌ها حدفاصل سال‌های ۶۰ تا ۶۸ دیدگاه‌هایی داشتند و ایشان مشخصا در حوزه مسائل جزئی، تفاوت نگاه و سلیقه با نخست‌وزیر وقت داشتند. همین امر امکانی را فراهم می‌کرد که حوزه نظارتی دومی که بعد از امام بر دولت وجود دارد، با وسواس، دقت و حساسیت احتمالا اشکالات را مطرح می‌کنند. از این نقطه که باز عبور کنیم نهاد پارلمان بسیار ذی‌متقن بود. اگرچه امروز نظام سیاسی ایران نیمه‌پارلمانی و نیمه‌ریاستی است و انتخابات هم برای نمایندگان مجلس و هم رئیس‌جمهور از طریق رای مردم صورت می‌گیرد. در آن مقطع تاریخی، نهاد اجرا در کشور ما اتوریته و قدرت تنفیذ خودش را از مجلس دریافت می‌کرد و رای شخص نخست‌وزیر هم از نمایندگان تنفیذ می‌شد. در واقع به زبان روزگار خودش عملا نظام سیاسی ما پارلمانی بود. در حالی که در شرایط بعد از ۶۸ نیمه‌پارلمانی و نیمه‌ریاستی شد. پس نهاد پارلمان هم داخل موضوع بود و از خودش نظریه داشت و علاقه‌مند بود در موقعیت کشور مشارکت داشته باشد. از این مرحله هم عبور کنیم نهادهای مدنی، عرفی و ملی هم بودند، مانند پایگاه‌های ائمه‌جمعه، شخصیت‌های موثر استانی و نمایندگان امام در استان‌ها، آنها به گونه‌ای دولت را احاطه کرده بودند و از سر دلسوزی اظهارنظر می‌کردند، نقدی می‌کردند و به صورت کاملا کلی و گذرا من دولت موسوی را، هر دو دوره را، با همه تنش‌هایی که در درون آن بود با همه فراز و فرودها و تغییراتی که در احزاب صورت می‌گرفت یک دوران کاملا موفق می‌دانم. پس ما مقایسه‌ای نمی‌کنیم. مقایسه ما نهایتا مبتنی بر یک داوری عرفی است. می‌توانیم حداقل شاخص‌های موفقیت را هم ارزیابی کنیم: کشوری داشتیم که زیرساخت‌های آن با رفتن رژیم شاه دچار آسیب شده بود و درآمد نفتی ما کم بود، نهادهای مولد در حوزه صنعت به‌شدت آسیب دیده بود و جمعیت رشد نگران‌کننده‌ ۵/۳ درصدی داشت، جامعه تحول‌یافته ایران نسبت به گذشته خودش در حال پوست‌اندازی بود، به سرعت حوادثی مانند کودتای نوژه، درگیری‌های قدرت‌های محلی و اختلافاتی که در منطقه غرب یا منطقه گنبد کاووس داشتیم، به اضافه حمله طبس و از همه بدتر حادثه تلخ جنگ به عنوان ناهنجاری، نه یکی و دو تا بلکه ده‌ها گرفتاری کشور ما را احاطه کرده بود و این دولت باید در میانه این تیرهای سهمگینی که به سمت مردم شلیک می‌شد، می‌ایستاد. جریان نفاق از سال ۶۰ به بعد حقیقتا ضربات شکننده‌ و آسیب‌های بسیار تلخی را وارد کردند هرچند به نظر من شهادت عزیزان و مردمان ما که بالغ بر ۳ هزار نفر شدند در قبال خسارت بالاتری که اینها وارد کردند که ایجاد بی‌اعتمادی یک نسل نوخواسته جوان بود آسیب‌های بزرگ‌تری است که منافقین وارد کردند. به هر حال از مجموع این داستان‌ها من این دوره را دوره موفقی می‌دانم.

در این دوره، ما مشکلات حادی با جهان خارج نیز داشتیم.

از سال ۶۸ تا به امروز که سال ۹۵ است، نزدیک به ۲۷ سال روند به شکلی است که سنگ‌نشانه ما در این مسیر از ۵۷ به ۶۸ تبدیل شد. به این معنا که در سال ۵۷ در اوج بی‌اعتمادی از ناحیه قدرت‌های جهانی حکومت را تشکیل دادیم، در اوج آشفتگی ثبات را به وجود آوردیم، در اوج دشمنی‌های نیروهای پیرامونی به یک توفیق و به پیروزی نسبی ارزشمندی دست پیدا کردیم، در یک دوره‌ای در سال تقریبا براساس محاسبه‌ای که سازمان ملل انجام داد، چیزی بالغ بر هزار میلیارد دلار خسارت جنگی ۳۰۰ میلیارد حدود یک سوم آن مستقیم و دو سوم آن غیرمستقیم- وارد شده است. این دوره‌ها را طی کردیم و با وجود این مسائل به نقطه‌ای رسیدیم که به دنیا ثابت کنیم ما صلاحیت و حق ماندگاری داریم و این هویت را در چشم جهانیان به رسمیت شناساندیم. فی‌الواقع ما آمدیم نقطه استانداردمان را از آن سال به سالی منتقل کردیم که دنیا به چشم یک کشور مستقل، به عنوان کشوری که صاحب نام است و تاریخ دارد به ما نگاه کند.

دولت آیت ا... هاشمی رفسنجانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سنگ بنایی که آقای هاشمی‌رفسنجانی گذاشتند، بسیار بنیادین بود و تعریفی که ایشان از آینده کشور و نظام سیاسی ما کرد، اگرچه پایه‌های اصلی‌اش در دوره دفاع مقدس است که خود ایشان هم در آن دوران تکیه‌گاه بزرگی برای دولت بود و همواره آقای موسوی از حمایت‌ها، ارشادات و همفکری‌های آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس به خوبی برخوردار بود اما این دوره، دوره‌ای است که عملا دولت در ایران پوست‌اندازی می‌کند و تصویر دیگری را به جهانیان نشان می‌دهد و آن چیزی نیست مگر اینکه این حکومت در مقام صلح، آرامش، توافق، هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و زیست مشترک با دنیای پیرامونش قرار دارد. دوم تغییر نوع نگرش دولتمردان نسبت به زندگی و نحوه حیات جاری خانواده‌های ایرانی است. شما تا دیروز فرزندانی را به دنیا می‌آوردید برای کشته شدن و شهادت، برای دفاع از کشور و این زمان به دنیا می‌آورید برای باقی ماندن، بالندگی، توفیق و پیشرفت، جذب و توسعه. آقای هاشمی سرفصلی را آغاز کرد و می‌گوید ما آمدیم نشان بدهیم حکومت دینی قابلیت ماندگاری دارد. دورانی برای هویت ۱۰ سال می‌جنگیدیم اما امروز برای مرحله‌ای بالاتر از تقویت و توسعه هویت می‌جنگیم. این مبنایی است که هاشمی رفسنجانی شاخص آن و مبدا آن بود و جز او کس دیگری واجد این شیوه نبود. چون کسی بود که ریشه در متن انقلاب داشت و نزدیک‌ترین شخصیت به امام بود. از چهره‌های موسس نظام جمهوری اسلامی بوده و زبان مشترک با لایه‌ها و طبقات مختلف اجتماعی داشته، هم‌زبان جامعه روحانیت مبارز و هم‌زبان روزگار مدرن خودش را می‌فهمد و در مبانی مدیریت نظام اسلامی صاحب سبک و نظر است. او عنصری با داشتن برخی حیثیت‌ها بود و فقط شخص هاشمی می‌توانست این راه را آغاز کند. البته مشکلاتی هم وجود داشت که بخصوص از ناحیه دوستان خود ایشان آغاز شد.

اشاره می‌کنید که دقیقا چه مشکلاتی و از سوی چه کسانی یا کجا؟

برخی خدمت ایشان نقدی داشتند که شما به جای تمرکز بیش از حد در حوزه اقتصاد مثلا در حوزه سیاسی یا حوزه اجتماعی باید ایفای نقش کنید. ایشان ضمن تایید عرض بنده می‌گفت آقای فلانی ما اگر نتوانیم شکم مردم را سیر کنیم و نتوانیم برای آنها امنیت ایجاد کنیم، تاریخ درباره ما قضاوت خواهد کرد. سرفصل‌هایی که به عنوان ماموریت‌های دولت آقای هاشمی بود یکی دو سرفصل نبود اما منطق یک مدیر واقعی این است که حتما این سرفصل‌ها را باید اولویت‌بندی کند و متناسب با اولویت‌هایی که مشخص می‌کند ذخیره‌ها، توان و قدرتش را صرف آنها نماید. جمع‌بندی آقای هاشمی‌رفسنجانی از امور این بود که ما باید ابتدا امنیت ملت‌مان را در خارج از میدان جهانی در میدان بین‌المللی تثبیت بکنیم. چرا که امنیت داخلی ما تا حدود زیادی تامین شده بود و در دوره‌ تثبیت هویت امنیت تامین شده بود. اگرچه دشمنان و مخالفان و تروریست‌هایی بودند اما این را با تمام وجود حس می‌کرد که باید انجام شود و در کنار این قضیه درک کرده بود که «من لا معاش له، لا معاد له» و «کاد الفقرُ ان یکون کفرا». به اینها باور داشت و می‌گفت این مردم به وظیفه خودشان در حق انقلاب‌شان و در حق رهبران‌شان فوق‌العاده نقش ایفا کرده‌اند و همه چیزشان را در سبد اخلاص تقدیم امام خمینی کردند، ما هم به عنوان حواریون و کارگزاران امام سخاوتمندانه از این ظرفیت بهره‌مندیم و الان نوبت ماست که شیرینی حیات و زندگی را به گام این مردم بریزیم و بچشانیم و برنامه ایشان به سمت توسعه هدایت شد و اعتقاد آقای هاشمی قطعا در بحث توسعه کمتر از تعریفی که آقای رئیس دولت اصلاحات کرد، نبود. اما اولویت امروز ما این است. به زبانی که استراتژیست‌های دنیای غرب هم از آن سخن می‌گویند و می‌گویند اگر شما به اندازه کافی توان اقتصادی نداشته باشید، سخن از دموکراسی ندارید؛ حتی نخواهیم خیلی تمرکز کنیم روی چنین اظهاراتی با یک ادبیات سنتی و درک داخل کشور خودمان یک مثال را می‌گویم؛ تصور کنید یک مردی و یک زنی تشکیل خانواده می‌دهند و آن زمان در برابر اعضای خانواده مسئول هستند و منابع آنها محدود است، هزینه‌های آنها زیاد است و درآمدشان کم است، چگونه هزینه می‌کنند و چگونه برای زندگیشان برنامه‌ریزی می‌کنند؟ به سرعت ذهن برنامه‌ریزی‌شان فعال می‌شود که برای اداره بهینه زندگی داخلی خودمان باید سرفصل‌هایمان را اولویت‌بندی کنیم و در اولویت نخست هزینه‌ها را در آن مسیر ببریم. اولین هزینه‌ای که شما از آن نمی‌گذرید رزق است. تمام همت این خانواده و پدر این خانواده صرف این می‌شود که شکم اعضای خانواده‌اش را سیر کند. منابع دومی که اگر اضافه آمد و شما خرج می‌کنید صرف سرپناه شما می‌شود که یک جایی را داشته باشید که زندگی کنید، منبع سوم صرف بهداشت و درمان شما می‌شود، منبع چهارم شما صرف آموزش می‌شود، منبع پنجم صرف رفاهیات و تفریحات می‌شود. در سرفصل‌های نهم و دهم شما حاضر هستید خرج کنید برای توسعه اجتماعی و مشارکت‌های سیاسی. تصویری که آقای هاشمی ارائه می‌کرد، می‌گفت من توسعه سیاسی و اجتماعی را می‌فهمم اما من تا نتوانم در کشور درآمدزایی ایجاد کنم این سخنان، سخنان هجوی است و علی‌القاعده عوارضش را هم کنار خودش داشت. چون دیگران مطالبه دیگری می‌کردند.

منبع:آرمان

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک