رهایی مطبوعات، مطبوعات رهایی
اما آن فضای نسبتاً باز مطبوعاتی که به گَرد فضای بعد از دوم خرداد ١٣٧۶ نمیرسید، عمری کوتاه داشت و درگیریهای سیاسی حاد و عجله نظام در استقرار خود و توهم اپوزیسیون سادهاندیش در «سرنگونی»(!) آن و جنگ هشت ساله همه چیز حتی روزنامهها را به اندوهبارترین رنگها یعنی سیاه و سفید تبدیل کرد. روزنامههای سیاه و سفید یک پیام بیشتر نداشتند: «هر که با ما نیست، بر ماست!» پیام حاکمیت نیز که خود را در چند جبهه سخت گرفتار میدید و از تجربه تاریخی حکومتداری چندان برخوردار نبود، در آن پیام سیاه و سفید منعکس میشد. علیرغم این توصیفها که گویای رکود آزادی مطبوعات در آن دوران سخت تاریخی بود کورسویی داغ دلها را تازه میکرد. اهل نظر و قلم که بدون آزادی مطبوعات، آزادیهای دیگر را توهمی بیش نمیدانستند و دائم درگوشی زمزمه میکردند زبان اداره جامعه دموکراسی است و روح و جان دموکراسی آزادی مطبوعات، دل به یکی دو نشریه خوش کرده بودند.
تدریجاً «سلام» آمد و چشم برخی به حضورش روشن شد! آنها استدلال میکردند مطبوعات نیمهآزاد حتی اگر محصول بدی هم تولید کنند، خوب است؛ چرا که نقش آزادی ذاتاً دافع بدی است و حافظ نظام امنیتی و تعادلی مطبوعات. در «سلام» قدری جای اهل نظر و قلم باز شد. قدری فضا برای آزادی اندیشه فراهم شد. اهل نظر و قلم با حسرت وصفناپذیری از وجود «دموکراسی» موقتِ حادثِ پس از انقلاب یاد میکردند و فریاد وااسفاها سر میدادند: دموکراسی آسان به دست نمیآید ولی افسوس و صد افسوس که به آسانی از کف میرود و تاریخ نشان داده این نهالک، بدون مبارزه بیامان و آگاهانه اکثریت مردم برای حفظ و نگهداری خود به درختی تنومند بدل نمیشود. این که روزنامه «سلام» تا چه میزان در برپایی دوم خرداد ١٣٧۶ نقش داشت، میتواند جای بحثهای نظری مطولی را به خود اختصاص دهد که همگی گویای یک اصل کلی است و آن برجستگی بینظیر نقش مطبوعات است.
بزرگترین دستآورد بینظیر تاریخی دوم خرداد بیست سال پیش شکوفایی مطبوعات بود. توفانی به پا شد که یکی از مراجع صاحبنظر گفت ما اگر بخواهیم پاسخگوی خیل عظیم انتقاداتی باشیم که از جانب مطبوعات به ما روا داشتهاند، به صد سال (!) زمان نیاز داریم! امروز پس از گذشت دو دهه از آن دوران بینظیر تاریخی حیف است خانواده مطبوعاتی کشورمان به خود نجنبد و در صدد احیای آن ایام شکوهمند برنیاید.
خانواده مطبوعاتی کشورمان آن قدر حرف و حدیث ناگفته در چنته دارد و با دسترسی به تکنولوژیهای برتر مجهز به ابزارهای زمانهشان شده که با اندک ارادهای میتواند مجدداً شعارهای همیشگیشان را که هیچگاه کهنه نمیشوند، با ادله زمانهپسندتری مطرح کند. اهل مطبوعات میتوانند نظم بروکراتیک را زیر سوال ببرند و مدافع نظم خودگردان باشند، میتوانند اختلاف و یکپارچگی را به عنوان اصلی لازم و ملزوم در زندگی اجتماعی معرفی کنند. میتوانند به جای رابطه مبتنی بر پرستش هویت دیگری، به رابطه سالم احترام به شخصیت خصوصی و جمعی بشریت بها دهند، میتوانند ... میتوانند ... و با اندک دخل تصرف(!) در شعر حافظ بی همتا (با عذر فراوان از محضرشان) میتواند بگوید: گمان مبر که به پایان رسید کار اهل قلم، هزارباده ناب ناخورده در رگ تاک است!»
انتهای پیام
لینک کوتاه