محمد عرب و معادله دو جفت کفش- یک بشکه نفت
در موضوع چرم مصنوعی قدرت ایران خیلی زیاد شد ه است. در مواد پلیاورتان نیز که یکی از تنگناها و دغدغه های ی بزرگ تولید درصنعت کفش بود اکنون به مرزخودکفایی رسیده ایم. . هر چند آمارهای متناقضی در این ارتباط ارائه میشود از جمله این که میگویند 120 هزار تن نیاز داریم و این میزان قابل تامین نیست ولی الان هیچ کمبودی احساس نمیشود. دراین بخش تحولات جالبی رخ داده است.در یک بازه زمانی که دولت برای تامین مواد اولیه ارز هشت هزار تومانی در اختیار واردکنندگان قرار میداد قیمت پی یو در بازار داخلی حدود 40 هزار تومان در کیلو بود و الان که دولت ارز خاصی برای مواداولیه تخصیص نمیدهد و با دلار حدود 11هزار و پانصد مواد اولیه وارد میشود قیمت در بازار داخلی به حدود 27 هزار تومان در کیلو رسیده است. یعنی دلار گرانتر شده ولی مواد اولیه ارزانتر.دلیل آن افزایش تولید داخلی است. تولید داخل نیاز بازار را نه تنها پاسخ داده بلکه قیمت آن را سرشکن کرده است و همه اینها در شرایطی رخ داده است که چینیها یک دامپینگ نانوشته نیز علیه ایران اعمال کردهاند. تامینکننده عمده این مواد برای ایران چینیها هستند. قیمت جهانی پییو هم حدود 2.2 دلار است. یعنی اگر با دلار یازده هزار و پانصد محاسبه کنیم قیمت خام آن میشود حدود 23 هزار تومان در کیلو که البته هزینه حمل و گمرک و ... هم دارد که با احتساب این هزینهها به همان حدود کیلویی 27 هزار تومان میرسد. چینیها به دقت حجم بازار ایران را میدانند. یک بازاری هم در کشورهای همسایه ما مثل ترکیه دارند ولی برای اینکه میخواهند بازار ایران را حفظ کنند این قیمت 2.2 دلار را برای ایران شکستهاند و با حدود قیمت 1.90 به ایران میفروشند. از یک نگاه این به نفع ماست، به دلیل اینکه قیمت تمام شده ما را در مقایسه با ترکیه کاهش میدهد ولی آنها (چینیها) چون میخواهند بازار ایران را حفظ کنند این کار را کردهاند. الان قیمت 27 هزار تومانی که اشاره کردم با احتساب مالیات ارزشافزوده و هر گونه هزینه جانبی است، در غیر این صورت قیمت قبل از ارزشافزوده حدود 24هزار تومان در هر کیلوست. این بدین معناست که پییو ایران قابل رقابت است و این کاهش قیمتی هم که رخ داده است حاصل افزایش عرضه تولیدکنندگان ایرانی در بازار بوده است.
صادرات کفش و رسیدن به بازار روسیه
در این دودهه تازه سپری شده صنعت کفش مورد بیمهری بود. اگر صنعت کفش در وزارتخانه یک اتاق داشته باشد و وزیر حرف اینها را گوش کند ما میتوانیم کمبود درآمد نفت را جبران کنیم. به عنوان مثال یک جفت کفش چرمی قیمت فروش آن حدود 60 دلار است و قیمت تمام شده آن حدود 35 دلار و اگر همین قیمت تمام شده را معیار بگیریم هر دو جفت کفش به معنی یک بشکه نفت خواهد بود. مسئولین این موضوع را میدانند .یک بخشی از این را ما باید به دولت بگوییم و البته دولت هم باید رویکردهایش را تغییر بدهد. تنها با مالیات گرفتن از مردم نمیتوان مشکلات را حل کرد. به جای پول گرفتن از مردم باید بگوییم که چه طور مردم را پولدار کنیم. ایران به جهت موقعیت جغرافیایی در جایگاهی است که میتواند تمام کشورهای منطقه را تغذیه کند. ما چند بار اعلام کردهایم که میتوانیم ایران را تبدیل به ترمینال کفش منطقه کنیم. ما در صنعت کفش نیروی متخصص زیادی داریم و من فکر میکنم که در کشورهای منطقه هیچ کشوری به اندازه ایران نیروی انسانی متخصص در صنعت کفش ندارد.
از وقتی دلار گران شد به نوعی مشکل قاچاق حل شد. به دلیل اینکه دیگر برای کسی واردات صرف نمیکند. اگر آمارهای قدیم میگفتند که ما500-600 میلیون دلار واردات قاچاق داریم الان این رقم به حدود یک چهارم رسیده است. اگر ما بخواهیم عملکرد دو سال گذشته را جمع بزنیم میتوانیم بگوییم که حدود نهصد میلیون دلار کفش وارد کشورمان نشده است و آیا کسی بدون کفش باقی مانده است؟ هیچ اعتراضی در مورد کمبود کفش نبوده است، حتی در ارتباط با کفشهای ورزشی که بیشتر از خارج تامین میشد نیز تولیدکنندگان داخلی خیلی خوب توانستند بازار را تغذیه کنند. حاصل همه اینها این است که کارگاهها الان با وضعیت خوبی کار میکنند و حتی من معتقدم که ما الان با کمبود نیروی کفاش روبرو هستیم و دستمزد کارگران کفاش هم از سطح حداقل وزارت کار بالاتر رفته است.صادرات کفش در سال گذشته خیلی سال خاصی بود. فراز و نشیبها خیلی زیاد بود. هر هفته یک دستورالعملی میآمد. یک بار میگفتند باید ارز با قیمت هشت هزار تومن برگردد که خوب به هیچ وجه برای تولیدکننده به صرفه نبود. یک بار میگفتند صادرکننده آزاد است و... خلاصه شرایط به گونهایی بود که خیلیها میگفتند که صادرات از بین خواهد رفت، ولی نه تنها این طور نشد بلکه الان وضعیت صادرات خوب است و با لحاظ کردن بعضی اگرها این شرایط میتواند بهتر هم بشود. عراق و افغانستان به صورت سنتی بازار صادرات کفش ایران بوده است حالا وارد بازار لیبی هم شدهایم و در مجموع میتوانیم وارد بازار آفریقا بشویم. الان با چینیها و ترکها رقابت میکنیم. بیشتر از 60درصد بازار کفش هم در عراق و هم در افغانستان در اختیار ایران است. در عربستان بازار خوبی داشتیم که از دست رفت ولی همچنان در دبی بازار داریم ولی جای آن داریم وارد بازار کفش روسیه میشویم. در حوزه کفشهای چرمی و صندل خیلی قدرتمندیم و میتوانیم این کار را انجام دهیم. چند تولیدکننده خاص هستند که میتوانند در این فضا وارد شوند ولی اینها تولیدکنندههای پیشتازند. مثل وقتی که یک معدن را میخواهند اکتشاف کنند دینامیت میگذارند. ما توی عراق هم همین کار را کردیم. تو روسیه هم باید همین کار را بکنیم. دو تا تولیدکننده که وارد بشود، سال بعد میشوند چهارتا، بعد میشوند هشت تا و به همین شکل توسعه ایجاد میشود. بیشتر بازارهای صادراتی دست چینیهاست و البته باید به این نکته نیز اشاره کنم که بخشی از این مساله به این برمیگردد که ما روابط خارجی خوبی با برخی از کشورها نداریم؛ حتی خود عراق الان تعرفه واردات با عمان را صفر کرده است ولی با ایران چنین پیمانی وجود ندارد. خوب چرا ایران چنین قراردادی امضاء نمیکنند.