چند در صد درآمد کارگران برای خوراک است؟
ساعت 24-تحلیل جداول مرکز آمار ایران نشان میدهد که هزینه خوراک یک خانواده چهار نفره در سال ۹۳ به طور متوسط ۷۳/۰۸ درصد از درآمد یک کارگر حداقل بگیر را در سال جاری میبلعد و کارگران با آن ۲۶/۹۲ درصد دیگر باید به تنهایی از پس هزینههای مسکن، تحصیل، بهداشت، پوشاک و... خود و خانوادهشان برآیند.
هزینه خوراک یک خانواده چهار نفره در طول سال ۹۳ در استانهای البرز، خراسان رضوی، قم و هرمزگان آنطور که در ستون دوم جدول آمده کمی کمتر از ۸ میلیون تومان محاسبه میشود که به ترتیب ۵۵/۴، ۵۸/۱۷، ۵۴/۲۸ و ۵۵/۰۹ درصد از درآمد امسال یک کارگر حداقل بگیر را میبلعد. به عبارت دیگر اگر کارگری در سال ۹۳ در یکی از این چهار استان زندگی کند برای آنکه خود و خانوادهاش همانند عامه مردم آن استان تغذیه کنند باید بالغ بر ۸ میلیون تومان هزینه کند اما ماجرا وقتی قابل تأمل میشود که بدانیم این چهار استان در صف اول ارزان ترین استانهای ایران از لحاظ هزینههای مربوط به غذا به شمار میآیند.
بر اساس این گزارش، هزینه خوراک یک خانواده چهار نفره در سال ۹۳ در استانهای ایلام، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد بیش از ۱۳ میلیون تومان است که به ترتیب ۹۹/۹۱، ۱۰۴/۴۹ و ۱۰۵/۰۳ درصد از درآمد امسال یک کارگر حداقل بگیر را به خود اختصاص میدهد.
تحلیل ارقام ارائه شده توسط مرکز آمار بیانگر این واقعیت است که در حکم نمونه کارگران استان ایلام برای آنکه همانند عامه مردم این استان غذا بخورند تا دچار سوء تغذیه نشوند باید تمام درآمد خود را خرج کنند و کارگران استانهای چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد نه تنها باید تمام درآمدشان را هزینه کنند بلکه پس از روزانه ۸ ساعت کار یدی برای دریافت پایه حقوق، باید به سراغ شغل دیگری بروند یا از نیروی کار کودکان برای جبران کسری سبد هزینه خوراک خانوار (اولین نیاز انسانی) بهره بگیرند.
ناگفته نماند نسبت هزینه خوراک یک خانواده چهار نفره در سال ۹۳ به کل درآمد امسال یک کارگر حداقل بگیر در سایر استانها حول و حوش رقم ۷۰ درصد میچرخد و تغذیه کافی در این استانها بین ۸ تا ۱۰ میلیون هزینه بر میدارد.
گزارش مرکز آمار ایران در عین حال اذعان دارد که سهم خوراک از هزینههای زندگی در استانهای تهران و البرز به ترتیب ۱۶/۳ و ۲۰/۶ درصد و در استانهای چهارمحال بختیاری و سیستان و بلوچستان بیش از ۴۰ درصد است.
این ارقامبیان میکنند که هزینه خوراک در استانهای بزرگ و به نسبت توسعه یافته مانند تهران، البرز، آذربایجان شرقی، خراسان رضوی و... سهم کمتری از هزینههای زندگی را به خود اختصاص میدهد اما در استانهای محروم نظیر ایلام، چهارمحال و بختیاری، سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، هرمزگان و... سهم بیشتری از هزینههای زندگی را شامل میشود.
این بدان معناست که زندگی در استانهای بزرگ و توسعه یافته نسبت به زندگی در سایر استانهای ایران گرانتر است و هزینههای مسکن، بهداشت، تحصیل و... آنقدر به کارگران ساکن در این استانها فشار میآورد که مجبورشان میکند از خوراکشان بزنند تا این هزینهها را جبران کنند.
بدین ترتیب مشاهده میکنیم که کارگران ساکن تهران فقط ۲ میلیون ۲۲۲ هزار و ۸۴۹ تومان برای خوراک یک ساله خود و خانوادهشان هزینه میکنند که کمتر از یک سوم هزینه عامه مردم استان تهران برای خوراکشان است. این نسبت یک به سه به خوبی ابعاد فاجعه بار زندگی کارگران در استانهای گران و شکاف طبقاتی را نمایان میکند.
البته اینطور نیست که کارگران ساکن در استانهای محروم خوب میخورند و از زندگی متوسطی برخوردارند. به طور مثال کارگران استان سیستان وبلوچستان که بالاترین سهم خوراک در هزینههای زندگی را به نسبت سایر کارگران دارند ۵ میلیون و ۵۷۷ هزار و ۵۷۸ تومان را برای خوراک سالانهشان خرج میکنند در حالی که هزینه خورد و خوراک معمولی در این استان نزدیک به ۹ میلیون تومان در سال است.
همچنین سرانه خوراک هر فرد در خانوار کارگری برای هر وعده محاسبه شده است. بر این اساس کارگر ساکن تهران در هر وعده ۵۰۷ تومان برای تغذیهاش هزینه میکند که از قیمت یک عدد نان بربری کمتر است و با هزینه تهیه نیمرو به همراه نان لواش برابری میکند. این هزینه در استانهای محرومی مثل سیستان و بلوچستان به بیش از ۱۳۵۷ تومان میرسد که اگر قیمت گوجه در ماههای اخیر به طور نجومی افزایش پیدا نمیکرد میتوانستیم متصور باشیم که کارگران در این استانها خوراک مرغوبتری دارند و به جای تهیه نیمرو به سراغ غذاهای گرانتری نظیر املت میروند.