«دور بدجنس» تنیده بر اندام روزنامهها
چرا شمارگان روزنامهها در ایران با کاهش شدید مواجه شدند؟ دلایل قابل اعتنایی از جنس سیاست، از جنس فرهنگ و از جنس اقتصاد میتوان برای این پرسش ردیف کرد که هر کدام از آنها درست و واقعیاند. نوشته حاضر قصد ندارد همه مسائل را در یک نوشته کوتاه بیاورد اما میتوان به «دور خبیث» اشاره کرد که چندی است دور روزنامهها و رسانهها را پر کرده و آن را به سمت پایین میکشاند.
این «دور خبیث» شامل درآمد پایین، کیفیت پایین و کمیت پایین است که هر کدام دیگری را تقویت میکنند. واقعیت این است که روزنامههای ایرانی دستکم از اوایل دهه ۱۳۹۰ در دام این دور زشت افتاده و هر سال در وضع بدتری قرار میگیرند. اقتصاد ایران در ۱۳۹۰ به دلیل ناکارآمدی دولت و تشدید تحریمها تضعیف شد و دولت به عنوان بزرگترین نهاد اقتصادی کشور با کاهش شدید درآمد مواجه شد. درآمد پایین دولت به دستگاهها و سازمانها و شرکتها رسید و این نهادها که تامینکننده عمده درآمد روزنامهها از طریق دادن آگهی بودند دست به عصا شده و دیگر آن جرات و پول قبلی را روانه مطبوعات نکردند. این وضع موجب شد که روزنامهها در دادن دستمزدهای بالا به نیروهای ورزیده ناتوان شوند و کیفیت تولید آنها روندی کاهنده پیدا کند و به همین دلیل مشتریان خود را از دست دادند و چون شمارگان آنها کاهش یافت آگهیدهندگان بخش خصوصی نیز از دادن آگهی و پول امتناع کردند.
این دور بدجنس هنوز ادامه دارد و با توجه به قد برافراشتن رقبای نیرومندی مثل شبکههای اجتماعی و صدها سایت تحلیلی – خبری که با هزینههای کمتر همان کار روزنامهها را با سرعت بیشتر انجام میدهند به نظر میرسد شرایط بدتر خواهد شد. برای اینکه شرایط از این که هست بدتر نشود باید همان راهی را رفت که کشورهای دیگر رفتهاند: ادغام موسسههای اطلاعرسانی و روزنامهها. این راهی است که میتواند مانع از رقابت فرسایشی روزنامهها در تخفیف دادن عجیب و غریب به آگهیدهندگان شود و میتواند به کیفیت تولیدات کمک کند. از طرف دیگر اما باید توجه داشت که روزنامهها جنس جور نمیفروشند و این باعث فرار مشتریان بیشتری خواهد شد. روزنامهها باید با توجه به ماهیت خود به این بیندیشند که میتوانند با ادغام و بزرگتر شدن در وضع درآمدی و اشتهار بیشتر قرار گیرند.