دعوای دژپسند وهمتی و تورم ونزوئلایی
- یک فرضیه این است که در ماههای اخیر، خانوادهها دلار و طلایی که در سال 1397خریده بودند را فروخته و در سهام سرمایهگذاری کردند. اما اگر اینطور بود، نباید در ماههای اخیر دلار و طلا گران میشدند. پس این فرضیه مردود است.
- فرضیه دیگراین است که مردم با وام سهام میخرند. این اتفاق اوایل دهه ۹۰ در ژاپن تجربه شد. ژاپنیها با وام بانکی سهام خریدند و حبابی شکل دادند که سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) ترکید و اقتصاد ژاپن را بیش از یک دهه وارد رکود کرد. چند سال بعد، اتفاق مشابهی در آمریکا افتاد. سال 1999 آمریکاییها با کارت اعتباری از خودپرداز پول قرض میگرفتند، و سهام Yahoo می خریدند. این شکل خرید سهام به حبابِ داتکام منجر شد و اوایل سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) ترکید. یکی از تبعات سرمایهگذاری با پول وام، افزایش نرخ بهره بین بانکهاست. وقتی مردم از خط اعتباریشان استفاده میکنند، بانک نیازمند پول نقد بیشتری در حساب سپردهاش نزد بانک مرکزی می شود. این افزایش نیاز، باعث افزایش نرخ بهره وامهایی که بانکها به هم میدهند می شود اما در دو ماه اخیر اتفاق عجیبی در کشور رخ داده است و نرخ بهره در بازار بین بانکی کاهش داشته و به زیر ۱۰درصد افت کرده است. پس این فرضیه هم مردود است. حالا باید پرسیدچطور می شود هم شاخض ها در بورس افزایش یابد ، هم قیمت ارز و طلا بالارود ،هم نرخ بهره در بازار بین بانکی بیایدپایین؟ تنها اتفاقی که میتواند چنین ترکیبی را رقم بزند افزایش پایه پولی است.
پایه پولی چیست ؟
درهر اقتصادی دو نوع پول در گردش است : نوع اول، بدهی بانک مرکزی و دارایی بانکهاست؛ و نوع دوم پول، بدهی بانکها و دارایی مردم ایت.. به عبارت دیگر، همانطور که شهروندان نزد بانکها حساب سپرده دارند، بانکها هم نزد بانک مرکزی حساب سپرده دارند. به مجموع موجودی سپرده ما نزد بانکها میگویند نقدینگی و به مجموع سپرده بانکها نزد بانک مرکزی می گویند پایه پولی. وقتی بانک مرکزی پایه پولی را افزایش میدهد، حساب سپرده بانکها پر می شودو متعاقبا نیازشان به پول نقد کم شده و نرخ بهره وامهای بین بانکی نیز کاهش می یابد.
بانک مرکزی با کدام انگیزه پایه پولی را در ماههای اخیر افزایش داده است ؟ وقتی دولت چک می کشد در حالی که پول درحسابش نیست، بانک مرکزی مجبوراست چک دولت را پاس کند. پس با زدن چند تا دکمه، بانک مرکزی پول (یا همان بدهی اش را) به حساب دولت اضافه میکند و به همان اندازه، خودش ر ا از دولت طلبکار میکند. یعنی با ایجاد بدهی متقابل بین دولت و بانک مرکزی، میزانی از نوع اول پول خلق میشود. چک دولت که پاس میشود ،آن پول وارد حساب بانکها نزد بانک مرکزی می شود یعنی وقتی دولت از حساب خالی چک میکشد، پایه پولی زیاد می شود. خلق پول اگر متناسب با رشد فعالیت اقتصادی باشد، خیلی هم خوب است اما اگر به دلیل دیگه ای، مثلا کسری بودجه این کار انجام شود به تورم شتاب می دهد. افزایش پایه پولی چه تبعاتی دارد؟ افزایش پایه پولی دست بانکها را برای وام دادن باز می گذارد ، که به افزایش نقدینگی منجر می شود. در شرایط عادی، نقدینگی تبدیل به تورم می شود . منتها در شرایط رکودی، نقدینگی ابتدا به افزایش ارزش داراییهای سرمایهای مثل سهام، مسکن، طلا، ارز و غیره منجر می شود ، و بعد که اقتصاد عادی شد، آثار تورمی اش بروز میکند.علاوه بر اینها، افزایش پایه پولی، در کوتاهمدت نرخ بهره بین بانکی را کاهش می دهد.
نتیجه گیری کلیدی:
۱- افزایش قیمت داراییهای سرمایهای و کاهش همزمان نرخ بهره بین بانکی، فقط با افزایش پایه پولی ممکن است.
۲- احتمالا در ماههای اخیر، بیپولی دولت با افزایش پایه پولی جبران شده است.
