معلوم و مجهول اقتصادایران درقاب پاییز 98
یک راه حل : تهیدستی را قبول و فقیر بمانیم
ساعت 24 -صورت مساله اقتصاد ایران اکنون در پایان پاییز سال 1398 روشن و معلوم و مجهول آن برای اکثریت نخبگان آشکار شده است. درصورتیکه نخواهیم وارد جزئیات شویم و شاخصهای کلان را در کانون توجه قرار دهیم خواهیم دید شرایط خوبی نداریم.
dir="RTL">نرخ تورم ایران یکی از بالاترین نرخهای تورم درمیان کشورهای جهان است. درحالی که راه مهار تورم شناخته شده و 150 کشور جهان اکنون تورم زیر 5 درصد را تجربه میکنند این پدیده آدم کش در ایران دوباره اوج گرفته و به مرزهای 40 درصد رسیده است. در شرایطی که بنابر قانون نوشته شده و تایید و تصریح شده بر آن نرخ رشد اقتصادی ایران باید سالانه 8 درصدی می شد دوباره منفی شده و بر شمار تهیدستان افزوده می شود. اگر بخواهیم ایرانیان را از دام تهیدستی و بدبختی رها سازیم باید رشدهای بالا را تجربه کنیم چرا این میزان رشد نیاز بنیادین ایران است؟ چون اگر این رشد به دست نیاید نمیتوان میلیونها نفر ایرانی جویای کار را که به سن کار رسیده اند شاغل کرد و از تهدید بیکاری دور کرد. محاسبهها نشان میدهد برای پدیدار کردن 600 هزار شغل تازه نیاز به رشد 6 درصدی تولید ناخالص داخلی داریم که برای به دست آوردن این میزان رشد با قیمتهای امروز باید هزارهزار میلیارد تومان سرمایه تأمین کنیم که هنوز کافی نیست و باید میلیاردها دلار نیز از منابع خارجی تأمین شود. پس مسأله روشن است اما راهحل چیست؟ آیا میتوان از منابع داخلی این هزار هزار میلیارد تومان را تأمین کرد؟ تجربه 3 دهه سپری شده نشان می دهد این میزان سرمایه در داخل موجود نیست یا شاید در مراکزی باشد که کسی از آن خبر ندارد. از طرف دیگر در همه سالهای اخیر ایران توانسته است در بهترین حالت فقط 3 میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کند. حالا که اعداد و ارقام را داریم و معلوم و مجهول مسأله برایمان آشکار شده است باید دنبال راه حل باشیم. یک راه حل این است که حاکمیت و ایرانیان به این نتیجه برسند برای یک دوره نامشخص سطح انتظارات و توقعات همه پایین آید و عادت کنیم که کمتر غذا بخوریم، کمتر لباس بپوشیم، آب و برق و بنزین و گاز و اتومبیل کمتری مصرف کنیم، سطح رفاه کشور را با سطح امکانات موجود به سمت پایین بکشانیم. اگر جامعه این را بخواهد شاید بتوان چنین کرد. یک راه دیگر این است که از همه امکانات ملی و میهنی با کارآمدترین و بهره ورترین حالت استفاده کنیم. ایران منابع طبیعی قابل توجهی دارد، جوانان درس خوانده و آموزش دیده کافی دارد، محل جغرافیایی خوبی برای تجارت و ترانزیت است، پیشینه تاریخی خوبی دارد و رفت وآمد دهها هیات سرمایهگذاری از کشورهای دیگر پس از برجام به ایران این مزیتها را اثبات می کند و باید از همه اینها استفاده شود. این کار شجاعت و نیروی سترگی میخواهد. برای رسیدن به راه حل دوم باید اجماع و تفاهم ملی پدیدار شود تا سطح منازعات سیاسی بالا نرود و از تخریب و هدر دادن نیروها اجتناب شود. این راه حل البته تنها از طریق برقراری ارتباط و گره خوردن با امکانات جهانی ثمر میدهد، صورت مسأله روشن است و راه حل نیز وجود دارد، آنچه میماند پذیرفتن این واقعیتهای سرسخت است.