سلام بهارستان به کدام جریان سیاسی؟
گرچه از هم اکنون بسیاری معتقدند که انتخابات مجلس یازدهم بسیار کم رمقتر از دورههای قبل برگزار خواهد شد و مردم استقبال چندانی از آن نخواهند کرد، اما تجربه ثابت کرده حال و هوای انتخابات بر کشور حاکم شود شرایط تغییر خواهد کرد. اگر هم نگوییم مشارکت حداکثری، اما میزانی از مشارکت مردم در حد معقول را شاهد خواهیم بود. لذا اگر مشارکت گسترده و حداکثری میخواهیم باید شرایط را برای وقوع این مهم فراهم سازیم؛ چرا که نمیشود وضعیت زندگی مردم به همین صورت باقی بماند و از آنها انتظار حضور در انتخابات را داشته باشیم. از این جهت مسئولان باید بپذیرند که با برخی تحرکات اعتماد زا و امید آفرین طی 5 ماه آینده هم مردم را نسبت به آینده کشور امیدوار کنند و هم از سوی دیگر تحولی چشمگیر در شرایط اقتصادی و معیشتی مردم پدید آورند. هر چند در خصوص مشارکت مردم در انتخابات نیز 2 دیدگاه وجود دارد؛ مشارکت حداکثری و حداقلی. طرفداران دیدگاه نخست بیشتر جریان دلواپس و اصولگرایان تندرو هستند. مخالفان دولت و اصلاحطلبان که معتقدند به دلیل پایگاه رای مشخصی که در بخشی از جامعه دارند با مشارکت حداقلی مردم نیز به بهارستان راه خواهند یافت، اما در صورت مشارکت حداکثری اوضاع برایشان دگرگونه شده و امکان انتخابشان بسیار تضعیف خواهد شد. این در حالی است که موافقان نظریه دوم که بیشتر اصلاحطلبان و اعتدالگرایان هستند خلاف دسته اول بر این عقیدهاند که با منش و خوی اصلاحطلبی که اکثریت جامعه دارند اگر مشارکت مردم حداکثری باشد و آراء خاموش نیز به میدان بیایند، مثل سال 94 اجازه حضور به تندروها و دلواپسان داده نخواهد شد. اینجا عملکرد و رویکرد مسئولان اهمیت پیدا میکند که شرایط را برای مشارکت حداکثری فراهم کند یا ادامه همین شرایط انتخاباتی حداقلی را رقم زند.
سناریوهای مجلس یازدهم
انتخابات مجلس یازدهم میتواند پر از شگفتیها و غافلگیریها باشد اگر کنشگران موثر در این انتخابات طبق سناریوهای پیشبینی شده عمل کنند. در انتخابات پیش رو مسلما علاوه بر 2 جریان سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا با افراد و اشخاصی نیز روبهرو خواهیم بود که هر کدام به تنهایی میتوانند بر انتخابات تاثیر بگذارند و به قولی جریان سومی را شکل دهند. حضور برخی افراد جریانساز در انتخابات اسفند 98 میتواند بر سرنوشت، چینش و آینده مجلس بعد تاثیر گذار باشد. سناریوی نخست تحولخواهان؛ بخشی از جریان اصلاحات که خود را با شرایط روز هماهنگ کرده، مطالبات مردم را دانسته و با اصلاح ساختاری سازمانی درصدد بازیابی سرمایه اجتماعی برای حضوری پرقدرت در مجلس هستند که اگر مانعی بر سر راه نباشد، بر خلاف مجلس دهم مجلس یازدهم را یکدست اصلاحطلب کرده و پس از 16 سال یک اصلاحطلب را رئیس مجلس کنند. سناریوی دوم که بسیاری آن را محتمل میدانند بازگشت بهار است. سناریویی با محوریت محمود احمدینژاد رئیسجمهور پیشین که با ائتلاف با محمدباقر قالیباف شهردار پیشین تهران دنبال حضور در بهارستان است تا پس از قریب به شش سال دوباره وارد ساختار مدیریت کلان شود؛ البته بهنظر میرسد چندان علاقهای به بازگشت احمدی نژاد به ساختار قدرت وجود ندارد. با این حال هنوز هستند اصولگرایانی که از وی حمایت کنند. شاید اگر جریان وی در مجلس به قدرت برسد تسلط احمدینژاد بر مجلس غافلگیر کنندهترین اتفاق ممکن باشد. سناریوی سوم قدرتطلبان جوان، که با محوریت محمدباقر قالیباف شکل میگیرد. شهردار پیشین تهران که تاکنون 3بار در پوششهای مختلف به انتخابات ریاست جمهوری پانهاده، اما هر 3 بار مغلوب شد، این بار قصد دارد با تمرکز بر جوانان و ایده نواصولگرایی خود خون تازهای در رگهای اصولگرایان بدمد و بهنظر میرسد بتواند طبقه متوسط جامعه را با خود همراه کند هر چند که تجربهای در امر قانونگذاری ندارد. سناریوی چهارم انقلابیون آتش به اختیار که با محوریت سعید جلیلی شکل و سامان میگیرند. دلواپسانی که غالبا در جایگاه جبهه پایداری رخ نمودهاند و بعضا با احمدینژادیها نیز نشست و برخاست دارند، اما شاید در انتخابات پیش رو بخواهند اکثریت را در اختیار بگیرند و جلیلی را بر مسند ریاست بنشانند.
در نهایت...
فارغ از سناریوهای گفته شده این احتمال نیز وجود دارد که با توجه به نارضایتیهای موجود در جامعه جریان جامعه مدنی خود جریان سومی را فارغ از اصولگرا و اصلاحطلب روانه مجلس کند. هر چند احتمال تکرار مجلس دهم نیز وجود دارد که بازهم جریانهای مختلف به یک میزان مجلس را در اختیار داشته باشند.
منبع : آرمان ملی