کد خبر 41429
۱۳۹۳/۱۰/۱۸ ۰۰:۱۶
روزنامه کیهان 18دی

یادداشت روز،اخبار ویژه،گفت و شنود

یادداشت روز،اخبار ویژه،گفت و شنود
r />
بی او چه سود...؟(یادداشت روز)

هشت سال قبل در سالروز میلاد رسول خدا(ص) و در صدر یکی از یادداشت‌های کیهان به خاطره‌ای اشاره کرده بودیم که تکرار آن اگرچه «حدیث مکرر» است ولی برخلاف بسیاری از «تکرارها»، ملال‌آور نیست، چرا که آن خاطره تلخ از واقعیت شیرینی حکایت دارد. در یادداشت مورد اشاره آورده بودیم؛
«آن شب اولین شب موشک‌باران تهران بود. اولین موشک ساعتی به غروب مانده در خیابان شیخ‌هادی فرود آمده و بیمارستانی را ویران کرده‌بود. مردم هنوز نمی‌دانستند که آن غرش‌ها و انفجارهای مهیب پی در پی ناشی از موشک‌پرانی عراق است. تصور می‌کردند بمباران هوایی است، مثل دفعات قبل و در تعجب بودند که چرا مثل همیشه قبل از بمباران آژیر قرمز کشیده نمی‌شود. ما در سپاه می‌دانستیم که موشک‌های عراقی - بخوانید تولید مشترک شوروی سابق، آمریکا و انگلیس- است که با افزایش برد به تهران رسیده است. خیابان‌های تهران خلوت بود و موشک‌ها هر از چندگاه با غرشی بلند به آسمان تهران می‌رسید و چند ثانیه بعد، صدای انفجاری مهیب در فضا می‌پیچید... آخر شب بود که موشک‌ دیگری از راه رسید، خط‌ آتش آن نشان می‌داد که به سمت کوههای شمال تهران می‌رود و بعد... انفجاری مهیب در همان حوالی... دوستی که در کنارم بود با رنگ پریده پرسید؛ جماران؟!... هر دو به دلشوره افتادیم... با برادران سپاه در جماران تماس گرفتیم... خبری نبود. راستی اگر آن شب یکی از موشک‌ها به جماران و خانه محقر و بدون پناهگاه امام اصابت می‌کرد چه می‌شد؟ تصور فاجعه نیز هولناک بود... اگر امام می‌رفت؟... آن شب این سوال در ذهن نگارنده با نگرانی چرخید و چرخید تا به اینجا رسید که اگر موهبتی به نام خمینی نبود چه می‌شد؟... ما می‌ماندیم و دنیای پر از پلشتی‌ها و آدم‌ها و مکتب‌های بدرد نخوری که بودند و هستند، ریگان و آمریکا با لیبرال دموکراسی خفن و سردمداران بی‌شخصیت و عفن، مارکسیسم انسانیت‌سوز، انگلیس و نوادگان دزدان دریایی که در آن به حکومت رسیده بودند... دنیایی با این رنگ و بو و مکتب‌هایی با این سمت و سو به چه دردی می‌خورد؟... کم‌کم به پاسخ آن سوال نزدیک شده بودم... اگر رسول‌خدا(ص) نبود و محمد مصطفی(ص) به پیامبری مبعوث نشده بود بودن در دنیا با کدام بهانه‌ای توجیه‌پذیر بود؟... و خلقت مردمان و آفرینش زمین و آسمان را چه سود؟!... هیچ!... و این پاسخ و توضیح خالی از ابهامی برای آن کلام نورانی بود که خدا خطاب به رسول گرامی اسلام فرموده بود... «لولاک لما خلقت الافلاک... اگر تو نبودی، جهان را نمی‌آفریدم...»
امیر مومنان علیه‌السلام در وصف این برترین خلق خدا و «بهانه خلقت» می‌فرمود؛ «طبیبی است که با طب خود به این سوی و آن سوی می‌رود، داروی او، بیماران را بهترین درمان است و داغ او سوزان. آن را به هنگام نیاز بر دل‌هایی می‌نهد که حق را نمی‌بینند، گوش‌هایی که ناشنوایند و زبان‌هایی که ناگویا هستند... با داروی خود دل‌هایی را می‌جوید که در غفلت افتاده‌اند و یا از هجوم شبهه‌ها در حیرت‌اند...»
