خروج ترامپ و احزاب ایرانی
دو نفر یا دو سرزمینی که دادوستد دارند به هم سود میرسانند و به همین دلیل خواست او تندرستی و شادابی و زنده ماندن نفردیگر است تا بازهم از دادوستد سود به دست آورد. ترامپ با گرفتن پرچم ناسیونالیسم تندخویانه اقتصادی و اتخاذ برخی تصمیمها نشان داده است برای جنگ آمده و دنبال محل جنگ میگردد. کینه او به کشور آلمان که آقای صادرات جهان است از همین جا سرچشمه میگیرد و با چین نیز ناسازگار است زیرا میخواهد ورود کالای چینی را به آمریکا محدود کند. ترامپ اما تنها برای اتحادیه اروپا و یا چین ایجاد محدودیت نمیکند بلکه تمایل دارد این خصلت ضد تجارت آزاد را به شکل منازعه با ایران یا هر کشور دیگری تحمیل کند. ترامپ جنگجو به دلیل همین ویژگی است که میتواند در هر سرزمینی ناامنی ایجاد کند و بد بختانه ایران در ردیف کشورهایی است که درکانون بدخواهی او قرار دارد. او از همان دوره مبارزه انتخاباتی با کاندیدای حزب دموکرات برای بیاثر کردن مصالحه برجام چنگ و دندان نشان داد تا اینکه در 18 اردیبهشت این خواست خود و یارانش را اجرا کرد. بدبختانه باید گفت از همان روزهای نخست زمامداری ترامپ بر صندلی ریاست جمهوری ایران در شرایط دشواری قرار گرفت. بدترین رخداد برای ایران کاهش انگیزه ورود و ماندن شرکتهای خارجی برای فعالیت درایران بود و هست. برخی از آثار آمدن ترامپ با نیامدن سرمایه گذاران خارجی آشکار شد و برخی از آثار مهمتر آن نیز با برگشت احتمالی تحریمها آشکار میشود . شمار قابل اعتنایی از مدیران دولتی باوردارند که افزایش شدید نرخ تبدیل دلار به پول ایران به دلیل سخت گیریهای آمریکا و تابعیت کشورهای دیگراست. آیا این رخداد را نمیشد پیش بینی کرد ؟ به نظر میرسد کلیت جامعه ایرانی شامل نهاد دولت به معنای اعم آن یعنی سه قوه اصلی ادارهکننده جامعه و نهادهای دیگر – و نهادهای مدنی شامل خانوادهها، احزاب و بنگاهها آگاه بودند که رخداد ناجور و آسیبرسان بازگشت رژیم تحریمها دیر یازود اتفاق میافتد اما با این همه جامعه جهانی شاهد واکنشهای کمزور و سست از سوی نهادهای ایرانی بود. نهادهای مدنی ایران به ویژه احزاب ایرانی در این هنگامه در برابر ترامپ و یارانش کدام واکنش نیرومند و از پیش اندیشیده را نشان دادند. این از نابهروزی ایرانیان است که صدای دهها حزب، جمعیت و گروه سیاسی را در نبردهای داخلی میشنود اما همین احزاب در نبرد خارجی صدایی ندارند. احزاب سیاسی نیروی اجتماعی هستند که از سوی گروهی افراد که دارای منافع مشترک و دیدگاه وباورهای یکسان ونزدیک به هم هستند سازماندهی شدهاند تا بر سر کسب قدرت سیاسی نبرد کنند. بدیهی است که هر حزب و گروهی که بتواند منافع شمار بیشتری از شهروندان را به صورت آشکار و نهان نمایندگی کند از سوی شهروندان واجد صلاحیت تشخیص داده و محبوب آنها میشود. آیا حزبهای ایرانی بهترین موقعیت را برای براز وجود و قدرتنمایی را در برابر جنگطلبی ترامپ علیه ایران به دست نیاوردهاند؟ نگاهی به کارنامه حزبهای ایرانی در هردو جناح سیاسی اصلی درگیر کسب قدرت و حزبها و جمعیتهایی که خود را مستقل از این دو جریان سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا میدانند نشان میدهد بیانیه تحلیلی حزب یاز سوی آنها صادرنشده است. چرا؟ کارشناسان باور دارند حزبهای ایرانی به دلایل گوناگون کادرهای نیرومند درحوزههای تخصصی مثل اقتصاد ، حقوق بین الملل، روابط بینالملل و ... ندارند و حتی اگر بخواهند هم موضعگیری کنند، توانایی نظری ندارند. حزبهای ایرانی به دلیل فروخفتن در خویش و گیرکردن در چارچوبهای تنگ شاید اصولا به این مسایل نمیاندیشند و همه کارها را از دولت میخواهند . شاید برخی بگویند آیا دادن بیانیه در این وضعیت از سوی حزبهای ایرانی کاری از پیش میبرد و آیا فایده دارد؟ این یک پرسش غیرمدرن است و باید با این چنین پرسش هایی و ذهنیت هایی که آنها را باز تولید میکنند برخورد فکری داشت. به نظر میرسد حزبهای ایران ی هنوز و تا پیش از اینکه تحریمهای آمریکا به طوررسمی برگردد باید درباره این داستان رفتار برپایه حرفهای و حزبی داشته باشند . حزبهای ایرانی میتوانند دیدگاه خود را برای روشنگری در نزد شهروندان به طور روشن و شفاف در باره دلایل برگشت تحریمهای اقتصادی، پیامدهای ناجور و آسبزننده تحریمها و کارهایی که نهاد دولت باید انجام دهد را به شکلهای گوناگون تبیین کرده و به اطلاع شهروندان و مقامهای ادارهکننده جامعه برسانند.
از نیروی حزب به مثابه نهاد مدنی شناخته شده میتوان برای گفت و گو با طرفهای درگیر و رهبران احزاب کشورها استفاده و نتایج تحلیلهای هر حزب نسبت به رخداد ناسازگار با روندهای صلحآمیز جهانی را به همتایان ارایه و از نیروی حزبها برای ایستادن و راه نیفتادن قطار تحریم استفاده کرد. حزبهای ایرانی شاید درباره مسایل داخلی اختلاف نظر داشته باشند که دارند اما به نظر میرسد درباره رویداد بزرگی مثل بازگشت شبح تحریم میتوانند همبستگی نادیرپا داشته باشند. هنوز دیر نشده است و میتوان و باید درباره رفتار حرفهای حزبی نسبت به یک رویداد سرنوشتساز که تهدیدی جدی برای کسب و کار ایرانیان و اینده ایران است کاری کرد. آیا حزبهای ایرانی میتوانند از این راه برای نام خود و منافع ملی توشهای بردارند و به نهادهای خانواده و بنگاه نشان دهند وجود دارند؟