داستان از 97 شروع شد
از سال ۹۷، با کاهش درآمد ارزی دولت، کسری بودجه شدیدتر شد. دولت دو راه پیش رو داشت: انتشار اوراق بدهی یا استقراض از بانک مرکزی. کار درست این بود که دولت فقط از اوراق بدهی استفاده کند ، اما دولت به سراغ بانک مرکزی هم رفت. در آمار بانک مرکزی میبینیم که پایه پولی سال 1395 ۱۷درصدرشد کرد. سال بعد ۱۹درصد و سال ۹۷ بیش از ۲۴درصد رشد کرد. پارسال، رشد پایه پولی به ۳۳ رسید. مشخصا میبینیم رشد پایه پولی سریعتر و سریعتر شده است. وقتی به رشد ماهانه پارسال نگاه میکنیم، میبینیم در ماههای بهمن و اسفند رشد پایه پولی سریعتر از بقیه سال بوده است. پارسال میانگین رشد ماهانه پایه پولی 2.4درصد بوده، منتها در بهمن ۴درصد شد و در اسفند به 7.3درصد رسید. خلاصه هر چه به آخر سال ۹۸ نزدیکتر می شدیم، سرعت چاپ پول بیشتر می شد، تا اینکه در ماه اسفند، ۲۴ هزار میلیارد تومان به پایه پولی اضافه شد و کل پایه پولی به ۳۵۲ هزار میلیارد تومان رسید بر آورد می شود که بهار امسال کسری بودجه بیشتر شده، و افزایش پایه پولی حتی سریعتر از زمستان گذشته است.
همتی چه نوشت
۱۲ اردیبهشت، آقای همتی، رییس کل بانک مرکزی، تو اینستا نوشت : «برای چندمین بار تاکید میکنم: در شرایط حاضر اقتصادی، انتشار اوراق بدهی روش مناسب تری برای تامین کسری ونیز جلوگیری از پولی کردن کسری بودجه و تورم است.» منظور ایشان از «روش مناسب تر» این بود که جبران کسری بودجه با انتشار اوراق بدهی، مناسب تر از جبران با افزایش پایه پولی است.چرا لحن آقای همتی عصبانی بود؟ از روزنه این پست می شد انعکاس دعوای بین سازمان برنامه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی را دید. سازمان برنامه پول لازم دارد و کارشناس های سازمان برنامه و وزارت اقتصاد با ابزار اوراق بدهی آشنا نیستند و توصیه به استقراض از بانکمرکزی می کنند. مشاوران آقای همتی تاکید میکنند زیر بار افزایش بی رویه پایه پولی نرود. مشاوران آقای همتی درست میگویند و کارشناسان سازمان برنامه و وزارت اقتصاد اشتباه میکنند. اما وزارت اقتصاد زیر بار انتشار اوراق به اندازه لازم نمی رود. این وسط هم سازمان برنامه از حساب دولت اضافه برداشت میکند و آقای همتی را در موقعیت انجام شده قرار می دهد. یعنی بانک مرکزی ناگزیر می شود برای پاس کردن چکهای دولت، به حساب دولت قرض بدهد و پایه پولی را افزایش بدهد.
استیصال همتی
پست اینستای ۱۲ اردیبهشت آقای همتی تبلور استیصال ایشان در برابر سازمان برنامه و وزارت اقتصاد بود.وقتی آقای همتی میبیند با سازمان برنامه و وزارت اقتصاد راه به جایی نمیبرد، می رود به سراغ شورای سران قوا، و اجازه می گیرد بانک مرکزی اوراق بدهی منتشر کند سران قوا میپرسند چرا باید چنین اجازهای بدهیم؟ آقای همتی قول می دهد که با چنین اختیاری، تورم را به شکل پایداری مهار کند. شورای سران قوا اختیار انتشار اوراق بدهی خزانه ر ا به بانک مرکزی میدهند، منتها فقط در حدی که وزارت اقتصاد تایید کند. ۲۳ اردیبهشت بانک مرکزی خبر از انتشار اوراق بدهی و فروش آن به بانکها می دهد اما در نظر داشته باشید که به موازات این بحث ها، دولت کماکان در حال خرج کردن و افزایش پایه پولی است. در پی به دست آوردن اختیار چاپ اوراق، در تاریخ ۲۶ اردیبهشت، آقای همتی برای اولین بار در تاریخ ایران، خبر از هدف گذاری تورمی میدهد. ایشان در یک پست اینستای دیگر مینویسند «امروز بانک مرکزی آماده است سیاست هدف گذاری تورم را به اجرا بگذارد». گزاره مهم پست ایشان قیدی است که در انتها می آورد و احتمالا مخاطبش وزارت اقتصاد است: «موفقیت و اثربخشی این سیاست در گرو اقدام دولت در انتشار هر چه سریع تر اوراق بدهی برای جبران کسری بودجه است».
روز 6 خرداد، بانک مرکزی چارچوب هدف گذاری تورم را منتشر میکند و صحبت از هدف ۲۲ درصدی برای تورم میکند. روز بعد، ۷ خرداد، برگزاری اولین حراج اوراق خزانه برای تاریخ ۱۳ خرداد اعلام میشود. تخمین زده می شود که دولت هفتهای ۴ تا ۵ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد. با استفاده از اختیارات جدید ، همتی باید این کسری را با انتشار اوراق جبران کنند تا کار به افزایش پایه پولی نکشد. البته در ابتدا، ایشان باید بیش از هفته ای چهار پنج هزار میلیارد تومان اوراق بفروشند تا کسری ماههای گذشته هم به تدریج جبران شود.. با توجه به نرخ بازار بین بانکی که در این هفتهها زیر ۱۰بود و گاهی به 7- 8درصد هم رسیده، همتی نسبت به فروش اوراق خوش بین بود.
۱۳ خرداد، ۱۰ هزارمیلیارد تومان اوراق با سررسید سه سال و نیمه حراج می شود.اما وزارت اقتصاد فقط حاضر به فروش ۵ هزار میلیارد تومان از اوراق می شود، چرا که بقیه خریداران سودی بیش از ۱۵ درصد مطالبه میکردند در حالی که وزارت اقتصاد حاضر به پرداخت سود بیش از ۱۵درصد نبود. بسیاری از خریداران که وضعیت رشد پایه پولی را میدیدند، انتظار تورم بالا در نیمه دوم سال راداشتند و حاضر نبودند خودشان را برای سه سال و نیم به سود ۱۵ درصدی محدود کنند. یک هفته بعد، ۲۰ خرداد، ۵ هزار میلیارد تومان دیگه اوراق سه سال و نیمه حراج شد و تقریبا همه آن فروخته شد. با این موفقیت، ۲۷ خرداد، ۷ هزار میلیارد تومان اوراق چهار ساله حراج شد ولی این بار کمتر از ۱ هزار میلیارد تومان آن اوراق فروش رفت. اینجا هم مشکل نرخ سود بود. وزارت اقتصاد حاضر نبود بیش از 15.6 سود بدهد و بازار هم که نشانههای پایه پولی و تورم بهار را میدید، حاضر نبود در چنین نرخ سود پایینی ۷ هزار میلیارد تومان وام چهار ساله بدهد.
این میزان انتشار اوراق، هفتهای ۵ هزار میلیارد تومان کسری بودجه را جبران نمیکند. آخرین حراج، سوم تیر، برای ۱۲ هزار میلیارد تومان اوراق دو ساله برگزار شد. هنوز نتایج منتشر نشده است ، ولی اگر باز هم کمتر از ۵ هزار میلیارد تومان فروخته شده باشد، این هفته هم پایه پولی افزایش پیدا می کند. از طرفی وزارت اقتصاد حاضر نیست سود بیشتر بدهد، و از طرفی بازار به سود کمتر راضی نمی شود هر هفته اصرار وزارت اقتصاد بر سود زیر ۱۵ درصد، منجر به قدری افزایش پایه پولی می شود، و مقداری هم بیثباتی اقتصادی رو افزایش میدهد.
تورم وحشتناک ونزوئلایی
حالا 4 تیر ماه پایه پولی چقدراست ؟ مشکل اینجاست که نمی دانیم. عرف بانکهای مرکزی دنیا این است که آمار را هفتگی، و با سه چهار روز تاخیر اعلام کنند. در گذشته بانک مرکزی ایران این آمار را ماهانه، و با یکی دو ماه تاخیر منتشر میکرد. منتها بانک مرکزی آقای همتی از حیث آماری به شدت بینظم بوده و گاهی با چهار پنج ماه تاخیر آمار را منتشر میکند. احتمالا زودتر از پاییز نخواهیم فهمید پایه پولی آخر خرداد چقدر بوده است. اما میتوانیم تخمین بزنیم. با کنار هم گذاشتن نرخ رشد پایه پولی در اسفند، نرخ بهره بازار بین بانکی، میزان رشد بورس، و از همه مهمتر، کسری بودجه دولت، می شود تخمین زد که در سه ماه اول سال بین ۵۰ تا ۷۰ هزار میلیارد تومان به پایه پولی افزوده شده.است. اگر اینطور شود ، این به معنی رشد ۱۵ تا ۲۰ درصدی پایه پولی در این سه ماه است. . اگر با همین فرمان پیش برویم، در سال ۹۹ پایه پولی میتواند تا ۱۰۰درصد رشد کند. چنین اتفاقی در نیمه دوم سال به صورت تورم وحشتناکی خودش را نشان خواهد داد؛ تورمی وحشتناک تر از تورم ۴۰ درصدی موبایل، تورم ۶۰ درصدی لوازم خانگی، و تورم ۸۰ درصدی برنج خارجی که امروز میبینیم.شهریور 1397، در وسط هنگامه ارزی، وحشتزده صحبت از ونزوئلایی شدن اقتصاد کشور بود. آن روزها نوشتم که «ایران در وضعیت ونزوئلایی نیست، به سمت ونزوئلایی شدن هم پیش نمیرود و مفصل توضیح دادم چرا. در آن پست قول دادم اگروضعیت پولی ایران به سمت ونزوئلایی شدن پیش برود، در همین کانال هشدار خواهم داد. الان هشدار میدهم اگر با فرمان سه ماه گذشته پیش برویم، به نحوی که تا آخر سال پایه پولی دو برابر شود ، سال 1399 آغاز ونزوئلایی شدن اقتصاد کشور خواهد بود. امروز باید فرمان را به مسیر درست بچرخانیم.دو برابر کردن پایه پولی، کسری بودجه امسال دولت را رفع میکند، اما چنان تورمی ایجاد میکند که سال آینده دولت ناگزیر به افزایش بیش از ۱۰۰ درصدی پایه پولی می شود. اگر رشد پایه پولی سه رقمی شود، دیگه از کنترل خارج می شود. دولت بیپول، مثل معتادی خمار و داغان، هر سال به تزریق پایه پولی بیشتر و بیشتری نیاز خواهد داشت و این به بیارزشتر و بی ارزشتر شدن ریال منجر خواهد شد.امروز تنها راه اجتناب از یک آینده ونزوئلا گونه، موفقیت بانک مرکزی در انتشار هفتهای ۵ 5هزار میلیارد تومان اوراق بدهی است. . این حراجها که روی دور افتاد، باید برای پایدارسازی بدهی میان مدت دولت، و همین طور اصلاح نظام بانکی، فکر اساسی کرد.
امروز دقیقا چکار کنیم؟
اگه وزیر اقتصاد هستید، بدانید شما نمیتوانید برای بازار نرخ تعیین کنید. تمامی کسری بودجه را باید از بازار و به نرخ بازار تامین کنید. هر کسری بودجه ای که از طریق انتشار اوراق تامین نکنید، تبدیل به پایه پولی میی شود و تبعات تورمی به شدت مخرب تر از پرداخت قدری سود بیشتراست. . اگه از نرخ سود بازار خوشتان نمی آید، خرجت را کم کنید، یا درآمد مالیاتی را افزایش بدهید. هر کار میکنید، پایه پولی را بذارید برای سیاستگذاری پولی.
اگر رییس کل بانک مرکزی هستید، مطمئن شوید به هر قیمتی شده هفتهای 5هزار میلیارد تومان اوراق منتشر می شود ، چون قیمتش هر چه باشد، از هزینه افزایش بیرویه پایه پولی کمتراست. . همینطور بدانید شفافیت آماری بهترین ابزار شما برای غلبه بر تفکرات غلط سازمان برنامه و وزارت اقتصاداست. بانک مرکزی آقای سیف در انتشار آمار بینظم بود ولی انصافا بانک مرکزی جنابعالی دیگه از حد فراتر رفته است . آمار پایه پولی باید هفتگی و حداکثر با چهار روز تاخیر منتشر شود ، نه ماهانه و با پنج ماه تاخیر. با افزایش نظم و تناوب انتشار آمار کلهای پولی، میتوا نید مذاکرات موثرتری با بقیه حکمرانان اقتصادی کشور صورت دهید. اگه مسوول تامین استان یا شهری هستید، بداونید اگر وزارت اقتصاد به راه نیاید، سال سختی پیش را دارید. تورم، ثروت را از خانوارهایی که دارایی ندارند، به دولت منتقل میکنه. یعنی فقرا را فقیرتر میکند. در دو سه سال اخیر چند بار دیدیم فقر و بیکاری چه تبعاتی دارد. تصور کنید آن فقر به مراتب شدیدتر شود. اگر وزیر اقتصاد، رییس کل بانک مرکزی، یا مسوول تامین نیستید، فقط میتوانم توصیه کنم ریال نگه ندارید. بدانید که قیمت هیچ چیزی افت نخواهد کرد، چرا که این مسکن و دلار نیست که گران می شود این ریال است که بیارزش می شود و با این سرعت چاپ پول، ارزش ریال بر نخواهد گشت. پساندازتان رو متناسبا بین سهام، ارز، طلا، مسکن و غیره پخش کنید. هر کار میکنید، ریال نگه ندارید.
پویا ناظزان اقتصاددان- صفحه تلگرامی