پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴:۳۸

در گفت و گو با یک کارشناس ارشد انرژی بررسی شد

قطر و امارات؛ خیلی دور خیلی نزدیک

امارات

ساعت 24-دکتر بهروز نامداری کارشناس ارشد انرژی است که معتقد است با بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه ایران قطر نمی‌تواند پنجره تنفس ایران محسوب شود و امارات نیز هر چند به صورت رسمی روابط خود را با ایران کاهش خواهد داد ولی به صورت غیر رسمی به روابط خود ادامه می دهد.

وی همچنین معتقد است اگر قراردادهای فروش، ترانزیت ، سوآپ و قراردادهای دیگری در موضوع گاز داشتیم امروز نه تنها نمی‌شد ایران را تحریم کرد بلکه تنها به واسطه مزیت ژئوپلتیکی توان کسب درآمد را نیز داشتیم.
در ادامه این مصاحبه به نقش این دو کشور و روابط آنها با ایران در دوران تحریم‌ها پرداخته‌ایم که مشروح آن به شرح زیر است.
***

در شرایطی که تحریم‌های آمریکا علیه ایران در مرحله اول اجرا شده و در مرحله دوم نیز معطوف به صادرات نفت ایران است، جنابعالی در چنین شرایطی نوع روابط میان ایران با قطر و امارات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در ابتدا لطف بفرمایید شمه‌ای از روابط میان تهران با دوحه و ابوظبی را تشریح کنید.


امارت برای ایران در سه دهه گذشته پلی تجاری به سوی مرزهای خارج از کشور بوده است. در حقیقت یکی از مولفه های رشد اقتصادی امارات تجارت این کشور و نقش بخصوصش به عنوان پلی ارتباطی در تجارت ایران و سایر کشورها بود. بنابراین از این منظر این کشور بسیار منتفع شده است. تا جایی که من اطلاع دارم امارات بسیاری از محصولات نفتی ایران را خریداری می کرد و به عنوان واسطه در بازار جهانی به فروش می رساند و بسیاری از محصولات بازارهای بین المللی را برای ایران می خرید و از طریق بنادر خود به بنادر جنوبی کشور ما ارسال می کرد. از این نظر با تیره شدن روابط، امارات متضرر اصلی خواهد بود زیرا تولید کننده نبوده و صرفا نقش دلال را بازی می کرد. البته ما نیز در مسیر یافتن واسطه ای جدید ضرر خواهیم کرد، ولی زیان امارات بیشتر از ما خواهد بود. نکته دوم درباره قطر است. سالهای زیادی ایران و قطر روابط خاصی نداشتند ولی در دوسال گذشته زمانی که این کشور از جانب همسایگان عرب خود محاصره شد تنها راه تنفس این کشور همسایه شمالی او یعنی ایران بود. از این منظر بخشی از بازار قطر به ایران رسیده است و از نظر محصولات غذایی ایران یکی از تامین کنندگان مواد غذایی قطر است. در یک بازه زمانی قطر به ایران متصل شد و در این پیوند قطر به ایران نیازمند است.از همین رو گمان می رود تحریم ها در روابط بین ایران و قطر تاثیری نداشته باشد. ولی به دلیل نوع روابط اقتصادی ما با امارت قطعا تحریم موثر بوده و امارات بیش از ایران متاثر و متضرر خواهد شد.


به نقش امارات در واسطه ای اقتصادی بودن اشاره کردید. آیا می توان در حوزه خلیج فارس کشور دیگری یافت که بتواند چنین نقشی رابرای ایران بازی کند؟


ایران عمان را انتخاب کرده است. آنها می توانند چنین نقشی را برای ایران عهده دار شوند. به نظر می‌آید آمریکا به مسقط چنین اجازه ای بدهد چون علاوه بر مسائل اقتصادی، این کشور می تواند موارد دیگری را برای ایران و آمریکا حل کند. لذا معتقدم عمان به عنوان سوییس خاورمیانه می تواند جایگزین امارات باشد.
در شرایطی که قطر از سوی کشورهای عربی تحریم و محاصره شد بسیاری از کارشناسان عقیده داشتند بهترین زمان برای محکم کردن جای پای ایران در قطر فرا رسیده است، ولی ترکیه به سرعت این نقش را عهده دار شد. قطر نیز عملا نشان داد که کشورهای عربی و کشوری چون ترکیه را به قیمت نزدیک شدن به ایران رها نخواهد کرد. این مساله را چطور ارزیابی می کنید؟
این تجربه شخصی است و من از طریق دوستانم اطلاعاتی میدانی از فضای دوحه دارم. قطر از هیچ منظری مایل به دور شدن از ایران نبود. مشکل از اینجا آغاز شد که محصولات ما قابلیت رقابت با محصولات ترک و تولید کنندگان جهانی را نداشت. ساکنین دوحه سطح بالایی از زندگی را تجربه می کنند. مردم قطر سالها از درآمد سرشار نفت بهره مند بودند و از محصولاتی با کیفیت درجه یک بهره می برند و به این سطح زندگی عادت دارند. تولید کنندگان ما اگر نتوانند در این رنکینگ رقابت کنند قطعا حذف خواهند شد. اگر نتوانستیم بازار دوحه را تسخیر کنیم نه از بدجنسی قطری ها بلکه از عدم کیفیت محصولات خودمان بود.


در موضوع قرارداد پارس جنوبی و خروج شرکت توتال که گفته می شود شرکتی چینی جایگزین آن خواهد شد، در حوزه منابع مشترک ما با قطر، نحوه کار به چه صورتی رقم خواهد خورد؟


قطر نزدیک به 77 میلیون تن «ال ان جی» تولید می کند که جزء تولیدات اصلی این کشور است. در این میان میدان مشترک ما با قطر همان پارس جنوبی است که قطری‌ها به آن گنبد شمالی می‌گویند. قبل از ورود ما به بحث تحریم ها، قطر طرح خود برای توسعه این میدان ها داده و پیمانکاران خود را گرفته و کار را شروع کرده بود. این یک مخزن مشترک است و هر کسی بتواند بیشتر استفاده می کند. ما هم در شرایط مشابه به هیمن طریق عمل خواهیم کرد. توتال رفت و شرکت چینی ادامه کار را برعهده گرفت.در این ماجرا واقعیت این است که ما در کوتاه مدت و بلند مدت اذیت خواهیم شد. به هر حال ایران با 18.2% بالاترین منابع گازی دنیا را در اختیار دارد، ولی از نظر تجاری فقط 1% از بازارهای گاز دنیا را در اختیار گرفته ایم.  این نه در شان ما و نه در شان جایگاه نفتی ما است. همچنین این مساله به صنعت ما صدمه می زند چون توتال نیز در فاز 11 بود، صنعت نفت و گاز ما آسیب خواهد دید. البته از سوی دیگر همین امر می تواند فرصتی برای رشد شرکتهای داخلی باشد.


اگر به گذشته نگاه کنیم همیشه در منطقه طرحی به نام همه چیز منهای ایران توسط آمریکا دنبال شده است. کارشناسانی که این نکته را بررسی کرده اند می گویند با بستن راه‌ها به روی ایران این ظرفیت ها به سمت کشورهای همسایه سرازیر می شود که از این فرصت بیشترین بهره‌برداری را صورت دهند. این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


در حقیقت زمانی فشار بر روی ایران به ضرر آمریکا بود و به نفع بقیه، ولی این نکته امروز به نفع آمریکا است. از این منظر موقعیت برای ما سخت‌تر از گذشته خواهد بود. ایران کشوری 80 میلیونی است و مجموعه دارایی های نفت و گاز، ایران را به بزرگترین دارنده نفت و گاز جهان تبدیل کرده است. ایران اولین دارنده گاز دنیا و چهارمین دارنده نفت دنیا است. هر چه کشور ما از بازارها  دور شود رقبای او بیشتر سود می کنند. قطر امروز 77 میلیون تن «ال ان جی» به بازارهای دنیا تزریق می کند. اگر ما سی میلیون تن که قرار بود در اوایل دهه نود روانه بازار کنیم را روانه می‌کردیم، قطعاً امروز وزنه ای در بازار بودیم. قراردادهای «ال ان جی» مثل قرارداد های نفتی نیست. یک قرارداد ده میلیارد دلاری «ال ان جی» در یک پالایشگاه شامل بالادست، کشتی ها، تاسیسات مایع سازی و ترمینال های دریافت می شود که قراردادی بلند مدت و ده یا 15 ساله است و قابلیت توقف ندارند. اگر این قراردادها بسته می شدند موضوع تحریم و حذف ایران از بازار های جهانی قابل طرح نبود. از طرفی قراردادهای گازی ما اینطور نیست. قراردادهای فروش و ترانزیت و سوآپ و قراردادهای دیگری در موضوع گاز داشتیم عموما نمی شد ایران را تحریم کرد. نه تنها غیر قابل تحریم بودیم بلکه فقط با ترانزیت یا سوآپ گاز ترکمنستان به خلیج فارس از مزیت فیزیکی خط لوله ها با استفاده از موقعیت ژئوپولتیکی، می توانستیم امروز درآمد داشته و حلقه ای از چهار یا پنج کشور را که درگیر این موضوع بودند در تحریم ناپذیر شدن ایران دخیل کنیم.


با توجه به بازگشت تحریم های ثانویه پنجره تنفسی از سمت این دو کشور عربی به سمت ما باز خواهد شد یا نه؟!


قطر پنجره تنفس نیست. ما با قطر هیچ بده بستانی نداریم. مگر اینکه در صورت همت تولید کنندگان ما قطر بتواند مقداری از محصولات مرتبط با مواد غذایی تولید شده در ایران را جذب کند که از این طریق ارز وارد ایران شود. البته این مقدار هم قابل توجه نخواهد بود. ولی درباره امارات باید گفت این کشور از ابتدا بازار محصولات ما نبود و فقط بازاری برای توریست های ایرانی  و واردات ما محسوب می‌شد. از این منظر، امارات به صورت رسمی روابط خود را با ایران کاهش خواهد داد ولی به صورت غیر رسمی به روابط خود ادامه می دهد. در چنین شرایط البته هزینه‌ها بالا می رود و این موضوع نه به نفع دولت امارات، بلکه به نفع بازار دلالی میان دو کشور خواهد بود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.