خصوصیسازی، ماموریت بزرگ سلطانیفر
ساعت24- مسعود سلطانیفر در نطق روز گذشته مجلس و مصاحبههای روزهای اخیر، نکات ریز و دقیقی را درباره مشکلات ورزش مطرح کرد که آشنایی وزیر جدید ورزش و جوانان به این حوزه را نشان میدهد.
او برنامههای بلندمدت و کوتاهمدتی برای بهبود وضعیت ورزش مطرح کرد که یکی از مهمترین آنها تاکید روی خصوصیسازی باشگاهها بود. این پروژهای است که محمود گودرزی، وزیر قبلی هم در دستور کار داشت، ولی به دلایل مختلف موفق نشد آن را عملی کند. حالا نوبت سلطانیفر است که با بررسی مشکلات این پروژه در دوره گودرزی، تلاش جدیدی را برای برداشتن این سنگ بزرگ از مسیر فوتبال و ورزش آغاز کند.
وزن فوتبال از نظر توجه عمومی و جذب بودجه اگر بیشتر از بقیه ورزشها نباشد، هماندازه آنهاست و استقلال مالی باشگاهها، میتواند به بقیه رشتهها هم فرصت تنفس بیشتری بدهد. همه این دلایل کافی است تا وزیر جدید خصوصیسازی را در صدر برنامههایش قرار دهد و توجه ویژهای به آن داشته باشد.
برای فوتبال ایران که سالها با بودجه دولتی ارتزاق کرده و فربه شده، دل کندن از این درآمد بیدردسر کار آسانی نیست و نیاز به مدیرانی دارد که حاضر باشند، سختیهای این مرحله انتقالی را به جان بخرند و از ریاضت اقتصادی و عواقب آن نترسند. کسانی که این سالها در فوتبال ایران چهره شدهاند، بیشتر مدیران هزینهاند و برای حرکت به سمت درآمدزایی و کوچک شدن باشگاهها، احتمالا لازم باشد مدیران جدیدی قدم به این میدان بگذارند. در دوره وزارت گودرزی هم تلاش برای خصوصیسازی با مقاومتهایی در بدنه فوتبال روبهرو شد و این بار هم انتظاری جز این نمیرود.
پیشنیاز خصوصیسازی، استقلال مالی باشگاههاست و همین به ثمر رسیدن این برنامه را سختتر میکند، چرا که به همکاری و هماهنگی سازمانهای مختلفی نیاز دارد. مهمترین منابع درآمدزایی باشگاهها در فوتبال اروپا، حق پخش تلویزیونی مسابقات، حامیان مالی و فروش محصولات مختلف باشگاه است که شرایط هیچکدام هنوز در فوتبال ایران محقق نشده است.
حق پخش تلویزیونی بحث مفصلی دارد و هرچند در سالهای گذشته بهطور محدود اجرا شده، هنوز فاصله زیادی با ایدهآل باشگاهها دارد. حمایت مالی واحدهای خصوصی از فوتبال هم در ورزش ایران هنوز امری نوپاست و بخش خصوصی دلایل کافی برای سرمایهگذاری در ورزش نمیبیند. برای فروش محصولات باشگاهها که فعلا محدود به پیراهن است، هنوز زیرساختها مهیا نیست.
در یک کلام خصوصیسازی مسیری پرسنگلاخ است و وزیر تنها با عزم جدی و برنامهای دقیق میتواند به آن برسد. این یکی از بزرگترین گرههای فوتبال است که سلطانیفر بهدرستی روی آن دست گذاشته و اگر آن را باز کند، خدمت بزرگی برای ورزش ایران خواهد بود.
وزن فوتبال از نظر توجه عمومی و جذب بودجه اگر بیشتر از بقیه ورزشها نباشد، هماندازه آنهاست و استقلال مالی باشگاهها، میتواند به بقیه رشتهها هم فرصت تنفس بیشتری بدهد. همه این دلایل کافی است تا وزیر جدید خصوصیسازی را در صدر برنامههایش قرار دهد و توجه ویژهای به آن داشته باشد.
برای فوتبال ایران که سالها با بودجه دولتی ارتزاق کرده و فربه شده، دل کندن از این درآمد بیدردسر کار آسانی نیست و نیاز به مدیرانی دارد که حاضر باشند، سختیهای این مرحله انتقالی را به جان بخرند و از ریاضت اقتصادی و عواقب آن نترسند. کسانی که این سالها در فوتبال ایران چهره شدهاند، بیشتر مدیران هزینهاند و برای حرکت به سمت درآمدزایی و کوچک شدن باشگاهها، احتمالا لازم باشد مدیران جدیدی قدم به این میدان بگذارند. در دوره وزارت گودرزی هم تلاش برای خصوصیسازی با مقاومتهایی در بدنه فوتبال روبهرو شد و این بار هم انتظاری جز این نمیرود.
پیشنیاز خصوصیسازی، استقلال مالی باشگاههاست و همین به ثمر رسیدن این برنامه را سختتر میکند، چرا که به همکاری و هماهنگی سازمانهای مختلفی نیاز دارد. مهمترین منابع درآمدزایی باشگاهها در فوتبال اروپا، حق پخش تلویزیونی مسابقات، حامیان مالی و فروش محصولات مختلف باشگاه است که شرایط هیچکدام هنوز در فوتبال ایران محقق نشده است.
حق پخش تلویزیونی بحث مفصلی دارد و هرچند در سالهای گذشته بهطور محدود اجرا شده، هنوز فاصله زیادی با ایدهآل باشگاهها دارد. حمایت مالی واحدهای خصوصی از فوتبال هم در ورزش ایران هنوز امری نوپاست و بخش خصوصی دلایل کافی برای سرمایهگذاری در ورزش نمیبیند. برای فروش محصولات باشگاهها که فعلا محدود به پیراهن است، هنوز زیرساختها مهیا نیست.
در یک کلام خصوصیسازی مسیری پرسنگلاخ است و وزیر تنها با عزم جدی و برنامهای دقیق میتواند به آن برسد. این یکی از بزرگترین گرههای فوتبال است که سلطانیفر بهدرستی روی آن دست گذاشته و اگر آن را باز کند، خدمت بزرگی برای ورزش ایران خواهد بود.
ایران ورزشی