عباس ملکی : چرا تقلب اینهمه فراگیر شده است
سه سال پیش، ضمن ایمیلی، با عنوان «تقلب در روز روشن» شما را در جریان موضوعِ دستبرد به دو تا از کتابهایم قرار دادم. همان وقت شکایتنامهای نوشتم و به معاونت آموزشی وزارت علوم بردم. روند کار مدتها طول کشید. چندی پیش، رأی نهایی دادگاه صادر و فرد متقلب به سه سال حبس محکوم شد. در ایمیل آخری که (سه سال قبل) در این باره به حضورتان فرستادم، قول داده بودم نتیجۀ کار را به شما اطلاع دهم. موضوع دستبرد به کتابهایم را نخستین بار سایت الف منتشر کرده بود. نامهای به سایت الف نوشتم که امروز منتشر شد. در ادامه، این نامه را میخوانید. در پایانِ این نامه، پیشنهادهایی ارائه کردهام که براساس تجربۀ بنده است. شاید این تجربه برای شما قابل استفاده باشد.
انتحال
سرقت در عرصۀ علوم گوناگون پدیدۀ تازهای نیست و میتوان نمونههای متعددی از آن را، از گذشته تا امروز، یافت. سرقت انواع گوناگون دارد. یکی از انواع آن از گذشته با عنوان «انتحال» شهرت داشته است. «انتحال» آن است که سخنِ دیگری را بیهیچگونه تغییر و تصرفی در لفظ و معنی به خود نسبت دهند.بنده در سال 1392 کتابی با این مشخصات منتشر کردم:" ملکی، عباس. آیندهپژوهی و انرژی. چاپ 1. تهران: دانشگاه صنعتی شریف. 1392. "
این کتاب را در اسفند 1389 برای چاپ به انتشارات دانشگاه صنعتی شریف سپرده بودم، اما روند داوری و چاپ آن به طول انجامید و کتاب سرانجام در 1392 منتشر شد. در سال 1395، در وبگاه الف مطلبی منتشر شد که حاکی از آن بود کتابی با محتوایی کاملاً مشابه با کتاب آیندهپژوهی و انرژی در سال 1391 در اصفهان چاپ شده و در سال 1392 به چاپ چهارم رسیده است. مشخصات چاپ چهارم که بنده آن زمان آن را پیدا و ملاحظه کردم، از این قرار بود:
محمودزاده، امیر، شهرام شاکریان، و زهرا شاهقلی. روشهای تحلیل آینده با رویکردی راهبردی. چاپ 4. اصفهان: انتشارات علمآفرین و پارس ضیاء. 1392.
در سال 1393 نیز کتاب دیگری با مشخصات زیر منتشر کردم: "ملکی، عباس. سیاستگذاری انرژی. چاپ 1. تهران: نشر نی. 1393. "این کتاب را در سال 1392 برای ویرایش به مجید رهبانی (مدیر مؤسسۀ جهان کتاب) سپردم و پس از آن، برای چاپ، به نشر نی دادم. نشر نی این کتاب را در سال 1393 منتشر کرد. بعدها متوجه شدم همان سه نفر (امیر محمودزاده و همکاران) این کتاب مرا نیز به یغما برده، با این مشخصات منتشر کردهاند:" محمودزاده، امیر، شهرام شاکریان، و زهرا شاهقلی. نفت، انرژی، آینده. چاپ 1. اصفهان: انتشارات علمآفرین و پارس ضیاء. 1392."
به درخواست بیژن مقدم، مدیر مسئول وبگاه الف، ضمن نامهای یادداشتگونه با عنوان «تقلب در روز روشن»، با ذکر دلایلی، ادعای امیر محمودزاده و همکارانش را رد کردم .پژوهشگران و نویسندگان میدانند چه دشوار است مدتها وقت گذاشته باشی و مقاله یا کتابی نوشته باشی، اما دیگری به آن دستبرد زده باشد. آن هم چنین دستبردی که عیناً کتاب را به نام خود منتشر کرده باشند. در این شرایط، طبعاً بعضی یا بسیاری هم از خود میپرسند که چه کسی در این میان حقیقت را میگوید و بالاخره مؤلف کتاب کیست؟ ازاینرو، تصمیم گرفتم موضوع را پیگیری کنم. در مهر 1395، شکایتنامهای نوشتم و آن را هم به وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی، و هم وزارت علوم، تحقیقات و فناوری عرضه کردم. موضوع در وزارت ارشاد پیگیری نشد، اما وزارت علوم وکیلی برای این کار تعیین کرد و شکایت را از طریق ایشان، به صورت قانونی، پی گرفتم. روند کار حدود سه سال به طول انجامید. در این سالها، بعضی از دوستان و همکاران دربارۀ نتیجۀ کار از من پرسیدند. در ادامه، نخست، به طور خلاصه، دلایلی را مینویسم که برای اثبات حقیقت به وکیل و نیز به قاضی دادگاه ارائه کردم، سپس روند کار و نتیجۀ رأی را گزارش میدهم و سرانجام، پیشنهادهایی در این باره خطاب به نویسندگان و پژوهشگران مینویسم.
