تلاش اصولگرایان برای گشودن مسیر 1400
منظورتان از تشویق به مشارکت پایین مردم توسط برنامهریزان انتخاباتی چیست؟
چندین عامل وجود داشت. یک عامل رد صلاحیت گسترده اصلاحطلبان در مرحله اول و دیگری کشدادن و طولانیکردن روند تایید صلاحیتها به روزهای آخر منتهی به انتخابات بود؛ به این معنا که اسامی افرادی که صلاحیتشان پس از اعتراض به مرحله اول تایید شد، زمانی اعلام شد که دیگر امکان رقابت و تبلیغات وجود نداشت. مثال آشکار برای این مدعا محمدعلی افشانی است که صلاحیتش در 22 بهمنماه (یعنی یک روز پیش از اتمام مهلت قانونی تبلیغات) تایید شد. طبیعی است که در روز آخر هم فرصت تبلیغات میسر نبود و این کاندیدا نیز درنهایت به همین دلیل از کاندیداتوری انصراف داد.
نقش اصلاحطلبان در انتخابات چگونه بود و عملکرد این جریان سیاسی تا چه میزان در پیروزی اصولگرایان نقش داشت؟
اصلاحطلبان اصلا در این میدان انتخابات حضور نداشتند که ایفای نقش کنند. کاندیدایی هم نداشتند که لیستی را ارایه دهند. بنابراین لیستی هم ارایه ندادند که بهنحوی، عدم حضور را تداعی میکرد. اگرچه اصلاحطلبان عنوان کردند که ما انتخابات را تحریم نمیکنیم ولی زمانی که لیستی ارایه نمیشود، انگیزه لازم برای مشارکت را هم از بین میبرد.
با این همه اگرچه اصولگرایان به پیروزی رسیدند اما پیش و پس از انتخابات شاهدیم که چگونه دچار اختلافات درونجناحی هستند؛ تا آنجا که پس از اینکه 17 لیست انتخاباتی از آنها منتشر شد، سرانجام در روز آخر توانستند به وحدت لیست برسند اما باز هم لیستهای دیگر به نفع لیست اصلی انصراف ندادند. با این حساب، به نظر شما مشکل اصلی اصولگرایان چه خواهد بود؟
اصولگرایان در مجلس حداقل دو جبهه خواهند بود. به باور من رقابتهای معطوف به منفعتطلبیهای خاص اصولگرایی، بین این طیفها در مجلس بالا خواهد گرفت. حتی دور از ذهن نیست که در آینده نزدیک شاهد نزاعهایی از جنس دعوای احمدینژاد و برادران لاریجانی در مجلس آینده باشیم و مشاهده کنیم که هرکدام از این طیفها یک سر ریسمان نزاع را گرفتهاند و به سوی خود میکشند.
با این حساب، اصولگرایان نمیتوانند بهرغم اختلاف و چنددستگی درونی و حضور نمایندگان طیفهای اصولگرا در مجلس یازدهم، به تشکیل یک فراکسیون منسجم امیدوار باشند؟!
ممکن است بین خودشان مثلا فراکسیونی شبیه به «رهروان ولایت» در مجلس نهم را که فراکسیون اکثریت آن دوره بود، تشکیل دهند اما از آن طرف فراکسیون پایداری نیز به احتمال زیاد تشکیل میشود و از دیگرسو، تشکیل فراکسیون منتسب به احمدینژادیها نیز به هیچ عنوان دور از ذهن نیست. بنابراین فکر میکنم هرکدام از این طیفها راه خود را بروند و بعید میدانم به وحدت برسند.
به نظر شما تکلیف کرسی ریاست مجلس چه میشود؟
فکر میکنم برای ریاست مجلس نیز تلفیقی ایجاد خواهد شد که محوریت آن قالیباف باشد و در حوزه معاونان هم از طیفهای دیگر اصولگرا حضور داشته باشند و درحقیقت احتمالا در این زمینه نوعی ائتلافی شکل گیرد. اما در مورد ریاست مجلس، گزینه اصلی را قالیباف میدانم و درواقع ریاست او را نسبت به سایر گزینهها محتمل میدانم.
باوجود آنکه میگویید اصلاحطلبان اساسا در این انتخابات حضور نداشتند، شواهد نشان میدهد که احتمالا چند منتخب اصلاحطلب راهیافته به مجلس یازدهم بتوانند دست به تشکیل فراکسیون اقلیت بزنند. اوضاع آنها در میان اکثریت اصولگرای مجلس را چگونه ارزیابی میکنید؟
بهطور مستقیم نمیتوانند نقشی را ایفا کنند ولی غیرمستقیم شاید بتوانند. درواقع ممکن است اصلاحطلبان بتوانند کنار حدود 30 نماینده مستقلی که به مجلس راه پیدا کردهاند، فراکسیونی ائتلافی تشکیل دهند و در بعضی موارد که اختلاف بین اصولگرایان پیش میآید، ایفای نقش کنند. یعنی با سنگینکردن یکی از این دو کفه بازی، نقش موثری را از خود نشان دهند.
این انتخابات با مشارکت حداقلی مردم به پایان رسید. به باور بسیاری از تحلیلگران 2 عامل اصلی کاهش مشارکت نارضایتی عمومی از مجموعه حاکمیت و رد صلاحیت گسترده کاندیداهای جناح چپ ازسوی شورای نگهبان بود. فکر میکنید چالش اصلی اصولگرایان در مجلس یازدهم چه خواهد بود؟
برای اینکه بفهمیم چالش اصلی آنها چیست، باید به میزانی که به مطالبات عمومی مردم توجه نشان میدهند، چالششان را تعریف کرد. در حال حاضر مطالبات مردم کاهش شکاف طبقاتی، رونق اقتصادی، تثبیت ارزش پول ملی، تنشزایی از رفتارهای منطقهای و جهانی، مشخصشدن تکلیف لوایح مربوط به FATF و امثالهم است. با این حال فکر نمیکنم مجلس یازدهم در این حوزهها وارد شود و از خود کنشی نشان دهد.
اینکه مجلس اصولگرای یازدهم مقابل دولت اعتدالی موردحمایت اصلاحطلبان قرار گیرد را چطور ارزیابی میکنید؟ دولت در سالهای پایانی کار خود با چه مشکلاتی مواجه خواهد بود؟
باور من این است که مجلس یازدهم کمک چندانی به دولت نخواهند کرد و دولت را در اجرای برنامههایش بهطور جدی همراهی نخواهند کرد. به هر حال این افراد، منتقدان جدی دولت بودهاند و اگر مصوبات مجلس دهم که همسو با دولت بوده است را ابطال نکنند، دولت شانس بسیاری آورده است. در مواجهه با مجلس فکر میکنم دولت مسیر صعب و ناهمواری را باید طی کند؛ بهخصوص بر سر تصویب بودجه و تعامل با وزرا. به این اعتبار میتوان گفت که دولت کار سختی را در پیش خواهد داشت.
خروجی مجلس یازدهم و ادامه مسیر کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
از نظر من کشور دچار چالشهای جدی و نوینی میشود. از این جهت که اقدامات و اهداف دولت در حوزههای مختلف داخلی و خارجی و همچنین روشها و منشهای به کار گرفته شده که مجلس یازدهم به شدت با آنها زاویه خواهد داشت، با مشکل مواجه شود. در این شرایط اصولگرایان در مجلس آینده احتمالا به سمتی حرکت خواهند کرد که چالشها را پررنگتر کنند و بتوانند نقشی موثرتر در کنترل دولت ایفا کنند. یک سال آینده دولت سالی سخت خواهد بود که نمایندگان اصولگرای مجلس یازدهم طی آن، تلاش میکنند تا از همه مشکلات دولت جهت رسیدن به اهداف و آرمانهای خود و کاهش محبوبیت دولت استفاده کنند.
اصولگرایان همچنین در حال برنامهریزی برای انتخابات 1400 ریاستجمهوری هستند و بسیار تلاش خواهند کرد که به شیوهای عمل کنند که نه زمینه برای بازگشت اصلاحطلبان به عرصه سیاسی فراهم شود و نه دولت حرف جدی و مهمی برای بیانکردن داشته باشد. مبنای آنها برجسته کردن کاستیها و نواقص دولت خواهد بود و هدفشان راضیکردن مردم برای همراهی با اصولگرایان در ایجاد دولت همسو با مجلس یازدهم.