فساد بزرگتری که نمیخواهیم ببینیم
محمدصادق جنانصفت
فسادي كه محمدرضا رحيمي معاون اول محمود احمدينژاد در آن دست داشت پس از سالها بحث و تفحص سرانجام اثبات شد. اين معاون اول رييس دولت دهم كه از سر قضا و تصادف رييس ستاد مبارزه با فساد اقتصادي نيز بود، دهها جمله قصار درباره مفاسد اقتصادي بيان كرده است كه يادآوري آنها ميتواند طنز تاريخ باشد. به نظر ميرسد اتفاقي كه در اين روزها رخ داد و محمدرضا رحيمي به جرم فساد اقتصادي محكوم شد ميتواند سرآغاز يك رفتار جدي، دامنهدار و ژرف درباره ابعاد فساد اقتصادي باشد. آنچه ميتوان در اين فرصت كوتاه نوشت را بهطور خلاصه در ادامه ميآوريم:
۱- محمود احمدينژاد، رييس دولتهاي نهم و دهم، دو دسته همكار در سطح بالاي دولت و كابينه داشت. يك گروه كه از روز اول از طرف اصولگرايان بر او تحميل شدند و او در ميانه راه آنها را از قطار دولت پياده كرد و يك گروه كه حلقه اول ياران او به حساب ميآمدند. حلقه اول ياران احمدينژاد كساني بودند كه كليددار اصلي نهاد رياستجمهوري و برخي نهادهاي اصلي سياستگذاري اقتصادي و سياسي بودند. كساني مثل رحيممشايي، محمدرضا ميرتاجالديني، اكبر محرابيان، زريبافان، دانشجوي وزير كشور، صادق محصولي، سيدمجتبي ثمرههاشمي و محمدرضا رحيمي كه معاون اول او شده بود جزو حلقه اول ياران او به حساب ميآمدند. اين گروه در ۸سال فعاليت دولت نهم و دهم مثل يك زنجير به هم پيوسته دست يكديگر را محكم گرفته و اجازه رخنه به ديگران نميدادند. اين گروه از حلقه اول ياران احمدينژاد كه هرگز حاضر نشدند ذرهيي درباره احتمال وقوع فساد رحيمي صحبت كنند را بايد در كانون توجه قرار داد و درباره آنها نيز نوعي حسابخواهي ملي انجام داد.
۲- به نظر ميرسد فساد بسيار بزرگي كه در دوره احمدينژاد رخ داد هدر دادن صدها ميليارد دلار از منابع ارزشمند حاصل از درآمد نفت و گاز و پتروشيمي است كه با وقاحت تمام از سوي اين گروه كوچك نوكيسه و حاميان ناپيداي آنها به باد رفت و به قول فرشاد مومني ۱۰۰۰ ميليارد دلار هدر رفت و هيچ شغل پايداري هم ايجاد نشد. فساد با ابعاد بزرگ در اينجاست كه صورت گرفته و ناكارآمديهاي گسترده عامل آن بوده و اتفاقا معلوم نيست چرا كسي آن را نميبيند. فساد بزرگ و پيچيده و گسترده همين ناكارآمدي است كه در دل اقتصاد دولتي پنهان ميشود و درآمدهاي نفت روي آن را ميپوشاند. فساد بزرگ در اقتصاد ايران از زمان رشد درآمدهاي نفت و انحصار اين پول در چنگ دولت آغاز شده است و تا زماني كه وضع اين باشد شاهد كشف فسادهايي بيشتر و چندين محمدرضا رحيمي ديگر خواهيم بود.
۱- محمود احمدينژاد، رييس دولتهاي نهم و دهم، دو دسته همكار در سطح بالاي دولت و كابينه داشت. يك گروه كه از روز اول از طرف اصولگرايان بر او تحميل شدند و او در ميانه راه آنها را از قطار دولت پياده كرد و يك گروه كه حلقه اول ياران او به حساب ميآمدند. حلقه اول ياران احمدينژاد كساني بودند كه كليددار اصلي نهاد رياستجمهوري و برخي نهادهاي اصلي سياستگذاري اقتصادي و سياسي بودند. كساني مثل رحيممشايي، محمدرضا ميرتاجالديني، اكبر محرابيان، زريبافان، دانشجوي وزير كشور، صادق محصولي، سيدمجتبي ثمرههاشمي و محمدرضا رحيمي كه معاون اول او شده بود جزو حلقه اول ياران او به حساب ميآمدند. اين گروه در ۸سال فعاليت دولت نهم و دهم مثل يك زنجير به هم پيوسته دست يكديگر را محكم گرفته و اجازه رخنه به ديگران نميدادند. اين گروه از حلقه اول ياران احمدينژاد كه هرگز حاضر نشدند ذرهيي درباره احتمال وقوع فساد رحيمي صحبت كنند را بايد در كانون توجه قرار داد و درباره آنها نيز نوعي حسابخواهي ملي انجام داد.
۲- به نظر ميرسد فساد بسيار بزرگي كه در دوره احمدينژاد رخ داد هدر دادن صدها ميليارد دلار از منابع ارزشمند حاصل از درآمد نفت و گاز و پتروشيمي است كه با وقاحت تمام از سوي اين گروه كوچك نوكيسه و حاميان ناپيداي آنها به باد رفت و به قول فرشاد مومني ۱۰۰۰ ميليارد دلار هدر رفت و هيچ شغل پايداري هم ايجاد نشد. فساد با ابعاد بزرگ در اينجاست كه صورت گرفته و ناكارآمديهاي گسترده عامل آن بوده و اتفاقا معلوم نيست چرا كسي آن را نميبيند. فساد بزرگ و پيچيده و گسترده همين ناكارآمدي است كه در دل اقتصاد دولتي پنهان ميشود و درآمدهاي نفت روي آن را ميپوشاند. فساد بزرگ در اقتصاد ايران از زمان رشد درآمدهاي نفت و انحصار اين پول در چنگ دولت آغاز شده است و تا زماني كه وضع اين باشد شاهد كشف فسادهايي بيشتر و چندين محمدرضا رحيمي ديگر خواهيم بود.