1. دلایل و شواهد
دلایلی که برای اثبات حقیقت به وکیل ارائه کردم و در دادگاه نیز عرضه شد، عبارت بود از:
1. 1. تاریخ چاپ دو کتاب روشهای تحلیل آینده با رویکردی راهبردی و نیز نفت، انرژی، آینده نشان میدهد که هر دو کتاب اندکی پیش از کتابهای من به چاپ رسیدهاند؛ اما قابل توجه است که فایل کتابهای من، چند سال قبل از انتشار، برای استفادۀ دانشجویان در وبگاه شخصیام به این نشانی قرار داشت:http://sharif.edu/~maleki به نظر میرسد که پیدا کردن این فایلها برای امیر محمودزاده و همکارانش کار دشواری نبوده است. بهعلاوه، بنده فایل کتابها را برای دانشجویان نیز ایمیل کرده بودم. مقصود این است که فایل کتابهای من در فضای مجازی موجود بوده است.
1. 2. بنده در سال 1389 کتاب آیندهپژوهی و انرژی را برای انتشار به مؤسسۀ انتشارات دانشگاه صنعتی شریف سپردم. در سال 1392 نیز کتاب سیاستگذاری انرژی را به مؤسسۀ جهان کتاب سپردم تا ویراستاری و آمادهسازی برای انتشار انجام شود. مراحل انتشار کتابها به طول انجامید. نامههای گواهی هر دو ناشر در این زمینه موجود است.
1. 3. بنده در برخی از جلسات کلاس درس «سیاستگذاری انرژی» از افرادی، برای سخنرانی دربارۀ موضوع آن جلسه، دعوت میکردم. در کتاب سیاستگذاری انرژی نیز به برخی از این سخنرانیها (یعنی به منابع شفاهی کلاسهایم) ارجاع داده بودم. در کتاب سیاستگذاری انرژی از محتوای تعدادی از این سخنرانیها استفاده کرده بودم. این مراجع عیناً در کتاب امیر محمودزاده و همکارانش نیز کپیبرداری شده بود، در حالی که قاعدتاً آنها به سخنرانیهای شفاهیِ کلاس «سیاستگذاری انرژی» بنده دسترسی نداشتهاند. مشخصات همۀ این سخنرانیها و ارائههای شفاهی را به وکیل دادم و به کارشناس پرونده و قاضی دادگاه نیز اعلام شد. برای نمونه، مشخصات دو تا از این سخنرانیها را در اینجا مینویسم:
الف) سخنرانی حسین کاظمپور اردبیلی
کاظمپور اردبیلی، حسین. «تعامل تولیدکننده و مصرفکننده در اوپک». تهران: دانشگاه صنعتی شریف. دانشکدۀ مهندسی انرژی. 6/2/1389.
ـ ارجاع به ارائۀ حسین کاظمپور اردبیلی در کتاب سیاستگذاری انرژی:
ملکی، عباس. سیاستگذاری انرژی. تهران: نشر نی. 1393. ص 111، 319، 328.
ـ ارجاع به ارائۀ حسین کاظمپور اردبیلی در کتاب نفت، انرژی، آینده:
محمودزاده، امیر، شهرام شاکریان، و زهرا شاهقلی. نفت، انرژی، آینده. اصفهان: علم آفرین و پارس ضیاء. 1392. ص 72، 251، 259.
ب) سخنرانی Yves Merer:
Merer, Yves. “Shell Energy Scenarios to 2050”, Manager of Shell Global Solutions in Iran”, Presentation in Energy Department, Sharif University of Technology, 3/12/1388.
ـ ارجاع به ارائۀ Yves Meres در کتاب سیاستگذاری انرژی:
ملکی، عباس. سیاستگذاری انرژی. تهران: نشر نی. 1393. ص 110، 317.
ـ ارجاع به ارائۀ Yves Meres در کتاب نفت، انرژی، آینده:
محمودزاده، امیر، شهرام شاکریان، و زهرا شاهقلی. نفت، انرژی، آینده. اصفهان: علم آفرین و پارس ضیاء. 1392. ص71، 249.
1. 4. یکی از فصلهای کتاب سیاستگذاری انرژی «امنیت انرژی» نام دارد که در اصل، آن را در سال 1388 در همایشی با عنوان «همایش ملی نفت و سیاستهای خارجی» ارائه کرده بودم. صورت مکتوب این سخنرانی در مجموعه مقالات آن همایش با مشخصات زیر به چاپ رسیده بود:
ملکی، عباس. «امنیت انرژی و درسهایی برای ایران». در: مجموعه مقالات همایش ملی نفت و سیاست خارجی. به کوشش محمود واعظی. تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک. 1389. ص 274-301.
2. روند کلّیِ کار و نتیجۀ رأی دادگاه
پس از تنظیم شکایتنامه، پرونده به دادسرای فرهنگ و رسانۀ تهران ارجاع داده شد. دادسرا پرونده را برای بررسی به کارشناس معتمد خود سپرد. کارشناس شواهد و مدارک را بررسی کرد و گزارشی نوشت. مطابق این گزارش، کارشناس علاوه بر جلسهای که با حضور بنده برگزار کرده، با امیر محمودزاده نیز جداگانه جلسه گذاشته است. افزون بر آن، با چند تن از دانشجویان و سخنرانانِ کلاسهای درس سیاستگذاری انرژیِ بنده صحبت کرد و آنان شهادتنامههایی در این باره نوشتند. کارشناس تأکید کرده بود که وقتی به صورت حضوری به کتابخانۀ ملی رفته است، همکارانِ بخش بازیابی کتابخۀ ملی اظهار داشته است که هیچیک از چاپهای کتاب روشهای تحلیل آینده با رویکردی راهبردی (نه چاپ اول، نه چاپ دوم تا چهارم) در کتابخانه موجود نیست. بنابراین، ادعای متشاکی دربارۀ چاپ اول کتاب قابل اثبات نیست.کارشناس در مورخ 17/8/1396 گزارش مفصّلی به دادگاه رسانه نوشت. گزارش را بعدها (در روز دادگاه) نزد وکیل پرونده دیدم. این گزارش حاکی از آن بود که امیر محمودزاده و همکارانش، در مورد هر دو کتابِ بنده، آشکارا دست به تقلب زدهاند.
بعد از طی مراحل قانونی، جلسۀ دادگاه در تاریخ 26/6/1398 برگزار شد اما امیر محمودزاده در جلسه حاضر نشد. شواهد و مدارک را به قاضی ارائه کردیم و بنده حضوراً نیز دلایل خود را بیان کردم. قاضی در تاریخ 27/6/1398 رأی را صادر کرد و «حکم بر محکومیت متهم با به تحمل دو فقره حبس هر یک به میزان سه سال که صرفاً مجازات اشد (یک فقره) قابل اجراست» داد. مطابق قوانین دادرسی این حکم قابل تجدیدنظر خواهی بود. نهایتاً چندی پیش (در تاریخ 2/10/1398) این رأی نهایی شد.
3. پیشنهادها
آنچه خواندید، گزارشی از روند یک پیگیری قضایی نسبتاً طولانی بود. گرچه دادگاه نهایتاً امیر محمودزاده را محکوم کرد، اما از خود میپرسم که اساساً چرا باید چنین اتفاقی روی میداد؟ چرا تقلب اینهمه فراگیر شده است؟ در برابر آن چه باید کرد؟ دربارۀ این پرسشها پیشنهادهای زیر به ذهن بنده میرسد:
3. 1. همه میدانیم که امانتداری و احترام به نویسنده و خالقِ یک نوشته و اندیشه از اصول و مبانی اخلاقِ پژوهش است. اما امروزه، متأسفانه تقلب در عرصۀ علم متداول شده است. بنابراین، بیش از هر کس، شخص نویسنده باید از نوشتۀ خود محافظت کند. اشتباه من این بود که نوشتههایم را، پیش از انتشار، به عنوان منبع درسی، در سایت شخصی خود قرار دادم. به استادان گرامی توصیه میکنم که نوشتههای خود را پیش از انتشار، در فضای مجازی قرار ندهند. یا اگر به هر دلیل، نوشتهای را در فضای مجازی گذاشتند، از قالبی استفاده کنند که بهسادگی قابل کپیبرداری نباشد.
3. 2. وقتی کتابی را به ناشر میسپاریم، ممکن است روند کار به دلایلی طولانی شود. مؤسسۀ چاپ و انتشارات دانشگاه شریف کتاب آیندهپژوهی و انرژی را پس از سه سال منتشر کرد، درحالیکه روند داوری و آمادهسازی کتاب برای انتشار نباید اینهمه به طول بینجامد، بهویژه برای کتابهای علمی و درسی که وزارت ارشاد غالباً در مدت زمانی کوتاه مجوز چاپ آنها را تأیید میکند. بهترین کار این است که نویسنده در همۀ مراحل کار انتشار حضور داشته باشد و اجازه ندهد کار انتشار کتاب طولانی شود.
3. 3. اگر کسی از مقاله، کتاب یا هر نوشتهای از شما به صورت غیرقانونی استفاده کرد و حقوق شما را زیر پا گذاشت، حتماً کار را از طریق قانون پیگیری کنید. بسیاری از مؤلفان از حق قانونی خود میگذرند، چرا که پیگیری کارهای حقوقی را دشوار و زمانبر تصور میکنند و آن را در حوصلۀ خویش نمیبینند. حقیقت است است که در ایران، نه فقط در مسائل مربوط به حقوق مؤلف، بلکه به طور کلی، روند کارهای قضایی آهسته و زمانبر است. اما نباید کار را رها کرد. قانون به احتمال زیاد، دیر یا زود، فرد خلافکار را مجازات میکند. علاوه بر آن، مهمترین نتیجۀ این پیگیریِ قانونی این است که اگر متقلبان بدانند که، در صورت تقلب و سرقت از آثارِ دیگران، چه عاقبتی در انتظار آنان است، هرگز دست به تقلب نخواهند زد یا دستکم میتوان گفت تقلب در جامعه کاهش خواهد یافت.
عباس ملکی - دی 1398