پژوهش اقتصادی مثل بازی تنیس بدون تور
بررسیهای دقیقتر نشان میدهد تقریبا همه مقالههای اقتصادی در ایران به زعم نویسندگان با رویکردی کاربردی نوشته شدهاند که در به کارگیری «مطالعات کاربردی» نیز مغالطه صورت پذیرفته است. منظور از مطالعات کاربردی – دستکم آنچه در کشور ما رواج دارد- استفاده از دادهها برای آزمون نظریه یا فرضیهای در سطوح مختلف است و به مفهوم کنکاش یک مساله حل نشده به منظور ارایه و پیشنهاد راهکار اجرایی نیست؛ بدین معنا که مسالهای حل نمیشود. به نظر میرسد مساله محوری سرلوحه تحقیقات دانشگاهی نیست و انگیزههای دیگری در جهتدهی اندیشههای مطالعاتی دانشآموختگان اقتصادی موثر است. بنابراین، در مورد سودمندی این مقالات برای جامعه تردید وجود دارد. «حل مساله» یکی از معیارهای پیشرفت علم است که به نظر میرسد بیشتر مقالات اقتصادی فاقد چنین فایدهای هستند.
نشریات اقتصادی پر از مقالاتی است که تحلیل رگرسیونی را برای بررسی هر مساله قابل تصور اقتصادی به کار میبرند اما آشکار است که موفقیت در چنین تلاشهای اغلب متکی بر کتاب آشپزی اقتصادسنجی است. فرضیهای را به شکل معادله بیان و اشکال مختلف آن معادله را تخمین و بهترین برازش را انتخاب و سپس استدلال خود را برای عقلانی کردن فرضیه تنظیم میکنند.
با اینکه بسیاری از دانشآموختگان اقتصاد به پیشفرضها، الگوها و مدلهای نظریات نئوکلاسیکی برای تبیین توسعهنیافتگی ایران تردید دارند ولی در عمل به آن دل بستهاند و به سایر نحلههای فکری که از توانایی لازم برای تفسیر برخی جنبههای اقتصاد ایران، نسبت به سایر مکاتب، برخوردارند، بیاعتنا هستند. به نظر میرسد اقتصاددان در ایران کمتر به دنبال حل مساله هستند.
به ندرت مطالعهای در حوزه علمشناسی و معرفتشناسی و نقادی پیدا میشود. یکی از علل این اتفاق، کماقبالی مجلات تخصصی به اینگونه مطالعات است. مطالعات روششناسی، تحلیلهای تاریخی و تفکر نقادانه کمتر دغدغه فکری اقتصاددانان ایرانی است.
ضعف تجربه زیسته فردی
محققان اقتصادی به جای تکیه بر واقعیتها بیشتر در کتابخانهها و محیطهای دانشگاهی بیمساله حضور دارند و عمدتا با اتکا به کارکردهای زبانی آنها آشنایی عملی کمتری با محیطهای کسب و کار دارند. بنابراین، به نظر میرسد که تجربههای فردی آنها از غنای لازم برخوردار نیست و بر همین اساس، در قلمرو علمی نیز محصولات علمی اثرگذار کمتر یافت میشود.
در مقالات انتشار یافته به ندرت مقالهای با تفکر نقادانه یافت میشود. به ندرت دیدگاهها در دانشکدههای اقتصاد ایران به نقد گذاشته میشود، تا نقدی صورت نگیرد علم رشد نخواهد کرد. در بسیاری از کشورهای صاحب نام در دانش، «روش نقد اندیشه» به عنوان یک درس عمومی در دانشگاهها تدریس میشود. شاید سالها طول بکشد تا چنین مباحثی در رشته اقتصاد در ایران بگنجد. وقتی از سولو سوال میشود خطای اقتصاددانان در مطالعات تجربی چیست؟ پاسخ میدهد بخش اعظم مطالعات تجربیشان نقد نمیشود و آنها با اصلاحاتی در روشهای بررسی، بیشتر خود را گول میزنند.
کثرتگرایی در تولیدات علمی اندک است. پژوهشگران اقتصادی کمتر به مسائل واقعی توجه دارند. بر همین اساس درمورد دستیابی این مطالعات به حقیقت، باید محتاط بود. معمولا کثرتگرایی اندیشهها تحمل نمیشود و نقد اندیشه با نقد صاحب اندیشه یکسان پنداشته میشود. تنها در یک محیط علمی کثرتگراست که امکان رشد دانش افزایش مییابد. از رهگذر این نقادی رشد علم اتفاق میافتد.
به گزارش ساعت ۲۴، داستان علم اقتصاد متاسفانه ماجرای تولید گلخانهای علم است که حاضر به روبهرو شدن با مخاطرات نیست و صرفا دل بسته به محصولات آماده و بستهبندی شده از خارج است. مدلگرایی آنچنان میان اقتصاددانان رایج است که حتی دانشگاهیانی که به این مدل ها به نظر تردید مینگرند، هنگام نگارش مقاله از این روشها بهره میگیرند و به نتیجه رسیدهاند که تنها راه نگارش و انتشار مقاله در ایران، صورتبندی ریاضی است.
بنابراین، مساله محوری و مشکلگشایی در کانون برنامههای پژوهشی دانشگاهها نیست. نمونه این مدعا بسیاری از مشکلات ریز و درشت کشور از قبیل بیکاری، تورم، قفلشدگی به نفت، توزیع نامناسب درآمد و... است که پیشینه برخی از آنها به یک قرن میرسد. تاکنون کدام یک از مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی الگویی برای کاهش و رهایی اقتصاد کشور از درآمدهای نفتی ارایه کرده است؟ کدام یک از دنشکدههای اقتصاد برنامه عملیاتی برای کنترل تورم پیشنهاد دادهاند؟