چین به جای آمریکا ابرقدرت جهان خواهد شد
ساعت24- اعظم پویان- پیش بینی اقتصاددان های موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی نشان می دهد، چین در سال 2025 از نظر قدرت ملی به آمریکا خواهد رسید و در سال 2050 از آمریکا هم جلوتر خواهد بود و به ابرقدرت اصلی جهان تبدیل خواهد شد.
در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی همایشی با عنوان " دیپلماسی فعال، ضرورت قرن بیست و یکم" در جهت توسعه کسب و کار داخلی از طریق تعاملات بین المللی برگزار شد.
محورهای این همایش عبارت بود از: تبیین جهانی شدن و ابعاد مختلف دیپلماسی تجاری، نقش نهادهای مختلف در دیپلماسی تجاری، دیپلماسی تجاری ایران: ضرورتها و چالش ها، جایگاه سازمان جهانی تجارت در دیپلماسی تجاری.
به گزارش خبرنگار ساعت24؛ علی دینی ترکمانی، عضو هيئت علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني، در این نشست در ارتباط با رابطه دیپلماسی تجاری با قدرت ملی سخنرانی کرد و گفت: قدرت ملی تعیین کننده قدرت اثرگذاری منطقه ای و جهانی یک کشور است و همه کشورها به دنبال افزایش قدرت نفوذ خود در جهان هستند.
وی ادامه داد: قدرت ملی ترکیبی از شاخص های مختلف است که می تواند حوزه نفوذ اقتصاد را هم افزایش دهد مانند کره جنوبی که از طریق فیلم های خود در حال گسترش فرهنگ خود در سطح جهان است. بنابراین فرهنگ و تعاملات در کنار قدرت نظامی و اقتصادی دارای اهمیت بسیار زیادی است.
وی افزود: کشورها به دنبال افزایش قدرت نفوذ خود هستند تا امنیت ملی کشور خود را بیشتر تامین کرده و کمتر در معرض تهدید خارجی قرار بگیرند. همچنین از این طریق سطح رفاه اجتماعی را افزایش داده و درآمد سرانه نیز افزایش پیدا خواهد کرد. همچنین فرآیند توسعه اقتصادی و سیاسی نیز می تواند باثبات تر شود.
وی ضمن اشاره به شاخص های دیپلماسی تجاری گفت: در واقع تعاملات خوب با کشورهای دیگر و نحوه برقراری ارتباط با ملتهای دیگر خود شاخص مهمی در تعیین قدرت ملی است. شاخص های دیپلماسی تجاری عبارتند از: تعداد شرکای تجاری و صادراتی یک کشور، درصدی از جمعیت یک کشور که در خارج متولد می شوند، تعداد تماس های انجام شده با خارج، عضویت دائم و موقت در شورای امنیت سازمان ملل، تعداد مسافران خارج شده در طی یکسال، عضویت در سازمان ها و کنوانسیون های بین المللی.
وی جایگاه ایران از منظر قدرت ملی را به استناد به پژوهش های مطالعات راهبردی اینگونه توصیف می کند: قدرت ملی بر مبنای ۹ شاخص مهم که خود آن نیز به زیر شاخص هایی تقسیم شده است و در مجموع ۸۶ شاخص را دربر می گیرد برآورد شده است. با این توضیحات شاخص ها در ۹ گروه تقسیم می شوند که شامل؛ علمی و فناوری، اقتصادی، اجتماعی، سرزمینی، فرهنگی، سیاسی، حکومتی، فرامرزی، فضایی و نظامی تقسیم شده و ۱۵ کشور بر این مبنا دسته بندی شده اند.
ترکمانی افزود: در شاخص سرزمینی ایران به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی جزء ۱۰ کشور اول است ولی در شاخص های دیگر بجز نظامی، جزء ۱۵ کشور اول هم نیستیم.
قدرت ملی ترکیه بیشتر از ایران است
وی در رابطه با یک برآورد داخلی که پژوهشکده انجام داده است افزود: آمریکا به عنوان ابرقدر ت اول هنوز در صحنه اقتصاد جهانی وجود دارد و بعد از آن روسیه، چین، انگلستان،ژاپن، فرانسه و آلمان قرار می گیرند. قدرتهایی که شاخص ۱۰۰ تا ۳۰۰ داشته اند در رده سوم قرار میگیرند که ایران نیز در این گروه قرار گرفته است. و اما ترکیه با شاخص ۱۵۶ از ایران با شاخص ۱۵۱ به لحاظ قدرت ملی بالاتر قرار گرفته است.
