نگرانی ابراهیم رییسی از سکولاریسم دینی؛ آیا حوزه ها غیر سیاسی شده اند ؟
هشداری که باید جدی گرفته شود
تولیت آستان مقدس امام رضا که در قم سخنرانی میکرد گفته: «عده ای در لباس دین، نگاه سکولار دارند و با وجود قرار داشتن در کسوت روحانیت، معتقدند دین در زندگی اجتماعی نباید تأثیر داشته باشد.»
او معتقد است: «این اشخاص در زبان از دین سخن می گویند اما در قلب و عمل، اعتقادی به کارآمدی دین در عرصه های مختلف زندگی انسان ندارند.» این درحالی است که به اعتقاد وی «نگاه اسلامی می گوید دین پاسخگوی تمام نیازهای اجتماعی انسان است و فقه می تواند در تمام شئون زندگی جاری باشد.» اما این اولین بار نیست که برخی از روحانیون نسبت به بی تفاوت شدن حوزهها و علمای دینی نسبت به مساله کارآمدی دین در عرصههای مختلف اجتماعی گلایه میکنند
خودارضایی معنوی
پیشتر پناهیان از روحانیون حامی آقای رئیسی در انتخابات اخیر در یک سخنرانی که سال گذشته انجام شده بود گفت: «بعضیها در محضر پروردگار عالم به خودارضایی معنوی میپردازند. اتفاقاً این علائمی هم دارد ها! خودارضایی معنوی علائمی دارد. یکی از علائمش این است که طبق آداب انجام نمیدهد. یکی از علائمش این است که طبق عادت انجام میدهد. یکی از علائمش این است که کار واجبتر برایش پیش بیاید عبادتش را قطع نمیکند. یکی از علائمش این است که به برادران عابدش کمتر احترام میگذارد تا به عبادت خودش.» او با اشاره به روایت که در آن یک یهودی در مقابل شکنجه شدن یک مرغ سکوت کرده و به نماز ادامه داده بود و توسط زمین بلعیده شده بود، گفته بود: «حالا ببینید نمازخوانهایی که فریاد مظلوم، دلشان را تکان نمیدهد.»
آقای پناهیان نوک پیکان حملاتش را به سمت بخشی از قشر مذهبی جامعه نشانه رفته و میگوید: اشتباه میکنند فکر میکنند بعضیها باید درس انقلابیگری در کنار درس دین داد! مگر درس دین چیزی جز انقلابیگری است؟ اشتباه میکند کسی فکر کند باید درس انقلاب در کنار درس معارف اسلامی داد. حتماً آن معارف اسلامی نقصی دارد که تو مجبور شدی درس انقلابیگری بدهی. اشتباه میکند کسی بگوید در کنار اخلاق باید درسی از فرهنگ دفاع مقدس یا از مبانی انقلاب داد. پس آن اخلاقت غلط است. شما در اخلاق، محور سخنتان این است که انسان باید با هوای نفس خودش مقابله کند، ذلیل هوای نفس خودش نشود.»
او ادامه میدهد: «انقلابیگری یعنی چی؟ یعنی من نهتنها ذلیل هوای نفس خودم نخواهم شد، زیربار هوای نفس یک زورگوی دیگر هم نخواهم رفت. من با هوای نفس خودم مبارزه کنم بعد بیایم بردۀ شهوات و هوای نفس تو بشوم؟! معلوم است ظالم، من دهان تو را خورد خواهم کرد.»
به اعتقاد آقای پناهیان این نوع درس اخلاق نیز یک نوع خودارضایی معنوی است: « بله بله مگر اینکه اخلاق برهها آموزش داده باشند. باوفا باشید مثل سگ، متین باشید مثل گاو، بیآزار باشید مانند گوسفند. بله مگر اینکه درس اخلاق آن باشد. در آن درس اخلاق هم خودارضایی معنوی است، خفهکنندۀ وجدان است، وجدانخفهکن.» (انتخاب 7 تیر 95)
پیش از او نیز حجت الاسلام خسروپناه گفته بود: سکولار شدن حوزه یک تهدید جدی است و باید شورای عالی، مدیریت و اساتید حوزه علمیه تلاش کنند تا روحیه انقلابی را در حوزه نگه داشته و توسعه دهند. او گفته بود که «دشمن به دنبال بیخاصیت کردن حوزهها» و سکولار کردن آنها «ولو با شعار اسلام جامعنگر است» (روزنامه رسالت، شماره 8637 به تاریخ 26/1/95، صفحه 3)
خطرسکولار شدن حوزه ها به چه معناست؟
باید توجه داشت که این بار حرف از سکولار شدن دانشگاه، توده مردم و یا دولتها نیست. صحبت از سکولار شدن حوزههاست. به این معنا که آنها دیگر خواهان ورود به مسائل ومباحث اجتماعی نیستند. سئوال مهمی که وجود دارد این است که چرا این خطر پررنگ شده و در سطح حوزهها تا این اندازه بیتوجهی نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی دیده می شود که کار به هشدار و انذار دادنهای علنی رسیده است؟
آنچه مشخص است این است که در حال حاضر سه کانون مهم در روحانیت وجود دارد که اسلام سیاسی خود را ترویج میکند. در دو سال اخیر متاسفانه حوزههای علمیه چهار روحانی بزرگ در عرصه سیاست را از دست دادند. آیت الله موسوی اردبیلی در قم از دنیا رفت. آیتالله واعظ طبسی در مشهد. تهران نیز در شاهد درگذشت آیتالله مهدوی کنی بود و بعد از آن این اتفاقات در زمستان سال گذشته با درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی تکمیل شد.
حالا دیگر در قم آیتالله مصباح یزدی و شاگردانش به مسائل سیاسی اجتماعی ورود میکنند و در مشهد همین رویه از سوی آیتالله علمالهدی (و اخیرا حجت الاسلام رئیسی) دنبال میشود. خطر سکولار شدن حوزهها از این جهت دیده می شود که برخی حوزه ها دیگر حاضر نیستند با این دو طیف در قم و مشهد همراهی کنند. برای همین اعتراضها و گلایههای کسانی چون حجت الاسلام رئیسی را شاهد هستیم.
به نظر می رسد علما ترجیح میدهند درس اخلاق بدهند تا اینکه خود را وارد مسائلی کنند که مردم به آنها همان نگاهی را داشته باشند که به پدر معنوی پایداری و آیتالله علم الهدی در مشهد دارند. نگرش آنها حالا در درون حوزهها نیز کم طرفدار شده و آنها ترجیح میدهند سکوت کنند. حتی اگر از سوی افرادی چون آقای پناهیان به «خودارضایی معنوی» متهم شوند.
نامه