کد خبر 500875
۱۳۹۹/۰۴/۰۳ ۰۱:۲۸
حسین سلاح‌ورزی. نایب‌رئیس اتاق بازرگانی ایران

با حرف زدن صادرات اتفاق نمی افتد

ساعت 24 - احوالات امروز ایران و ایرانیان، مانند حال‌وروز فردی است که زمانی ثروتی هنگفت، بی‌هیچ رنج و زحمتی به او رسیده و تصور می‌کرده است این ثروت پایندگی ابدی دارد و ضرورتی ندارد جسم و جانش را به زحمت بیندازد تا بر آن مال بادآورده بیفزاید یا دست‌کم از آن با وسواس نگهداری یا آن را با امساک هزینه کند.
با حرف زدن صادرات اتفاق نمی افتد
dir="RTL">این روزها که حال بازار نفت چندان خوش نیست و ایران تحت‌تأثیر تحریم‌های ایالات متحده، حتی از این بازار نیمه‌جان نیز سهم و بهره چندانی ندارد؛ دولت و ملتی که به هزینه بی‌حساب از کیسه منابع طبیعی خو کرده بودند و راه‌ورسم کسب‌وکار واقعی و مبتنی‌بر خلق ارزش افزوده را نیاموخته‌اند، به تقلا و تکاپو افتاده‌اند تا به هر طریق ممکن شکاف میان خرج بسیار و دخل اندک را پر کنند؛ البته اگر آشفته‌حالی و ندانم‌کاری مجالی بگذارد.تجلی این رویکرد تازه در حاکمیت، پررنگ‌شدن نقش و وزن دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی کشور است؛ اما باید دید آیا ارکان نظام مدیریت سیاست خارجی کشور، این رویکرد تازه را به‌عنوان عنصری کلیدی در نظام روابط بین‌الملل ایران می‌پذیرند یا با آن به مثابه یک برادر ناتنی مواجه می‌شوند که تنها به جبر روزگار، با هم زیر یک سقف سر می‌کنند.دیرتر نشود.

سلاح ورزی درروزنامه شرق نوشته است :در شرایط حاضر، علاوه‌بر تحریم‌های آمریکا، سیاست‌های پولی و مالی دولت نیز تبدیل به عاملی برای تضعیف رقابت‌پذیری تولیدکنندگان ایرانی در بازارهای جهانی شده است و علاوه‌بر این دو موضوع، پاندمی کرونا از یک‌سو رکودی بی‌سابقه بر اقتصاد جهانی حاکم کرده و از سوی دیگر در عرصه سیاست داخلی کشورها، دست بالا را، بیش از پیش، به طرفداران لوکالیسم و سیاست‌های حمایتگرانه اقتصادی در سراسر جهان داده است؛ چندان‌که حفظ بازارهای صادراتی و بین‌المللی، امروز حتی برای کشورهایی که در این حوزه سابقه و نتایج درخشانی داشته‌اند نیز دشوار شده است؛ بنابراین پیش از هر چیز ضروری است این دو نکته را بدانیم که اولا بدون استفاده کامل از ظرفیت‌های ارتقای سطح صادرات غیرنفتی، اقتصاد ایران به صورت جدی در معرض خطر آسیب‌های غیرقابل جبران قرار می‌گیرد؛ و به عبارت دیگر، این راهی است که ما امروز، باید به هر قیمتی بپیماییم؛ و ثانیا، آنچه باید انجام دهیم، کاری کارستان است که بدون گرفتن تصمیمات سخت و شاید تلخ و تلاشی سترگ و هماهنگ در سطح ملی، هرگز محقق نخواهد شد.

در میان عوامل و موانعی که بر سر راه توسعه صادرات کشور وجود دارد، عوامل حوزه اقتصاد کلان و سیاست‌های پولی و مالی دولت، به تعادل‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و حتی فرهنگی گوناگونی در طول زمان وابسته شده‌اند که اعمال تغییرات سریع و عمده در این حوزه‌ها را، اگر نگوییم غیرممکن، لااقل بسیار دشوار می‌کند؛ اما درمقابل عوامل حوزه سیاست خارجی، هم نقشی کاملا گلوگاهی در مسیر توسعه صادرات ایران دارند و هم به دلیل محدودتربودن جامعه ذی‌نفعان، با سرعت و سهولت بیشتری قابل تغییرند.

چه باید کرد

یکم: با حلواحلواگفتن دهان شیرین نمی‌شود. تکرار توخالی لزوم حرکت به سمت صادرات‌ محورکردن اقتصاد و اهمیت صادرات و ساختن برنامه تلویزیونی در مورد صادرکنندگان موفق، چیزی را تغییر نخواهد داد. صادرات‌محورکردن اقتصاد ایران، همان‌طور که پیش از این اشاره شد، با موانع نهادی و ساختاری بسیار جدی مواجه است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده نظام مدیریت دولتی کشور نه مجهز به دانش کافی در حوزه اقتصاد کلان برای شناسایی موانع ساختاری و نه دارای تجربه کافی برای درک مشکلات نهادی این حوزه است. آسیب‌شناسی ضعف صادرات کشور وظیفه‌ای است که باید با همکاری نزدیک دانش‌پژوهان حوزه اقتصاد در فضای آکادمیک و نخبگان مدیریت کسب‌وکار در بخش خصوصی انجام شود و نتایج برای تصمیم‌گیری و بهره‌برداری در اختیار مدیران دولتی قرار بگیرد.

دوم: این آسیب‌شناسی‌ها باید در قالب مجموعه‌ای از «گزارش‌های پشتیبانی از تصمیم» به مدیران و کارشناسان حوزه مدیریت سیاسی کشور ارائه شود. درواقع تصمیم‌گیران و مدیران حوزه سیاسی، هم باید با وضوح و روشنی از هزینه‌های عدم توسعه ظرفیت‌های صادراتی کشور مطلع شوند که درواقع خود ترکیبی از تحلیل اثر فعال‌نکردن ظرفیت‌های صادراتی بر روند رشد و رقابت‌پذیری درازمدت اقتصاد ایران و تأثیرات روند رشد اقتصادی بر پارامترهای کلان اجتماعی و سیاسی و فرهنگی است و هم باید بر اساس تحلیل واقع‌بینانه سناریوهای توسعه صادرات بدانند برای رفع موانع نهادی و ساختاری صادرات‌محورشدن اقتصاد ایران باید چه بهایی، به‌ویژه در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی پرداخته شود.

سوم: تحلیل ماتریس SWOT سیاست خارجی ایران، باید موضوع اقتصاد و رشد صادرات‌محور تولید ملی را به‌عنوان یک پارامتر اساسی در نظر بگیرد و از آنجایی که در این شرایط دیگر زمانی برای تعارف و تکلف نمانده، باید به صراحت عرض کنم این موضوع کاملا از صلاحیت و توانایی بدنه مدیریت دولتی کشور خارج است و همان‌طور که پیش از این اشاره شد، دولت باید نخبگان مدیریت کسب‌وکار در بخش خصوصی و دانشمندان واقعی علم اقتصاد را شرکای غیرقابل حذف خود در روند تدوین استراتژی سیاست خارجی تلقی کند تا بتواند تحلیل راهبردی مورد نیاز برای تنظیم سیاست خارجی کشور را با واقعیات، ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها و اولویت‌های نظام اقتصادی کشور و مناسبات تجارت جهانی منطبق کند.

چهارم: بوروکراسی صادرات علاوه‌بر اینکه در حوزه‌های فناوری و فرایند نیاز به بازسازی اساسی دارد، جهت‌گیری اصلی خود را نیز باید از «کنترل جریان ارز» به تأمین ثبات و اطمینان برای صادرکننده و تسهیلگری ارتباطات با طرف‌های بین‌المللی تغییر دهد. فراموش نکنیم سیاست‌هایی که بوروکراسی صادراتی برای چند دهه در خدمت آن بوده است، ما را به نقطه‌ای رسانده که امروز در آن قرار داریم. با رفتن راه‌های قدیمی هرگز به مقصد جدید نمی‌توان رسید.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک