چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۹:۴۳

سرمایه منفی 55هزار میلیارد تومانی بانکها نشانه چیست

نظام بانکی در بحران سیستماتیک

بانک مرکزی

ساعت 24 - به طور کلی اعسار بانک به دو شکل رخ می‌دهد. اعسار جریان نقدی که به معنی ناتوانی بانک در پرداخت مطالبات سپرده ‌گذاران است؛ و اعسار ترازنامه‌ای که به معنی بیشتر بودن اختلاف بین بدهی ‌ها و دارایی ‌های بانک از ارزش سرمایه بانک است. از سوی دیگر اگر هرکدام از اعسار یاد شده در بانک یا نظام بانکی رخ دهد نشانه بحران سیستمی در آن بانک و یا نظام بانکی است.

حسین درودیان «کارشناس اقتصادی» در تحلیلی از وضعیت بانکهای ایرانی و با استناد به یک گزارش ارایه شده از سوی بانک مرکزی درباره تصویر ترازنامه بانکی مربوط به آذر 1398 نوشته درگزارشی قابل اعتنا از وضعیت نظام بانکی از سوی بانک مرکزی آمده است: سرمایه شبکه بانکی (سرمایه تمامی بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی)، به «منفی ۵۵ هزار میلیارد تومان» رسیده است. در مطالعات بین‌المللی شاخص‌هایی برای تعریف یک بحران سیستمی بانکی معرفی شده که در برخی از آنها از بین رفتن تمام سرمایه نظام بانکی، یعنی به صفر رسیدن آن، به عنوان معیاری برای به رسمیت شناختن بحران سیستمی معرفی شده است. در همین گزارش می‌بینیم که در اسفند ۹۶ سرمایه نظام بانکی بنا بر ارقام رسمی، حدود ۵۵ هزار میلیارد تومان بوده که رسیدن آن به رقمی مشابه لیکن با علامت منفی، حاکی از نه تنها از بین رفتن سرمایه شبکه بانکی، بلکه گذر دوبرابری از این مرز است.زمزمه‌های اعسار شبکه بانکی کشور از سال ۱۳۹۴ بالا گرفت و به شکل هشدارهایی، در کلام گروهی از تحلیل‌گران پولی و برخی بانکداران ظاهر شد. افت تمامی نیروهای تغذیه‌کنندۀ اقتصاد کشور و عوامل رشددهندۀ ارزش دارایی بانک‌ها، از قبیل درآمدهای نفتی، مخارج دولت، رونق مسکن و مستغلات و حتی نرخ تورم، توأم شد با تداوم نرخ‌های بهره بالا روی سپرده‌ها. شکاف درآمد-هزینۀ بانک‌ها که تقریبا از سال ۹۲ جدی شده بود، با شدتی بیش از گذشته در سال‌های بعد از آن تداوم یافت.

درودیان ادامه می دهد : رقم منفی ۵۵ هزار میلیارد تومانی حساب سرمایه شبکه بانکی کشور، حاکی از ابتلایی عمومی و سیستماتیک است. مسلماً برخی بانک‌ها به سبب عوامل درون‌بانکی و ضعف شدید حاکمیت شرکتی که منجر به سوءاستفاده افراد ذی‌نفوذ از بانک شده، از وضعیتی نامساعدتر برخوردارند؛ اما این هرگز به معنای محدودبودن مشکلات به این دست بانک‌ها نیست. بانک‌ها نهادهایی تأثیرگذار بر و تأثیرپذیر از عوامل اقتصادکلان‌اند. مشکل اعسار شبکه بانکی بیش از هر چیز متأثر از نیروهای اقتصادکلانی است و از قضا همین آسیب، بر وضعیت اقتصادی کشور تأثیر گذاشته و مجدداً شرایط بانک‌ها را بیشتر در تنگنا قرار می‌دهد. اعسار کنونی شبکه بانکی محصول برهم‌افزایی علل اقتصادکلانی شامل افت نیروهای تغذیه‌کننده بازدهی در اقتصاد کشور و مهارناپذیری نرخ‌های سود بانکی پس از ظهور بانکداری خصوصی است. این دو به تنهایی برای شکست نظام بانکی، صرف‌نظر از اندازه و عمق آن، کفایت می‌کرد. شکست بانکها قابل فروکاهی به عوامل سطح خرد و نیروهایی درون‌بانکی نیست.اگر اعسار شبکه بانکی ناشی از عوامل اقتصادکلانی است؛ گشایش در این مسئله نیز جز از همان طریق ممکن نیست. بدون یک راهبرد عمومی برای تعبیۀ نیروهای پیش‌رانه جدید در اقتصاد کشور، بانک‌ها از زیان انباشته هنگفت جدا نشده و تبدیل به موجودیت‌هایی سودده نخواهند شد. پاسخ به معضل اعسار شبکه بانکی همان پاسخ به مسئلۀ چگونگی رونق اقتصادی درون‌بنیاد در شرایط افول درآمد نفت و منابع تغذیه‌کنندۀ سنتی در اقتصاد ایران است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s