مرکز تحقیقات استراتژیک برای سال2015 پیش بینی کرد:
رویکرد سیاست آمریکا در قبال افغانستان
ساعت24- رضا ستاری-معاونت پژوهش های سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص نظام در گزارش خود به چشم انداز روابط آمریکا و افغانستان در سال 2015 پرداخت و سیاست آمریکایی ها را در سال جدید واگذاری مسئولیت بیشتر برای افغان ها به منظور کاهش هزینه ها و همچنین رسیدگی بیشتر به امور داخلی خود ارزیابی کرد.
به گزارش ساعت24، بعد از عملیات ۱۱ سمپتامبر و اشغال نظامی افغانستان توسط آمریکا، تعداد نیروهای این کشور در عرض ۱۳ سال از ۸۰ هزار نفر به ۱۲ هزار نفر کاهش پیدا کرده است. این تعدیل نیروها و تغییر رویکرد آمریکا در قبال افغانستان اختلاف نظرهایی را بین مقامات کاخ سفید و پنتاگون ایجاد کرد.
فرماندهان نظامی آمریکا ابراز نگرانی می کردند که خروج آن ها از افغانستان می تواند زمینه ساز بازگشت مجدد طالبان شده و دستاوردهای این جنگ را تهدیدات جدی مواجه کند.به هر حال هر دو کشور به این نتیجه رسیدند که در قالب یک توافقنامه امنیتی بلند مدت وضعیت حضور نظامی و ماموریت نیروهای آمریکایی در افغانستان بعد از پایان سال ۲۰۱۴ مشخص شود. این توافقنامه در ۲۶ ماده تنظیم شده که مهمترین محورهای آن به شرح زیر است:
- طرفین برای تقویت امنیت و ثبات در افغانستان ومبارزه با تروریسم و دفع تهدیدات داخلی و خارجی علیه حاکمیت و امنیت افغانستان به تقویت همکاری های نزدیک با یکدیگر ادامه می دهند و نیروهای آمریکایی هیچ گونه عملیات نظامی را در افغانستان اجرا نمی کنند مکر با توافق طرفین.
- آمریکا متعهد می شود که در راستای توسعه ظرفیت های نیروهای افغان و تامین امنیت تمام مردم به مشورت، آموزش، تجهیز و حمایت نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان در بخش هایی مانند خنثی سازی بمب، ایجاد و ارتقای سیستم لجستیکی و حمل ونقل، گسترش همکاری اطلاعاتی و راه اندازی تمرینات مشترک نظامی بپردازد.
- تامین امنیت مردم وظیفه نیروهای افغان است و آمریکا برای افزایش سطح قابلیت نیروهای دفاعی و امنیتی در پاسخ به تهدیدات داخلی و خارجی با افغان ها همکاری می کند.
- طرفین توافق دارند تا به منظور تامین منافع ملی آمریکا و افغانستان، به همکاری و هماهنگی نزدیک با هم بدون توسل به عملیات یک جانبه نظامی آمریکا علیه تروریسم ادامه دهند.
- تمام نیروهای نظامی و غیر نظامی آمریکایی موظف هستند که به قانون اساسی و سایر قوانین نافذه افغانستان احترام گذاشته و از هرگونه فعالیت مغایر با روحیه این قرارداد خودداری کنند.
- با در نظر داشتن تعهدات مصوب نشست ۲۰۱۲ شیکاگو، آمریکا موظف است تا تامین وجوهی را که به شکل سالانه برای حمایت از آموزش، تجهیز، مشورت و تقویت پایدار نیروهای دفاعی و امنیتی ملی افغانستان جستجو کند تا این کشور بتواند مستقلانه امنیت خود را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی تامین کند.
- آمریکا توافق می کند تا در توسعه توانایی های نیروهای دفاعی و امنیت ملی افغانستان به همکاری خود با افغانستان به عنوان متحد عمده غیر ناتو ادامه دهند.
طبق اعلام آمریکایی ها ماموریت عمده ارتش این کشور در افغانستان از سال ۲۰۱۵ به بعد شامل تجهیز، تقویت و تربیت نیروهای امنیتی افغانستان و همچنین حفاظت از سفارت خانه ها، نهادها و تاسیسات غیر نظامی آمریکا در خاک آن کشور است. اگر چه آمریکایی ها اعلام کرده اند که از این مقطع به بعد، درگیر عملیات های نظامی نخواهند شد، اما ضرورت های میدانی و وضعیت امنیتی شکننده در افغانستان، مداخله و درگیری های نظامی را برای نیروهای آمریکایی به امری اجتناب ناپذیر مبدل خواهد کرد.
همچنین علی رغم امضای توافقنامه امنیتی، افغان ها از خروج نیروهای آمریکایی و تکرار تجربه عراق در این کشور نگران هستند. به همین دلیل است که اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان گفته است که ضرب الاجل دوساله آمریکا برای خارج کردن آخرین نیروهایش از افغانستان ممکن است نیازمند بررسی مجدد باشد.
در حال حاضر سیاست آمریکا مبتنی بر این است تا به کشورهای هم پیمان و یا کشورهای هدف خود کمک کند تا مسئولیت های بیشتری را در برابر رفع چالش های خود بر عهده بگیرند، و آمریکا به جای هزینه کردن بودجه های کشور برای تامین امنیت دیگران به امور داخلی خود بپردازد.
در نتیجه سیاست دولت اوباما در قبال افغانستان از ابتدا مبتنی بر تغییر بوده و نمونه های آن هم تلاش این کشور برای برقراری آشتی دولت افغانستان با نیروهای میانی و پایینی طالبان است. طبق گفته آمریکایی ها، کسانی هستند که به خاطر پول عضو طالبان می شوند، و اگر ما بتوانیم آن ها را از طالبان بیرون بکشیم، با دادن کار و فرصت های اقتصادی می توانیم آن ها را حذف کنیم.
در همین راستا هدف اصلی راهبرد اوباما در سال ۲۰۰۹ انقطاع، تجزیه و نابودی پایگاه های القاعده در افغانستان و همچنین بازداشتن آن ها از تاسیس مخفیگاه تازه در افغانستان بود. اوباما معتقد بود که بر جنگ افغانستان نمی توان فائق آمد مگر از طریق برقراری آشتی سیاسی با بخش هایی از بدنه طالبان و گروه های شورشی که پیوند ایدئولوژیکی مستحکمی با جریان های افراط گرا ندارند. یکی از شاخص های مهم راهبرد اوباما عدم اتکای صرف بر قدرت نظامی و توجه به رویکردی بود که به دیپلماسی به ویژه در سطح منطقه ای تاکید بیشتری داشت.
در همین راستا است که امریکا متعهد شده ضمن اعطای کمک های مالی ۴ میلیارد دلاری به طور سالانه، هم چنان بر تلاش های خود برای آموزش و تقویت قابلیت های نیروی نظامی و امنیتی افغان ادامه دهد. در واقع سیاست کلان آمریکا این است که هم پیمانان خود را ترغیب کند تا مسئولیت و هزینه های بیشتری را در قبال چالش های امنیتی خود متقبل شوند.
فرماندهان نظامی آمریکا ابراز نگرانی می کردند که خروج آن ها از افغانستان می تواند زمینه ساز بازگشت مجدد طالبان شده و دستاوردهای این جنگ را تهدیدات جدی مواجه کند.به هر حال هر دو کشور به این نتیجه رسیدند که در قالب یک توافقنامه امنیتی بلند مدت وضعیت حضور نظامی و ماموریت نیروهای آمریکایی در افغانستان بعد از پایان سال ۲۰۱۴ مشخص شود. این توافقنامه در ۲۶ ماده تنظیم شده که مهمترین محورهای آن به شرح زیر است:
- طرفین برای تقویت امنیت و ثبات در افغانستان ومبارزه با تروریسم و دفع تهدیدات داخلی و خارجی علیه حاکمیت و امنیت افغانستان به تقویت همکاری های نزدیک با یکدیگر ادامه می دهند و نیروهای آمریکایی هیچ گونه عملیات نظامی را در افغانستان اجرا نمی کنند مکر با توافق طرفین.
- آمریکا متعهد می شود که در راستای توسعه ظرفیت های نیروهای افغان و تامین امنیت تمام مردم به مشورت، آموزش، تجهیز و حمایت نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان در بخش هایی مانند خنثی سازی بمب، ایجاد و ارتقای سیستم لجستیکی و حمل ونقل، گسترش همکاری اطلاعاتی و راه اندازی تمرینات مشترک نظامی بپردازد.
- تامین امنیت مردم وظیفه نیروهای افغان است و آمریکا برای افزایش سطح قابلیت نیروهای دفاعی و امنیتی در پاسخ به تهدیدات داخلی و خارجی با افغان ها همکاری می کند.
- طرفین توافق دارند تا به منظور تامین منافع ملی آمریکا و افغانستان، به همکاری و هماهنگی نزدیک با هم بدون توسل به عملیات یک جانبه نظامی آمریکا علیه تروریسم ادامه دهند.
- تمام نیروهای نظامی و غیر نظامی آمریکایی موظف هستند که به قانون اساسی و سایر قوانین نافذه افغانستان احترام گذاشته و از هرگونه فعالیت مغایر با روحیه این قرارداد خودداری کنند.
- با در نظر داشتن تعهدات مصوب نشست ۲۰۱۲ شیکاگو، آمریکا موظف است تا تامین وجوهی را که به شکل سالانه برای حمایت از آموزش، تجهیز، مشورت و تقویت پایدار نیروهای دفاعی و امنیتی ملی افغانستان جستجو کند تا این کشور بتواند مستقلانه امنیت خود را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی تامین کند.
- آمریکا توافق می کند تا در توسعه توانایی های نیروهای دفاعی و امنیت ملی افغانستان به همکاری خود با افغانستان به عنوان متحد عمده غیر ناتو ادامه دهند.
طبق اعلام آمریکایی ها ماموریت عمده ارتش این کشور در افغانستان از سال ۲۰۱۵ به بعد شامل تجهیز، تقویت و تربیت نیروهای امنیتی افغانستان و همچنین حفاظت از سفارت خانه ها، نهادها و تاسیسات غیر نظامی آمریکا در خاک آن کشور است. اگر چه آمریکایی ها اعلام کرده اند که از این مقطع به بعد، درگیر عملیات های نظامی نخواهند شد، اما ضرورت های میدانی و وضعیت امنیتی شکننده در افغانستان، مداخله و درگیری های نظامی را برای نیروهای آمریکایی به امری اجتناب ناپذیر مبدل خواهد کرد.
همچنین علی رغم امضای توافقنامه امنیتی، افغان ها از خروج نیروهای آمریکایی و تکرار تجربه عراق در این کشور نگران هستند. به همین دلیل است که اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان گفته است که ضرب الاجل دوساله آمریکا برای خارج کردن آخرین نیروهایش از افغانستان ممکن است نیازمند بررسی مجدد باشد.
در حال حاضر سیاست آمریکا مبتنی بر این است تا به کشورهای هم پیمان و یا کشورهای هدف خود کمک کند تا مسئولیت های بیشتری را در برابر رفع چالش های خود بر عهده بگیرند، و آمریکا به جای هزینه کردن بودجه های کشور برای تامین امنیت دیگران به امور داخلی خود بپردازد.
در نتیجه سیاست دولت اوباما در قبال افغانستان از ابتدا مبتنی بر تغییر بوده و نمونه های آن هم تلاش این کشور برای برقراری آشتی دولت افغانستان با نیروهای میانی و پایینی طالبان است. طبق گفته آمریکایی ها، کسانی هستند که به خاطر پول عضو طالبان می شوند، و اگر ما بتوانیم آن ها را از طالبان بیرون بکشیم، با دادن کار و فرصت های اقتصادی می توانیم آن ها را حذف کنیم.
در همین راستا هدف اصلی راهبرد اوباما در سال ۲۰۰۹ انقطاع، تجزیه و نابودی پایگاه های القاعده در افغانستان و همچنین بازداشتن آن ها از تاسیس مخفیگاه تازه در افغانستان بود. اوباما معتقد بود که بر جنگ افغانستان نمی توان فائق آمد مگر از طریق برقراری آشتی سیاسی با بخش هایی از بدنه طالبان و گروه های شورشی که پیوند ایدئولوژیکی مستحکمی با جریان های افراط گرا ندارند. یکی از شاخص های مهم راهبرد اوباما عدم اتکای صرف بر قدرت نظامی و توجه به رویکردی بود که به دیپلماسی به ویژه در سطح منطقه ای تاکید بیشتری داشت.
در همین راستا است که امریکا متعهد شده ضمن اعطای کمک های مالی ۴ میلیارد دلاری به طور سالانه، هم چنان بر تلاش های خود برای آموزش و تقویت قابلیت های نیروی نظامی و امنیتی افغان ادامه دهد. در واقع سیاست کلان آمریکا این است که هم پیمانان خود را ترغیب کند تا مسئولیت و هزینه های بیشتری را در قبال چالش های امنیتی خود متقبل شوند.