ترکمانی دررابطه با برآورد بین المللی که انجام شده نشان می دهد که بر مبنای پنج عامل اقتصادی، نظامی، دیپلماسی(فرامرزی) و فناوری و جمعیتی کشورها را رتبه بندی کرده است. بر این مبنا نیز آمریکا قدرت اول است و بقیه کشورها با همان ساختار قرار می گیرند و ایران در اینجا هم جزء قدرتهای درجه سوم است. در واقع هردو برآورد داخلی و بین المللی نشان می دهد ایران در منطقه بعد از ترکیه قرار گرفته است.
این اقتصاددان و استاد دانشگاه افزود: برآوردها نشان می دهد چین در سال ۲۰۲۵ از نظر قدرت ملی به آمریکا خواهد رسید و از نظر ۸۶ شاخصی که قدرت ملی را نشان می دهد و در سال ۲۰۵۰ از آمریکا جلوتر خواهد رفت و به ابر قدرت اصلی جهان تبدیل خواهد شد. پیش بینی ها نشان می دهد در آن سالها ایران در میان ده کشور برتر جایی ندارد.
وی ادامه داد: بر اساس شاخص تولید ناخالص داخلی چین اتحادیه اروپا را در همین سالها پشت سر خواهد گذاشت و در میانه دهه سوم از آمریکا جلو خواهد زد. بعد از آن هند از اتحادیه اروپا و آمریکا جلو خواهد زد و در اواخر قرن جاری هند، با توجه به تاثیر زبان انگلیسی، کم کم تبدیل به مرکز ارتباطات بین المللی دنیا شود و در نهایت از چین هم سبقت خواهد گرفت.
ترکمانی در رابطه با قدرت ملی ایران در سطح منطقه گفت: برآوردی با همان شاخص ها در سطح منطقه انجام شده است که نشان می دهد کشور ترکیه در منطقه اول است و بعد از آن ایران قرار میگیرد.
اما همین برآورد با شاخص های بین المللی نشان می دهد ترکیه ، عربستان و اسراییل و قزاقستان از ایران جلوتر است. البته شاید این برآورد بین المللی خیلی قابل استناد نباشد ولی در اینجا هم ترکیه از ایران جلوتر است.
ترکمانی با اشاره به سند چشم انداز بیست ساله ایران گفت: در چارچوب سند چشم انداز بیست ساله ایران هدف گذاری این بود که ایران قدرت اول منطقه باشد درحالیکه این برآوردها و شاخص ها نشان می دهد که تنش هایی که در عرصه سیاست خارجی وجود دارد این امکان را برای ایران فراهم نمی کند تا به هدف خود برسد. و فاصله ایران با ترکیه بیشتر هم خواهد شد زیرا ترکیه با سیاست خارجی که داشته است و تلاش در جهت ادغام با اتحادیه اروپا، جای پای خود را در خاورمیانه محکم کرده است و رویای احیای امپراطوری عثمانی را دنبال می کند. این در حالیست که متاسفانه ایران خود را با قدرتهای منطقه ای و جهانی رودرو کرده و همین باعث می شود ترکیه از فرصت استفاده کند و قدرت نفوذ خود را در منطقه بیشتر کند.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه منطقه گرایی در حال افزایش است فرصتی برای اقتصاد ایران فراهم شده تا قدرت را در منطقه بدست گیرد ولی به شرط آنکه سیاست خارجی اش به گونه ای نباشد که با دیگران درگیر شود.
ترکمانی درباره تاثیر عضویت در سازمان تجارت جهانی بر قدرت ملی گفت: تاثیر عضویت در سازمان تجارت جهانی(WTO) در قدرت ملی بسیار زیاد است. از طرفی این امر باعث می شود کشورهای دیگر ایران را بصورت رسمی شناسایی کرده زیرا سازمان تجارت جهانی به نوعی دولت سایه سازمان ملل شده است و وقتی کشوری عضو این سازمان شود در عرصه اقتصادی مورد شناسایی جامعه جهانی قرار می گیرد و به این اعتبار فرصتهای جهانی بیشتری خواهد داشت و از طرف دیگر هم این عضویت بر ارتقای عملکرد اقتصادی تاثیر خواهد داشت. البته صرف عضویت تمام دردهای اقتصادی را درمان نمی کند بلکه باید پیشاپیش نظام حکمرانی بنگاهی شرکتی در سطح کلان گسترش یابد تا مزیتهای رقابتی افزایش یابد و توانایی جذب خوب سرمایه خارجی را داشته باشیم و مهارتهای لازم برای این امر را فراهم کنیم.
علی ترکمانی گفت: علت اینکه فرایند الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی دچار بن بست شده است به دلیل تنشهای سیاست خارجی است و در سلسله مراتب قدرت ملی برخی کشور ها توان تاثیرگذاری بیشتری دارند و ایران نباید با این کشورها درگیر شود. تا وقتی این مانع رفع نشود نمی توان عضو سازمان ملل شد.
محورهای این همایش عبارت بود از: تبیین جهانی شدن و ابعاد مختلف دیپلماسی تجاری، نقش نهادهای مختلف در دیپلماسی تجاری، دیپلماسی تجاری ایران: ضرورتها و چالش ها، جایگاه سازمان جهانی تجارت در دیپلماسی تجاری.
به گزارش خبرنگار ساعت24؛ علی دینی ترکمانی، عضو هيئت علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني، در این نشست در ارتباط با رابطه دیپلماسی تجاری با قدرت ملی سخنرانی کرد و گفت: قدرت ملی تعیین کننده قدرت اثرگذاری منطقه ای و جهانی یک کشور است و همه کشورها به دنبال افزایش قدرت نفوذ خود در جهان هستند.
وی ادامه داد: قدرت ملی ترکیبی از شاخص های مختلف است که می تواند حوزه نفوذ اقتصاد را هم افزایش دهد مانند کره جنوبی که از طریق فیلم های خود در حال گسترش فرهنگ خود در سطح جهان است. بنابراین فرهنگ و تعاملات در کنار قدرت نظامی و اقتصادی دارای اهمیت بسیار زیادی است.
وی افزود: کشورها به دنبال افزایش قدرت نفوذ خود هستند تا امنیت ملی کشور خود را بیشتر تامین کرده و کمتر در معرض تهدید خارجی قرار بگیرند. همچنین از این طریق سطح رفاه اجتماعی را افزایش داده و درآمد سرانه نیز افزایش پیدا خواهد کرد. همچنین فرآیند توسعه اقتصادی و سیاسی نیز می تواند باثبات تر شود.
وی ضمن اشاره به شاخص های دیپلماسی تجاری گفت: در واقع تعاملات خوب با کشورهای دیگر و نحوه برقراری ارتباط با ملتهای دیگر خود شاخص مهمی در تعیین قدرت ملی است. شاخص های دیپلماسی تجاری عبارتند از: تعداد شرکای تجاری و صادراتی یک کشور، درصدی از جمعیت یک کشور که در خارج متولد می شوند، تعداد تماس های انجام شده با خارج، عضویت دائم و موقت در شورای امنیت سازمان ملل، تعداد مسافران خارج شده در طی یکسال، عضویت در سازمان ها و کنوانسیون های بین المللی.
وی جایگاه ایران از منظر قدرت ملی را به استناد به پژوهش های مطالعات راهبردی اینگونه توصیف می کند: قدرت ملی بر مبنای ۹ شاخص مهم که خود آن نیز به زیر شاخص هایی تقسیم شده است و در مجموع ۸۶ شاخص را دربر می گیرد برآورد شده است. با این توضیحات شاخص ها در ۹ گروه تقسیم می شوند که شامل؛ علمی و فناوری، اقتصادی، اجتماعی، سرزمینی، فرهنگی، سیاسی، حکومتی، فرامرزی، فضایی و نظامی تقسیم شده و ۱۵ کشور بر این مبنا دسته بندی شده اند.
ترکمانی افزود: در شاخص سرزمینی ایران به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی جزء ۱۰ کشور اول است ولی در شاخص های دیگر بجز نظامی، جزء ۱۵ کشور اول هم نیستیم.
قدرت ملی ترکیه بیشتر از ایران است
وی در رابطه با یک برآورد داخلی که پژوهشکده انجام داده است افزود: آمریکا به عنوان ابرقدر ت اول هنوز در صحنه اقتصاد جهانی وجود دارد و بعد از آن روسیه، چین، انگلستان،ژاپن، فرانسه و آلمان قرار می گیرند. قدرتهایی که شاخص ۱۰۰ تا ۳۰۰ داشته اند در رده سوم قرار میگیرند که ایران نیز در این گروه قرار گرفته است. و اما ترکیه با شاخص ۱۵۶ از ایران با شاخص ۱۵۱ به لحاظ قدرت ملی بالاتر قرار گرفته است.
ترکمانی دررابطه با برآورد بین المللی که انجام شده نشان می دهد که بر مبنای پنج عامل اقتصادی، نظامی، دیپلماسی(فرامرزی) و فناوری و جمعیتی کشورها را رتبه بندی کرده است. بر این مبنا نیز آمریکا قدرت اول است و بقیه کشورها با همان ساختار قرار می گیرند و ایران در اینجا هم جزء قدرتهای درجه سوم است. در واقع هردو برآورد داخلی و بین المللی نشان می دهد ایران در منطقه بعد از ترکیه قرار گرفته است.
این اقتصاددان و استاد دانشگاه افزود: برآوردها نشان می دهد چین در سال ۲۰۲۵ از نظر قدرت ملی به آمریکا خواهد رسید و از نظر ۸۶ شاخصی که قدرت ملی را نشان می دهد و در سال ۲۰۵۰ از آمریکا جلوتر خواهد رفت و به ابر قدرت اصلی جهان تبدیل خواهد شد. پیش بینی ها نشان می دهد در آن سالها ایران در میان ده کشور برتر جایی ندارد.
وی ادامه داد: بر اساس شاخص تولید ناخالص داخلی چین اتحادیه اروپا را در همین سالها پشت سر خواهد گذاشت و در میانه دهه سوم از آمریکا جلو خواهد زد. بعد از آن هند از اتحادیه اروپا و آمریکا جلو خواهد زد و در اواخر قرن جاری هند، با توجه به تاثیر زبان انگلیسی، کم کم تبدیل به مرکز ارتباطات بین المللی دنیا شود و در نهایت از چین هم سبقت خواهد گرفت.
ترکمانی در رابطه با قدرت ملی ایران در سطح منطقه گفت: برآوردی با همان شاخص ها در سطح منطقه انجام شده است که نشان می دهد کشور ترکیه در منطقه اول است و بعد از آن ایران قرار میگیرد.
اما همین برآورد با شاخص های بین المللی نشان می دهد ترکیه ، عربستان و اسراییل و قزاقستان از ایران جلوتر است. البته شاید این برآورد بین المللی خیلی قابل استناد نباشد ولی در اینجا هم ترکیه از ایران جلوتر است.
ترکمانی با اشاره به سند چشم انداز بیست ساله ایران گفت: در چارچوب سند چشم انداز بیست ساله ایران هدف گذاری این بود که ایران قدرت اول منطقه باشد درحالیکه این برآوردها و شاخص ها نشان می دهد که تنش هایی که در عرصه سیاست خارجی وجود دارد این امکان را برای ایران فراهم نمی کند تا به هدف خود برسد. و فاصله ایران با ترکیه بیشتر هم خواهد شد زیرا ترکیه با سیاست خارجی که داشته است و تلاش در جهت ادغام با اتحادیه اروپا، جای پای خود را در خاورمیانه محکم کرده است و رویای احیای امپراطوری عثمانی را دنبال می کند. این در حالیست که متاسفانه ایران خود را با قدرتهای منطقه ای و جهانی رودرو کرده و همین باعث می شود ترکیه از فرصت استفاده کند و قدرت نفوذ خود را در منطقه بیشتر کند.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه منطقه گرایی در حال افزایش است فرصتی برای اقتصاد ایران فراهم شده تا قدرت را در منطقه بدست گیرد ولی به شرط آنکه سیاست خارجی اش به گونه ای نباشد که با دیگران درگیر شود.
ترکمانی درباره تاثیر عضویت در سازمان تجارت جهانی بر قدرت ملی گفت: تاثیر عضویت در سازمان تجارت جهانی(WTO) در قدرت ملی بسیار زیاد است. از طرفی این امر باعث می شود کشورهای دیگر ایران را بصورت رسمی شناسایی کرده زیرا سازمان تجارت جهانی به نوعی دولت سایه سازمان ملل شده است و وقتی کشوری عضو این سازمان شود در عرصه اقتصادی مورد شناسایی جامعه جهانی قرار می گیرد و به این اعتبار فرصتهای جهانی بیشتری خواهد داشت و از طرف دیگر هم این عضویت بر ارتقای عملکرد اقتصادی تاثیر خواهد داشت. البته صرف عضویت تمام دردهای اقتصادی را درمان نمی کند بلکه باید پیشاپیش نظام حکمرانی بنگاهی شرکتی در سطح کلان گسترش یابد تا مزیتهای رقابتی افزایش یابد و توانایی جذب خوب سرمایه خارجی را داشته باشیم و مهارتهای لازم برای این امر را فراهم کنیم.
علی ترکمانی گفت: علت اینکه فرایند الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی دچار بن بست شده است به دلیل تنشهای سیاست خارجی است و در سلسله مراتب قدرت ملی برخی کشور ها توان تاثیرگذاری بیشتری دارند و ایران نباید با این کشورها درگیر شود. تا وقتی این مانع رفع نشود نمی توان عضو سازمان ملل شد.