تناقض صلح در منطقه- قهر با جهان
آلترناتیو پیشنهادی
آلترناتیو پیشنهادی این جریان برای جایگزینی رابطه با غرب، گسترش روابط منطقهای و توجه بیشتر به حوزه شرق آسیا است. رامین مهمانپرست، فعال سیاسی اصولگرا و سخنگوی وزارت امور خارجه در دولت محمود احمدینژاد در این باره میگوید: «برای کشور ما که با 15 کشور مرز و همسایگی دارد، تحریم مانع جدی بر سر راه صادرات نیست و 500 میلیون نفر جامعه اطراف ایران هستند که بازار خوبی برای صادرات محصولات بهنظر میآیند»، یا ابوالفضل زهرهوند، عضو تیم سعید جلیلی در مذاکرات هستهای و سفیر اسبق ایران در افغانستان در گفتوگو با «مهر» ضمن تأکید بر لزوم «نگاه به شرق» در حوزه سیاست خارجی میافزاید: «ما برای یکبار و همیشه باید از توهم رابطه با غرب دست برداشته و در دستگاه سیاست خارجی نگاه واقعبینانه مبتنی بر الزامات ساختاری، نیازهای ملی و جهتگیریهای کلی در دستور کار قرار گیرد». عملی بودن این سناریو اما با توجه به تأثیرگذاری تحریمهای آمریکا از هماکنون بعید به نظر میرسد. اغلب کشورهای همسایه ایران، حاضر نیستند برای حفظ تجارت و سود اقتصادی حاصل از رابطه با ایران تحریمها و جریمههای آمریکا را بپذیرند و از همینرو میکوشند رفتاری که از سوی کاخ سفید «نقض تحریم» به حساب میآید انجام ندهند. از سوی دیگر نگاهی به روابط تجاری با کشورهایی با مواضع نزدیک به ایران نشان میدهد از زمان اعمال تحریمها آنها نیز از این مسأله متاثر شده و روابط تجاری خود را با جمهوری اسلامی کاهش دادهاند. برای نمونه عراق که طی سالهای گذشته یکی از اصلیترین شرکای تجاری ایران به حساب میآمد، اکنون و با تحریمهای آمریکا در تلاش برای یافتن جایگزین به منظور واردات گاز و برق است تا به مرور بتواند واردات از ایران را کاهش دهد. این درحالی است که کشورهایی نظیر چین نیز که سابقاً از خریداران عمده نفت ایران به حساب میآمدند، اکنون واردات خود را کاهش دادهاند و همین موضوع باعث شده است که درآمد ارزی ایران به حداقل برسد. همه اینها در شرایطی است که با توجه به محدودیتهای اعمال شده در مبادلات بانکی ایران از سوی آمریکا، عملا امکان نقل و انتقال دارو و خرید تجهیزات پزشکی نیز وجود ندارد. چنانکه آمارها نیز گزارش میدهند از زمان شدت یافتن تحریمها ایران تنها توانسته از طریق کانال مالی سوئیس و برخی کانالهای غیررسمی دارو خریداری کند و این مسأله در کنار کسری بودجه یکی از عوامل موثر در تضعیف سیستم بهداشت و درمان کشور بوده است.
درگیری با ریاض، تنش با ابوظبی
یکی از جدیترین بحرانهای سیاست خارجی ایران در عرصه منطقهای به تنش با عربستان سعودی بازمیگردد که در پی آن برخی دیگر از کشورها از جمله امارات نیز در روابط خود با ایران تجدیدنظر کردهاند. در سال 1394 یعنی سالی که برجام به ثمر رسید و تنش ایران با غرب به حداقل میزان خود در سالهای اخیر رسیده بود، حمله به سفارت عربستان در ایران از سوی گروهی از جوانان اصولگرا و نزدیکان یکی از کاندیداهای همیشگی اصولگرایان در انتخابات ریاستجمهوری، سبب شد روابط تهران و ریاض تیره و تار شود. از آن زمان نهتنها عربستان تمامی پیشنهادهای ایران در راستای کاهش تنش را رد کرده، بلکه با هزینههای بسیار کوشیده است برجام و آرامش داخلی ایران را دچار مشکل کند. امارات نیز که اغلب در سیاستهایش مواضعی نزدیک به ریاض اتخاذ کرده، به رغم نرمش اولیه درپی افزایش تنشهای منطقهای حاضر به برداشتن گامی جدی در راستای اصلاح روابط با ایران نبوده است. اصولگرایان باید بگویند چه برنامهای برای کاهش تنش و اصلاح این روابط دارند و اساسا آیا میتوانند چنین کاری را انجام دهند یا خیر. سیاست خارجی احتمالا یکی از اصلیترین فاکتورهای مردم برای انتخاب رئیسجمهور باشد و تجربه دوران محمود احمدینژاد در عرصه سیاست خارجی هنوز آنقدر دور نشده که مردم آن را فراموش کنند.