آزادی زندانیان و فلسفه مجازات
در پی این وضعیت دستگاه قضائی در پی تصمیمی درست به مرخصی تعداد زیادی از زندانیان و حتی عفو آنان اقدام کرد و بخش قابل توجهی از زندانیان که گفته میشد حدود نیمی از آنان را شامل میشود، به طور دایم یا موقت آزاد کرد. در پی این آزادی که با استقبال جامعه مواجه شد، رئیس پلیس تهران اظهار داشت که این آزادیها موجب افزایش سرقت شده است. سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ اظهار داشت که «بررسیهای ما در ایام چهلوپنج روزه اخیر نشان میدهد که آمار سرقتها سرجمع کاهش داشته است. این که گفته شده تعداد زیادی از این سرقتها به وسیله زندانیان به مرخصیرفته باشد را هم بررسی کردیم اما چنین چیزی هم نبود. در میان تمام افرادی که بررسی کردیم، عملا در استان تهران از زندانیانی که در حال مرخصی بودند فقط یک نفر تا امروز بازداشت مجدد شده است؛ البته ما نمیخواهیم بگوییم این زندانیان مرتکب جرم نمیشوند اما بیشتر آنها ضوابط و مقررات را رعایت کردند.»
از آن چه در این میان غفلت شده است، منطق این تصمیم است. ما نمیدانیم که آمار سرقت دقیقا چگونه است و چه تغییری کرده است ولی هر دو حال را میتوان فرض گرفت. اگر زیاد هم شده باشد باز هم باید نسبت به آزادی بسیاری از آنان اقدام میشد.
این را کسی مینویسد که میداند اگر جرم زیاد شود او نیز بهعنوان یک شهروند عادی احتمال دارد که یکی از قربانیان این جرم ازجمله سرقت باشد ولی این امر دلیل نمیشود که از آزادی زندانیان دفاع نکنم. چرا؟ برای فهم ماجرا باید دید که چرا یک مجرم را مجازات یا زندانی میکنند؟ چند علت وجود دارد؛ جلوگیری از تکرار جرم به دلیل ترس از مجازات، جلوگیری از تکرار جرم دیگران، تربیت مجرم و بازگشت به جامعه، استحقاق مجازاتشدن، دورکردن مجرم از جامعه به منظور جلوگیری از ارتکاب جرم. هدف مجازات هر کدام باشد، به طور قطع هدف آخر در صدر آنها قرار ندارد؛ زیرا اگر این هدف مهم بود هیچگاه از مجازات شلاق استفاده نمیشد چون با اجرای شلاق مجرم دوباره در جامعه هست و میتواند جرم را تکرار کند. به علاوه در بسیاری از موارد این اطمینان وجود دارد که مجرم با پایان محکومیت و آزادشدن از زندان مرتکب تکرار جرم میشود و برعکس. ولی در هر دو حالت آنان را در موعد مقرر آزاد میکنند. مهمترین هدف مجازات، استحقاق و تشفّی خاطر جامعه از مجازات است. خیلیها که عزیزانشان کشته میشوند و طبعا دیگر امکان بازگرداندنشان وجود ندارد، در پی پیداکردن مجرم و مجازات او هستند. با این که یقین دارند قاتل فقط همین یک قتل را انجام داده و قاتل بالفطره و حرفهای نیست ولی در پی مجازات او هستند برای این که او را مستحق مجازات میدانند. بنابراین در ماجرای اپیدمی کووید-١٩، آزادی زندانیان را نمیتوان با منطق افزایش احتمالی جرم نقد و رد کرد بلکه مسأله مهم وضعیتی است که رخ داده و مجازات کنونی اضافه بر استحقاقی است که برای آنان مقرر شده است و این افزایش مجازات پیشبینی نشده و خلاف عدالت است. البته این آزادی میتواند در تربیت و بازگشت مجرم به جامعه نیز موثر باشد باید نگاه به موضوع را تغییر داد. البته همه اینها با فرض استحقاق مجازاتداشتن همه زندانیان از نظر مردم و جامعه است در حالی که برای برخی از آنها چنین استحقاقی اثبات نشده است.»