آمریکا برنامه ای برای جنگ با ایران نداشت
مهمترین سناریوهای احتمالی
ایالات متحده به دو گروه از کشورها متکی خواهد بود، گروه نخست شامل امارات متحده عربی، عربستان سعودی و اسراییل است که در رویکرد تند خود نسبت به ایران مشترک هستند و در این راستا، در جهت عادیسازی میان خود میکوشند تا همه تلاشها علیه ایران، از جمله حمله نظامی را هماهنگ سازند. گروه دوم شامل قطر، کویت و عمان است که در مورد ایران محتاطتر هستند و واشنگتن برای حمایت از مواضع دیپلماتیک و اقتصادی خود در عرصه منطقهای به آنها متکی است. با توجه به درک سه کشور گروه اول از فرصت ارایه شده توسط ترامپ، که کمتر ازدو سال از حضور وی در کاخ سفید باقی مانده است، همه اقدامات ممکن را برای افزایش تنش و بحرانی ساختن روابط امریکا و ایران انجام خواهند داد. .ر نیمه دوم سال ۲۰۱۹، تأثیر تحریمها بر اقتصاد و سیستم مالی ایران روشن خواهد شد. با این حال، این اثرات به توانایی دولت ایران برای سازگاری و ارایه واکنش مناسب بستگی دارد. دولت در حال حاضر یک سری از اقدامات مالی و اقتصادی که آن را قادر به غلبه بر بحران و بیار ساختن پیامدهای آن میسازد، آغاز کرده است. در صورت ناکامی اروپا در تضمین تعهدات خود نسبت به ایران، پیامدهای اقتصادی شدید خواهد شد و احتمالا موضوع خروج از توافق هستهای مطرح میشود. بر اساس گزارش استراتفور به احتمال زیاد، یک مناقشه جدی در اتحادیه اروپا در مورد طرحهای بلندپروازانه برای ایجاد یک کانال مالی جهانی مستقل از امریکا و جایگزینی یورو به جای دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی در جریان است، اما این امر در سال ۲۰۱۹ محقق نخواهد شد
در ایران دو دیدگاه برجسته وجود دارد، دیدگاه اول به دنبال خروج از برجام است، زیرا این امر تعادل را به موقعیت ایران باز میگرداند و عملیات غنیسازی ۲۰ درصد را آغاز مینماید. در مقابل، مخالفان خروج از برجام استدلال میکنند که ماندن در این توافقنامه، وجهد ایران را حفظ میکند و انزوای واشنگتن را افزایش میدهد. همچنین ادامه همکاری با کشورهای خارج از اتحادیه اروپا، به ویژه چین و روسیه را امکانپذیر میسازد. این گروه خواستار صبر و شکیبایی تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ هستند تا نتایج انتخابات ریاستجمهوری مشخص شود. گزینه خروج ایران از برجام در سال ۲۰۱۹ زید محتمل به نظر نمیرسد، اما به وضوح یک گزینه حاضر روی میز خواهد بود. احتمالا با افزایش تاثیرت تحریمها، تنش ایران و امریکا نیز بهشدت افزایش مییابد، اما هر دو طرف از درگیری مستقیم اجتناب خواهند کرد. بنابراین به احتمال زیاد، تهدیدات و اتهامات، قدرت نمایی و اقدامات امنیتی امریکا، بسیج دیپلماتیک و حملات بسیج افکار عمومی، حمایت از گروههای تروریستی در داخل ایران و فشار بر روی کانالهای اقتصاد غیر رسمی ایران و کشورهای فعال در آن افزایش خواهد یافت. در مقابل، ایران و متحدانش مسیر واکنش متضاد را آغاز خواهند کرد و به میزانی که تضمینهای اروپا با ناکامی روبرو شود، ایران آمادگی بیشتری برای واکنشهای حادتر از خود نشان خواهد داد.
نبرد درعراق
عراق یکی از برجستهترین میدانهای رقابت و شاید تنش بین ایالات متحده امریکا و ایران خواهد بود. هر دو کشور ایران و امریکا، عراق را به عنوان ستونی در استراتژی منطقهای خود در نظر میگیرند و هر دو هزینههای کلانی برای حفظ منافع خود در آنجا پرداخت کردهاند. اما برای تهران، امنیت و ثبات عراق بخشی از امنیت ملی مستقیم ایران است همچنین عراق یک شریک عمده اقتصادی است و افزون بر این، ایران شبکه گستردهای از روابط با دولت عراق، نیروهای سیاسی و مرجعیت دینی دارد. با اقدامات تهران در حمایت از عراقیها در مواجهه با داعش، اکنون ایران فرصتی مناسب برای ایجاد روابط درهم تنیده و گسترده با عراق، توانمند کردن دولت عراق به سوی پیشرفت و منع امریکاییها از به کارگیری عراق برای ضربه زدن به منافع ایران و روابط ایران و عراق دارد.
امریکا هیچ برنامهای برای جنگ علیه ایران در حال حاضر ندارد و تقریبا بعید است که در سال ۲۰۱۹ یک درگیری نظامی میان دو کشور رخ دهد. با این حال، با افزایش تغیرات مالی و اقتصادی تحریمها، احتمال وقوع خطا در احتمالات و رخ دادن حوادثی که باعث تشدید تنش که کسی به صورت سریع و گسترده تمایلی به آن ندارد، افزایش مییاید. ممکن است طرف امریکایی که پرونده ایران را به دست دارد، یعنی جناح راستگرای مسیحی تندرو با حمایت لابی صهیونیسم و کمکهای ملی عربستان سعودی و امارات، تمایل داشته باشد تا ایران را به سمت درگیریهای میدانی جزئی سوق دهد، تا با این بهانه، ترامپ را برای انجام عملیات نظامی محدود تحریک نماید. بهطور کلی، احتمال وقوع چنگ بسیار ضعیف به نظر میرسد و تنها احتمالات محدودی برای وقوع حوادث نظامی محدود وجود دارد. پیشبینیراهبردیآیندهمسائل خاورمیانه - مرکزمشورتیمطالعاتومستندسازی آمریکا- ترجمه از مرکزبررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری ایران