چشم از جهان که فرو بست، زخم‌های کهنه اشرافی که اشرافیت از دست داده بودند، سر باز کرد، کینه‌های فرو خورده از سینه‌ها بیرون ریخت و میان «قرآن و عترت» که پیوند جدانشدنی آن دو، آخرین و حیات‌آفرین سفارش حضرتش بود جدایی افکندند «من از میان شما می‌روم و دو یادگار گرانبها در میانتان باقی می‌گذارم، قرآن و عترت، که هرگز از هم جداشدنی نیستند. به این دو درآویزید تا از لغزش و فرو غلتیدن به گمراهی در امان باشید.»
توصیه رسول خدا(ص) اما، در پی رحلت حضرتش به فراموشی سپرده شد و این دلشوره به دل‌ها نشست که از آن پس چه خواهد شد؟
... افق پیش روی تیره می‌نمود، چرا که میان قرآن و عترت جدانشدنی، جدایی افتاده بود، خلافت می‌رفت که به سلطنت تبدیل شود و بعدها شد. این بار نیز، باز هم امیر مومنان علیه‌السلام بود که خورشید پنهان در پس ابرهای تیره آن روز را می‌دید و به آینده‌ای اشاره می‌فرمود که تیره و تار نبود و از راه خواهد رسید. «هر رفته‌ای را باز آمدنی است، پس حق را از عالم ربانی و خداجوی خود بشنوید و دل‌هاتان را آماده کنید تا هنگامی که شما را فرا می‌خواند، آماده باشید و...». آن روز، اما کی از راه می‌رسید؟... گردونه روزگار چرخید و چرخید تا به «عصر خمینی» رسید. فرزندی از سلاله پاک رسول خدا(ص)، عیسی‌گونه ندا سر داد که «من انصاری الی‌الله» و مردم در دیار «سلمان» که این ندا را در دل خود آشنا یافته بودند؛ از ژرفای دل به پاسخ ایستادند که «نحن انصارالله» و لبیک‌گویان به سوی او شتافتند، دل سپردند و جان باختند و در رکاب حضرت روح‌الله که به احیای اسلام ناب محمدی(ص) برخاسته بود به پا خاستند، پنجه در پنجه نظام سلطه جهانی انداختند، فلک را سقف شکافتند و طرحی نو درانداختند. وعده امیر مومنان به حقیقت پیوسته بود. خمینی(ره) همان بود که او از آمدنش خبر داده بود «هر رفته‌ای را باز آمدنی است، پس حق را از عالم ربانی و خداجوی خود بشنوید و دل‌هاتان را آماده کنید تا هنگامی که شما را فرا می‌خواند، آماده باشید.» و امت آماده بود.
سالروز میلاد رسول خدا(ص) بود. آذرماه ۱۳۶۴. حضرت روح‌الله در حسینیه جماران و در جمع دلدادگان به سخن نشسته بود. «در ولادت حضرت رسول(ص) قضایایی واقع شده است. قضایای نادری به حسب روایات ما و روایات اهل سنت وارد شده است که این قضایا باید بررسی بشود که چیست؟ از جمله قضیه شکست خوردن طاق کسری و فرو ریختن چهارده کنگره از آن قصر و از آن جمله خاموش شدن آتشکده‌های فارس و ریختن بت‌ها به زمین... این که چهارده کنگره از کنگره‌های قصر ظلم خراب شد، به نظر شما نمی‌آید که یعنی در قرن چهاردهم این کار می‌شود، یا چهارده قرن بعد این کار می‌شود؟... پیش ما این طور است که خیلی راه دور است که هزار سال طول می‌کشد، دو هزار سال طول می‌کشد، نه‌خیر، اینها قریب است، نزدیک است و می‌شود. بت‌ها شکسته خواهد شد ان‌شاءالله.»
صحیفه حضرت امام ج ۱۹ ص ۴۳۲ و ۴۳۶
محمدحسنین هیکل روزنامه‌نگار و نویسنده بلندآوازه مصری دو بار به دیدار حضرت امام(ره) آمد. اولین بار در پاریس و بار دوم، اوایل سال ۱۳۵۹ -‌دوسال بعد از پیروزی انقلاب- در ایران. او در بازگشت به مصر، خاطره دیدارش با امام راحل(ره) را در کتاب کم‌حجمی به چاپ رسانده است. در بخشی از این کتاب آمده است؛ «یکی از صحابه خاص رسول خدا(ص) را دیدم که گویی با عبور از کانال زمان به قرن چهاردهم رسیده است. او آمده است تا سپاهیان علی(ع) را که بعد از شهادت او بی‌فرمانده مانده بودند، فرماندهی کند... و من شایستگی این فرماندهی را در او می‌بینم.»
