سرمایهگذاری خارجی و جایگاه ایران
محمدصادق جنانصفت
كنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (انكتاد) تازهترين گزارش خود از سرمايهگذاري مستقيم خارجي را منتشر كرد. پشبيني برخي كارشناسان جهاني از اينكه بيشترين سرمايههاي خارجي به سمت چين، هنگكنگ، اندونزي و ساير كشورهاي مستقر در جنوب شرقي آسيا سرازير شده است. بر اساس اين گزارش كشورهاي غرب آسيا براي ششمين سال با كاهش جذب سرمايهگذاري خارجي مواجه شدهاند.
مهاجرت سرمايهها به سمت كشورهاي ياد شده بار ديگر اين مقوله را تاييد كرد كه ثبات در سياست خارجي و تنشهاي اندك در مناسبات با همسايهها و البته چشمانداز روشن از عوامل موثر بر كوچ سرمايههاي بينالمللي به يك منطقه يا يك كشور است. در گزارش كلي آنكتاد متاسفانه نامي از ايران و تحولات جذب سرمايههاي خارجي نيست.
شايد برخي بگويند كه ايران نيازي ندارد كه نامش در فهرست كشورهاي جذبكننده سرمايه قرار بگيرد و حتي يادآور شوند كه نيامدن سرمايههاي خارجي به ايران را بايد به فال نيك گرفت. اين گروه شايد اعتقاد دارند كه ايرانيان بايد در همين حد از سطح زندگي مادي و صنعتي بسنده كرده و به هر دليل در صف جذب سرمايه خارجي نباشند. اما روي ديگري در اين ماجرا وجود دارد و آن نياز ايران به سرمايههاي خارجي براي رشدهاي بالاتر است. ايران در دو سال ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با رشدهاي منفي توليد ناخالص داخلي مواجه شده و امسال نيز شايد به رشد ۲ تا ۳درصد برسد كه تكافوي نياز امروز اشتغال پايدار ايران را نميكند. آيا سرزمين كهنسال و قديمي ايران نبايد از امكانات بينالمللي براي رشد و پيشرفت اقتصادي استفاده كند؟ آنهايي كه با دليل و بيدليل بر طبل مخالفت با گفتوگوهاي هستهيي ميكوبند و راه طي شده در دولت يازدهم را تخطئه ميكنند يادشان باشد كه وقتي ايران را در زمره جامعههايي قلمداد ميكنند كه نميتواند با ديگران تعامل كند بايد منتظر باشند كه سرمايههاي خارجي نيز راهشان را به سوي ايران هموار نكنند. ميتوان البته با رشدهاي پايين حركت كرد و شاهد رشد بيكاري، عقبماندگي از اقتصاد همسايهها و حسرت شهروندان بود. دنياي امروز، دنياي آزادي انتخاب است و ما نيز بايد انتخاب كنيم.
مهاجرت سرمايهها به سمت كشورهاي ياد شده بار ديگر اين مقوله را تاييد كرد كه ثبات در سياست خارجي و تنشهاي اندك در مناسبات با همسايهها و البته چشمانداز روشن از عوامل موثر بر كوچ سرمايههاي بينالمللي به يك منطقه يا يك كشور است. در گزارش كلي آنكتاد متاسفانه نامي از ايران و تحولات جذب سرمايههاي خارجي نيست.
شايد برخي بگويند كه ايران نيازي ندارد كه نامش در فهرست كشورهاي جذبكننده سرمايه قرار بگيرد و حتي يادآور شوند كه نيامدن سرمايههاي خارجي به ايران را بايد به فال نيك گرفت. اين گروه شايد اعتقاد دارند كه ايرانيان بايد در همين حد از سطح زندگي مادي و صنعتي بسنده كرده و به هر دليل در صف جذب سرمايه خارجي نباشند. اما روي ديگري در اين ماجرا وجود دارد و آن نياز ايران به سرمايههاي خارجي براي رشدهاي بالاتر است. ايران در دو سال ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با رشدهاي منفي توليد ناخالص داخلي مواجه شده و امسال نيز شايد به رشد ۲ تا ۳درصد برسد كه تكافوي نياز امروز اشتغال پايدار ايران را نميكند. آيا سرزمين كهنسال و قديمي ايران نبايد از امكانات بينالمللي براي رشد و پيشرفت اقتصادي استفاده كند؟ آنهايي كه با دليل و بيدليل بر طبل مخالفت با گفتوگوهاي هستهيي ميكوبند و راه طي شده در دولت يازدهم را تخطئه ميكنند يادشان باشد كه وقتي ايران را در زمره جامعههايي قلمداد ميكنند كه نميتواند با ديگران تعامل كند بايد منتظر باشند كه سرمايههاي خارجي نيز راهشان را به سوي ايران هموار نكنند. ميتوان البته با رشدهاي پايين حركت كرد و شاهد رشد بيكاري، عقبماندگي از اقتصاد همسايهها و حسرت شهروندان بود. دنياي امروز، دنياي آزادي انتخاب است و ما نيز بايد انتخاب كنيم.