روایتی از مسلمانشدن همسر مریم میرزاخانی
«سلام علیکم - همسر ایشان مدتی پیش از ازدواج به اسلام گرویده بود. در دورهای که پوست داک (دانشجوی فوق دکتری) دانشگاه پرینستون بود روزی به دفتر من آمد و سوالاتی در باب اسلام داشت. به روال همه موارد مشابه، دو مجموعه پر حجم از درسهای پیشین خود در عقاید و حقوق اسلام به او دادم و از او خواستم به دقت و منتقدانه بخواند و انتقادات و نظرات خود را از سادهترین تا خشنترین و سهمگینترین، صادقانه با من در میان بگذارد. چنین کرد و مدتی عصرها ساعت چهار و نیم که درسم تمام میشد به دفتر من میآمد و صحبت میداشتیم. از بهترین و مهذبترین دانشمندان جوانی بود که در طول سی و پنج سال خدمت در این دانشگاه دیدهام. عاقبت به قائد توفیق و نورانیت پیامبر اکرم به اسلام تشرف یافت. شهادت اسلام او را خود به خط و امضای خویش نوشتم. مفتخرم که زمینهساز ازدواج او با مریم بودم.
مریم به مذهب دلبستگی عمیق و حقیقی داشت. او کسی نبود که کاری بدون رعایت دقیق موازین شرع کند. تنها مسأله پوشش موی سر بود که بر آن مستمسکی شرعی داشت. شاید من با آن نظر موافق نبودم اما او با خدای خود و با پیامبر و خاندان گرامی او راهی دیگر داشت. خدایش در سایه رحمت واسعه خود جای دهاد.
مریم به پاکی فرشتگان بود. داغ او بر دلم سنگینی میکند. چه توانم کرد؟ الحکم لله»
خبرآنلاین