گفته‌اند- و حکیمانه گفته‌اند- «بهتر آن باشد که سرّ دلبران، گفته آید در حدیث دیگران- الفضل ما شهدت به الاعداء».
در گرماگرم پیروزی انقلاب اسلامی، روزنامه انگلیسی «تایمز» در گزارشی از ایران آن روزها نوشت؛ «خبر انقلاب اسلامی در ایران، به سرعت سراسر جهان را درنوردید و در پاییز ۱۹۷۸ بود که دنیای غرب بار دیگر اسلام را کشف کرد. اسلامی که پس از ده‌ها قرن دوباره در اوج استقبال مردمی به میدان آمده بود.» و میشل جانسون استراتژیست برجسته در نشریه ژئوپولیتیک تاکید می‌کند که «انقلاب اسلامی در ایران، تجدید حیات دوباره اسلام است. در این انقلاب هیچ یک از ایسم‌های متداول نظیر ناسیونالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم و سوسیالیسم کمترین نقشی نداشته است، دنیای غرب با اسلامی روبروست که قرن‌ها در میان مسلمانان فراموش شده بود...»
میشل جانسون در ادامه همین گزارش می‌نویسد؛ «الله اکبر، یعنی خدا بزرگ است. این همان شعار مسلمانان در آغاز ظهور پیامبر اسلام است. خمینی تکرار اوست.»
امروز، فقط نیم‌نگاهی گذرا به رخدادهایی که در جای جای جهان جریان دارد کمترین تردیدی باقی نمی‌گذارد که «عصر خمینی» بازگشت دوباره به «عصر رسول خدا(ص)» است و پیش‌بینی امام راحل ما که اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد، در حال وقوع است؛ عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان، مصر، تونس، لیبی و امروزه عربستان و...
همین‌جا، یادآوری سخنان نتانیاهو در کنگره آمریکا- ۲۶ می ۲۰۱۱/ ۵ خرداد ۹۰- خواندنی است، او با عصبانیت آمیخته به اضطراب و لحنی توأم با عتاب خطاب به اعضای کنگره آمریکا می‌گوید:
« دفعه قبل که پشت این تریبون ایستادم درباره ایران هسته‌ای هشدار دادم. اکنون زمان گذشته و لولا و محور تاریخ ممکن است به زودی چرخش پیدا کند - بیانات حضرت آقا را به خاطر آورید که پیش از آن از پیچ بزرگ تاریخ خبر داده بودند - امروز از تنگه خیبر در عربستان تا تنگه جبل‌الطارق در مراکش، تحول و دگرگونی عظیمی در حال وقوع است. این نوسانات که به زلزله شبیه است، کشورهای منطقه را متلاطم و دولت‌ها را متلاشی کرده است و همه ما همچنان شاهد ادامه این نوسانات هستیم... باید قبول کنیم نیروی قدرتمندی به رهبری ایران وجود دارد که با الگوی مورد نظر ما مخالف است. کسانی که ایران و خطر آن را نادیده می‌گیرند، سر خود را در شن فرو کرده‌اند».
همین دیروز رهبر معظم انقلاب در دیدار پرشور مردم قم با ایشان، بر این واقعیت که به وضوح قابل دیدن است- و شاید در پاسخ کسانی که به آرمان‌های بلند انقلاب توجه کمتری دارند- تاکید فرمودند که؛ «به فضل الهی راه پرافتخار تحقق آرمان‌ها ادامه می‌یابد و جوانان کشور روزی را خواهند دید که دشمنان گردنکش و ظالم در مقابل آنها مجبور به خضوع شوند».
و این قصه سر دراز دارد. میلاد رسول خدا(ص) و صادق آل‌ محمد(ع) مبارک ‌باد.

حسین شریعتمداری

اخبار ویژه

الریاض: ایران در خاورمیانه از عصای سحرآمیز استفاده می‌کند(خبر ویژه)

یک روزنامه سعودی تصریح کرد: ایران توانسته با عصای سحرآمیز خود برای حل مشکلات منطقه و جهان عرب وارد صحنه بین‌المللی شود.
روزنامه «الریاض» چاپ عربستان نوشت: ضعف کشورهای عربی همانا نداشتن عصای سحرآمیزی است که تهران به وسیله آن مشکلات متعدد خود را در منطقه حل می‌کند.
این روزنامه به نقل از دکتر «مطلق بن سعود المطیری» افزود: مشکل اعراب مشکل اقتصادی یا فرهنگی نیست بلکه مشکلی سیاسی است که کشورهای عربی در ۶۰ سال گذشته بعد از برپایی انقلاب‌های نظامی، هنوز از تنگناهای سیاسی رنج می‌برند تا جایی که سیاست اعراب به سیاست اختلاف و شک و دسیسه تبدیل شده است.
این کارشناس عرب می‌افزاید: تفکر سیاسی عربستان بر رویارویی با خطر ایران و اتحاد کشورهای خلیج فارس بنا شده اما این طرح با نوعی مناقشه و محافظه‌کاری و تردید روبرو شد و همین عوامل، فرصت استفاده از موقعیت‌های مهم را در منطقه برای کسب موفقیت برای ایران فراهم کرد.
روزنامه مذکور افزود: ایران می‌داند چگونه از فرصت‌ها به نفع خود استفاده کند و به موفقیت برسد و در این شرایط نه ارتباط و نه قطع ارتباط با ایران، هیچکدام به نفع منطقه نیست چرا که نزدیک شدن به ایران یعنی به رسمیت شناختن نقشه‌های این کشور و قبول سیطره آن بر مواضع حیاتی منطقه و قطع ارتباط نیز یعنی شعله‌ور کردن آتش درگیری‌های طایفه‌ای بین اعراب و گشودن درهای جدید برای آغاز درگیری‌های عربی- عربی به شمار می‌آید.
المطیری در این تحلیل اضافه کرد: حضور ایران در کشورهای عراق و سوریه و لبنان و اخیراً هم در یمن امری نیست که بتوان آن را نادیده گرفت بلکه در واقعیت وجود دارد و قبول آن مساوی است با پذیرش سیطره فارس‌ها بر جهان عرب.
یادآور می‌شود چند سال پیش سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان در اظهاراتی آمیخته با عصبانیت گفت آمریکایی‌ها عراق را در سینی طلا گذاشته و آن را تقدیم ایران کردند.



آتلانتیک: ایران خلاف آمریکا اما استراتژیک رفتار می‌کند(خبر ویژه)


یک نشریه آمریکایی نوشت: اگر یاری ایران نبود حکومت سوریه در اثر جنگ سال‌ها قبل سرنگون شده بود.
جفری کوکدبرک در نشریه آتلانتیک با اشاره به اظهارات اوباما مبنی بر اینکه «ایران استراتژیک رفتار می‌کند و بدون تفکر قبلی دست به هیچ‌کاری نمی‌زند»، افزود: به گفته اوباما، «ایرانی‌ها معتقد به یک جهان‌بینی هستند و منافعشان را در نظر می‌گیرند و در این راه همه منافع و مضرات کار را هم محاسبه کرده‌اند و در مقابل آن پاسخگو هستند اما این استدلال هرگز منافی این حقیقت نیست که رژیم جمهوری اسلامی یک حکومت دینی است که انواع آرمان‌گرایی‌هایی را که من از آنها منزجرم را در برگرفته است. ایران یک کشور بزرگ و قدرتمند است. آنها خود را بازیگری مهم در صحنه جهانی می‌یابند و به نظر من قصد خودکشی هم ندارند».
نویسنده آتلانتیک خاطر نشان می‌کند: برخلاف تلقی اوباما هیچ نشانی دیده نمی‌شود که ثابت کند حاکمان ایران تصمیم داشته باشند به دستور کاری جهانی ملحق شوند که آمریکا و متحدانش آن را معین می‌کنند. واقعیات میدانی، دقیقا خلاف این مدعا را ثابت می‌کند. ایران امروز بیش از هر زمان دیگر مایل است به یک قدرت مسلط منطقه تبدیل شود، صد البته طبق معیارها و اصول خود.
آتلانتیک می‌افزاید: رهبر عالی ایران و وفادارترین یارانش گواه این مدعا هستند و به دفعات نشان داده‌اند که روی خوشی به آمریکا نشان نمی‌دهند. در سراسر خاک خاورمیانه بزرگ، تحرکات صریح و بی‌پرده ایران برای بسط دادن دامنه نفوذ خود در سطح منطقه، به وضوح نمایان است.
این نشریه آمریکایی افزود: حمایت ایران از قیام شیعیان در یمن و بحرین، تحرکات در لبنان به واسطه نیروی نیابتی‌اش در بیروت یعنی «حزب‌الله»، نقش ایران در «غزه» همه و همه تصدیق می‌کند که آیت‌الله «علی خامنه‌ای» رهبر عالی ایران دیدگاهی دارد که کاملا مغایر با چیزی است که مد نظر اوباماست. سند گویای این امر، حمایت از سوریه است. اگر یاری ایران نبود، دولت سوریه سالها قبل فرو پاشیده بود.
کوکدبرک تصریح کرد: ریشه عمیق این حمایت، اتحاد دو کشور است که هر دو از آن بهره‌مند و منتفع شده‌اند.
همزمان با این تحلیل خاویر سولانا مسئول اسبق سیاست خارجی اتحادیه ضمن تحلیلی که از سوی ال پائیس منتشر شد، تصریح کرد برای حل منازعه سوریه باید حکومت بشاراسد را به رسمیت شناخت. باید پس از مدت‌ها مبارزه با اسد، حضور او را برای حل و فصل منازعه پذیرفت. برای رسیدن به آتش‌بس باید از ایران و روسیه به دو عنوان دو متحد قدرتمند سوریه کمک گرفت.


نظر مردم روشن است سخنان روحانی لطمه به ظریف بود(خبر ویژه)


«شاید اگر آقای روحانی زودتر مسیر جبران را در پیش گیرند در این راه کمکی مؤثر به تیم هسته‌ای باشد در غیر این صورت باید منتظر فشارها و زیاده‌خواهی‌های بیشتر کشورهای غربی و در نتیجه دور شدن از توافقی باشیم که مهمترین هدف آقای روحانی است».
روزنامه خراسان در تحلیلی نوشت: صحبت‌های رئیس جمهور در یک همایش اقتصادی که برای حل مسائل اقتصادی کشور با حضور اقتصاددانان برگزار شد، لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به دیپلماسی ظریف در رسیدن به توافق هسته ای زد چرا که این باور نادرست طرف غربی که ایران در اثر تحریم‌ها عقب‌نشینی خواهد کرد را تقویت کرد و مقدمه زیاده‌خواهی بیشتر آنان و دور شدن از توافقی برد برد شد. همچنین با امیدوار شدن عربستان به تأثیرگذاری کاهش قیمت نفت به تغییر مواضع ایران، احتمال ادامه سیاست این کشور را بر پایین‌تر آوردن قیمت نفت تقویت کرد.
سردبیر روزنامه خراسان تأکید می‌کند: دلایل درستی این ادعا خیلی روشن است براساس اصلی بدیهی در نظریات روابط بین‌الملل، کشورها براساس تصویری که از کشورهای طرف مقابل خود برداشت می‌کنند مواضع‌شان را تعیین می‌کنند نه واقعیت نظرات و شرایط آن کشور. هنگامی که در همایشی اقتصادی که دولت آن را برای کمک گرفتن از اقتصاددانان برای بررسی مسائل اقتصادی کشور طراحی کرده است، آقای روحانی از «سیاست خارجی و داخلی» می‌گویند که دیگر نباید از اقتصاد هزینه کند یا از همه‌پرسی سخن می‌گویند که رسانه‌های معاند آن را سریعاً به مسئله هسته‌ای پیوند می‌زنند، روشن است که تصویری که کشورهای غربی از ایران برداشت می‌کنند این است که دولتمردان این کشور، تحت تأثیر فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم و کاهش قیمت نفت به جایی رسیده‌اند که رئیس کابینه‌اش در یک همایش اقتصادی مهم سیگنال‌های سیاسی می‌دهد تا راه حل‌های اقتصادی.
محمد سعید احدیان با اشاره به نظرسنجی‌های انجام گرفته توسط دانشگاه تهران می‌نویسد: تنها ۱۸ درصد مردم معتقدند «بهتر است کشورمان برای برطرف شدن تحریم‌ها قبول کند از برخی دستاوردهای هسته‌ای خود برای مدت زمان مشخصی عقبگرد کند» (دقت شود در سؤال عقب‌نشینی برای مدت زمانی مشخص مطرح شده است نه همیشه) و ۷۴/۳ درصد مردم باور دارند نباید از دستاوردهای هسته‌ای ملی عقب‌نشینی کرد. همچنین تنها ۲۱ درصد مردم علت مشکلات اقتصادی را تحریم‌ها می‌دانند و مابقی به عواملی نظیر سوء مدیریت اشاره می‌کنند.
خراسان با بیان اینکه اظهارات آقای روحانی نتیجه یک بی‌تدبیری ساده در انتخاب مکان و زمان ابراز نظراتشان است می‌نویسد: اگر ایشان همین سخنان را در مکان و زمانی مرتبط می‌گفتند تا این حد منجر به سوء استفاده رسانه‌های بیگانه و برداشت نادرست تصمیم‌گیران کشورهای ۵+۱ نمی‌شد اما نمی‌توان کتمان کرد که این بی‌تدبیری به ظاهر ساده اثرات جبران‌ناپذیری بر تلاش‌های شبانه‌روزی تیم هسته‌ای می‌گذارد و معلوم نیست آقای ظریف چقدر باید در پشت میز مذاکره تلاش کند تا شاید بتواند تبعات آن را در رسیدن به توافق برد برد کمتر کند و جلوی فشارهای بیشتر و زیاده‌خواهی‌های طرف غربی را بگیرد.



مردم و رهبر ایران به اوباما اعتماد ندارند(خبر ویژه)


«مردم ایران گفتار و رفتار باراک اوباما را متناقض ارزیابی می‌کنند و اعتمادی به دولت آمریکا ندارند».
دکتر بایرام سینکایا مشاور مرکز تحقیقات استراتژیک خاورمیانه در ترکیه ضمن انتشار این تحلیل در «اورسام» نوشت: آخرین دور مذاکرات هسته‌ای بین ایران و ۵+۱ (پنج عضو دائم شورای امنیت به همراه آلمان)، ۱۷-۲۴ نوامبر در وین برگزار شد. آخرین روز برای رسیدن به توافق نهایی ۲۴ نوامبر بود. چند روز قبل از این تاریخ وزرای خارجه کشورهای درگیر در مسئله به منظور یافتن راهی برای گره‌گشایی از روند مذاکرات، راهی وین شدند، اما هیچ دورنمای مثبتی از این مذاکرات انتظار نمی‌رفت و طرفین در راستای گسترش برنامه اقدام مشترک به ادامه روند مذاکرات رضایت دادند.
به گزارش دیپلماسی ایرانی، وی در پاسخ به این سؤال که چرا مذاکرات به نتیجه نرسید؟ می‌نویسد: عوامل مختلفی در عدم دست یافتن به نتیجه دخیل هستند. ابتدا اینکه بحران ناشی از عدم اعتماد بسیار عمیق است چنانکه نامه‌های ارسالی از سوی اوباما به رهبر ایران آیت‌الله علی خامنه‌ای برای غلبه بر بحران بی‌اعتمادی کافی نبود، ملت ایران نیز به نوبه خود این تصمیم را به عنوان تناقض در گفتار و اعمال اوباما قلمداد می‌کنند. به عنوان شاهد مثال، جلسات دوجانبه و سه‌جانبه‌ای که بین وزیران امور خارجه دو کشور ایران و آمریکا به منظور رسیدن به پیشرفت در حل موضوعات گره خورده در روند مذاکرات برگزار می‌شود، بازخورد مثبتی را از خود نشان نمی‌دهد.
در ادامه این تحلیل آمده است: رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای گفتمان دوجانبه‌ای را در طول مذاکرات پیش گرفت. اگر چه ایشان از دولت روحانی و تیم مذاکره‌کننده‌اش حمایت می‌کند اما اغلب غیرقابل اعتماد بودن آمریکا و غرب را نیز مورد تاکید قرار می‌داد.
سینکایا ادامه می‌دهد: دو نکته اساسی مورد اختلاف بین ایران و گروه ۵+۱ در روند مذاکرات هسته‌ای وجود دارد. اولین موضوع تاثیرگذار، اختلاف در میزان غنی‌سازی اورانیوم است که ایران اجازه خواهد داشت تا به آن اندازه فعالیت کند. زمانی که آمریکا و متحدانش در تلاش برای عنوان کردن این گزاره‌اند که درصدد جلوگیری از دستیابی احتمالی ایران به سلاح هسته‌ای هستند، ایران نیز هرگونه محدودیت در غنی‌سازی و استفاده نظامی از برنامه هسته‌ای را رد می‌کند. موضوع مورد اختلاف بعدی، مسئله تحریم‌ها و کاستن از موانع پیش روی برنامه هسته‌ای ایران هست. ایران خواهان لغو فوری تحریم‌ها و کاستن از موانع پیش‌روی برنامه هسته‌ای‌اش در کوتاه‌مدت است.



بی‌تدبیری دولت سنگ بزرگ در برابر عمل به وعده‌ها(خبر ویژه)


اغلب شعارهای دولت یازدهم در میانه دوره خود در حد وعده باقی مانده است.
به گزارش شبکه دانا، یکی از شعارهای ابتدایی دولت بهبود وضعیت معیشت مردم در ۱۰۰ روز ابتدایی دولت بود که روحانی در روز ابتدایی پس از تشکیل دولت خود و پس از تجدید میثاق با آرمان‌های امام(ره) دوباره ماجرای تعهد ۱۰۰ روزه خود را یادآوری کرده و گفت: «وعده می‌دهیم که طبق سخنان قبلی، حتما طی ۱۰۰ روز اول و حتی کوتاه‌تر از آن اقدامات ضروری و فوری را برای رونق بخشی اقتصادی و حل مشکلات انجام دهیم و ماحصل آن نیز به اطلاع مردم خواهد رسید.»
در حالی که به روزهای پایانی وعده صد روزه دولت نزدیک می‌شدیم و دولت نیز دید که نمی‌تواند به این وعده خود جامه عمل بپوشاند دم از خزانه خالی و دولت بدهکار زد و گفت: دولت در شرایطی کار خود را آغاز کرد که با یک خزانه خالی و انبوه بدهکاری روبرو بوده است.
وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت روحانی درست در زمانی که مردم امید داشتند با تدبیر دولت تدبیر و امید، قیمت خودرو کاهش پیدا کند آب پاکی را روی دست مردم ریخت و در یک نشست خبری، کاهش قیمت خودرو را منتفی دانست و گفت: کاهش قیمت خودرو را نباید انتظار داشته باشیم بلکه ممکن است برخی خودروسازان بخواهند افزایش قیمت هم بدهند.
یکی دیگر از وعده‌های دولت یازدهم ارائه سبدهای کالایی ویژه مردم بود که حاشیه‌های زیادی را به همراه داشت. در حالی که دولت به مردم قول داده بود که بیش از چند نوبت سبد کالایی در طول سال به مردم بدهد، مردم تنها یک‌بار موفق شدند سبد کالایی دریافت کنند. بسیاری از اقتصاددانان این کار را اشتباه خواندند و در اولین و آخرین مرحله از ارائه سبد کالایی دولت مشکلات زیادی برای دولت و مردم به وجود آمد.
وزارت صنعت در ۲۳ اسفند ۹۲ وعده داد که سال آینده (سال ۹۳) شش سبد کالا توزیع می‌شود، یعنی هر دو ماه یکی، اما الان که ده ماه از سال گذشته است یک سبد کالا نیز توزیع نشده است.
همچنین دولت یازدهم که یکی از مهمترین ویژگی‌های خود را ارائه به موقع لایحه بودجه به مجلس می‌دانست با پایان گرفتن سال ۹۲ به این نتیجه رسید که این برنامه با واقعیت‌های موجود در جامعه فاصله زیادی داشته است که از این رو به صندوق توسعه ملی رو کرد. دادستان دیوان محاسبات کشور اعلام کرد که پس از بررسی‌های متعددی که بر روی پرونده برداشت پول از صندوق توسعه ملی انجام گرفته است، مبلغ ۴/۱ میلیارد دلار در اواخر سال ۹۲ از سوی دولت یازدهم از صندوق توسعه ملی برداشت شده است.
دادستان دیوان محاسبات کشور اعلام کرد اصل این برداشت کاری غیرقانونی بوده است.
عدم پیگیری دهک‌های پردرآمد از فهرست یارانه‌ها، فقدان چاره‌جویی برای کاهش بیکاری و کم‌توجهی به مدیریت واردات لوکس که باعث خروج از کشور می‌شود و حذف طرح مسکن مهر از جمله محورهایی است که به نظر شبکه دانا در عملکرد دولت به چشم می‌خورد و در عین حال خبر کاهش تورم که برای مردم ملموس نیست. این شبکه پیوند زدن همه مشکلات اقتصادی با تحریم‌ها و بی‌تدبیری در قبال مشکلات را علت عملی نشدن وعده‌های دولت ارزیابی کرده است.


دفاعیات(گفت و شنود)

گفت: بعد از روشنگری‌های مستند صدا و سیما و مطبوعات و رسانه‌ها درباره وطن‌فروشی و جنایات سران و عوامل فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸، رادیو فردا وابسته به سازمان «سیا» و شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی وابسته به MI۶ انگلیس و سایر رسانه‌های ضدانقلاب بدجوری عصبانی شده‌اند.
گفتم: پس انتظار داشتی که وقتی جنایات پادوهای آنها فاش می‌شود، ابراز خوشحالی و خشنودی کنند؟!
گفت: این رسانه‌ها ضمن حمله به افشاءکنندگان جنایت فتنه‌گران، بخش‌هایی از برنامه خود را به حمایت و تعریف و تمجید از سران فتنه ۸۸ اختصاص داده‌اند.
گفتم: کدام بی‌عقل و دیوانه‌ای می‌تواند تعریف و تمجید از وطن‌فروشان را بپذیرد؟!
گفت: چه عرض کنم؟! احتمالا خود سران فتنه هم این تعریف و تمجیدها را باور نمی‌کنند.
گفتم: وکیل مدافع یک سارق مسلح که دست به آدم‌کشی زده بود، به قاضی دادگاه گفت؛ قربان! این شخص، آدم با شرف و درستکار و خوبی است و متهم که از اظهارات وکیل مدافع تعجب کرده بود با عصبانیت به او گفت؛ فلان فلان شده، پول‌وکالتت را از من گرفته‌ای و داری از یک شخص دیگری که نمی‌دانم کیست دفاع می‌کنی؟!

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک