جزیرههای پراکنده و لکنت زبان دولت
آیتالله هاشمیرفسنجانی حامی و دلسوز و مراقب رییسجمهور حسن روحانی چهره نامآور در میدان سیاست ایران آخرین فرد مهمی بود که در این عرصه بیپروا سخن گفت و حتی آدرس داد که چرا دولت در این نقطه ضعف دارد. نوشته حاضر آنچه بر زبان سیاستورزان طرفدار دولت درباره ضعف پاسخگویی و اطلاعرسانی دولت بیان شده است را نفی نمیکند. اما قصد دارد کمی جلوتر رفته و به یک مساله مشخص اشاره کند این مساله بسیار با اهمیت است و ادامه مشکل موجود میتواند در ماههای آینده حتی به دردسر منجر شود.
این مساله رفتار جزیرهای مدیریت روابط عمومی نهادهای زیرمجموعه دولت در وزارتخانهها و در سازمانها و نهادهای گوناگون است که اتفاقا تیرهای انتقاد به سوی آنها پرتاب میشود. مدیران روابط عمومی سازمانها و وزارتخانههای دولتی بدون اینکه از یک جا هدایت شوند براساس میزان دانش، تجربه، سابقه، علاقه و روش «من در آوردی» خویش فعالیت میکنند. خوب است یکبار با دقت به استراتژی تعیین مدیرکل روابط عمومیها در دولت یازدهم توجه شود. آیا برای انتخاب این مدیرکل جز مسائل مربوط به استعلامهای ویژه و خاص کار دیگری صورت پذیرفته است؟ آیا امکانات، اختیارات و شرایط حاکمیت نهادهای روابط عمومی در وزارتخانهها، سازمانها و دستگاههای دولتی یکسان است در حالی که مدیر روابط عمومی یک وزارتخانه به دلیل اینکه درآمد خاص دارد و محل توزیع آگهیهای پرشمار شرکتهای زیرمجموعهاش شده است، همانگونه عمل میکند که یک وزارتخانه کم درآمد عمل میکند؟ آیا در جایی از دولت برای هماهنگیها، استفاده جمعی از دانش و تجربه وامکانات مدیران روابط عمومیها کاری انجام میشود؟ آیا نهاد ریاستجمهوری یا نهاد دولت برای استخراج موارد معلوم در پاسخگویی آموزشهای خاصی به مدیران داده است؟ آیا کار مدیران روابط عمومی در 3 سال اخیر ارزیابی و نقاط ضعف و قوت آنها معلوم شده است؟
شاید یکی از کارهای بسیار با اهمیت در دولت یازدهم و حتی دولتهای بعدی این باشد که فعالیت روابط عمومی جدای از روابط دفتر ریاستجمهوری باشد و برای خودش سازمان مخصوص پیدا کند و جایی در نهاد پیدا شود که مسوولیت مستقیم درباره نهاد روابط عمومیها در سازمانها، وزارتخانهها و دستگاههای دولتی داشته و ارزیابی دقیقی از توانایی، هوشمندی، کارآمدی و کارنامه مدیران روابط عمومی صورت پذیرد. توجه داشته باشیم که نهاد روابط عمومی در دنیای امروز یکی از نیرومندترین، سازمانیافتهترین، مدرنترین و کارسازترین نهادها به حساب میآید. دولتها به ویژه دولتهایی مثل دولت یازدهم که هر روز هدف تیرهای انتقاد از سوی منتقدان قرار دارند، باید این نهاد را با اهمیت فرض کرده و آن را از حالت سنتی خارج سازند. یکی از فیلسوفان سیاسی مینویسد: «اینکه گفته میشود دولت مردم را فقیر کرد یا دولت مسکن را گران کرد یا دولت باید مذاکره کند، اساسا گمراهکننده است...» این شخصی کردن دولت است اما واقعیت این است که افراد واجد مناصب دولتی به عنوان شخص خود عمل نمیکنند یا مناصب و اختیارات جزو اموال و داراییهای شخصی آنها نیست. به همین دلیل است که میگویند آن فرد خدمتگزار دولتی یا مامور دولت است و شخصیسازی دولت نوعی مرموزسازی است...
بنا بر آنچه در سطور بالا آمد و با استناد به گفته فیلسوفان سیاسی باید مدیران دولت در نهاد روابط عمومی ماموران دولت تلقی شوند و از مجموعه آنها خواست که با امکانات مالی، پولی، دانش و تجربه و تواناییهای ذاتی به دولت کمک کنند تا از زیر فشار مخدوشسازی بیرون آید.
منبع: روزنامه ابتکار