نوسان ارزی و به هم ریختگی تولید
ساعت 24 -اقتصاد ایران بدون تردید یکی از وابسته ترین اقتصادها در دنیای امروز به تغییرات نرخ تبدیل ارزهای معتبر به پول ملی است و نرخ ارز در تغییرات فعالیتهای اقتصادی و نسبت فعالیتها و قیمتهای نسبی انواع کالاها و خدمات نقش بی بدیلی دارد. بخشی از این پیامدهای نرخ ارز بر فعالیتهای اقتصادی درایران به این دلیل است که صادرات ایران وابسته به صادرات نفت بوده وهست که به تحولات دربازار جهانی نفت بستگی دارد و بخشی از این پیامدها نیز به سیاستهای ارزی دلخواه دولت بستگی دارد. مجموعه شرایط در داستان ارز این گونه شده است که در یک دوره کمتر از دوسال نرخ هر دلارآمریکا از میانگین 3800 تومان در زمستان 1397 به میانگین 20 هزار تومان در تیرماه امسال افزایش یافته است. این اتفاق اگر روندی منظم وفزاینده را تجربه میکرد بازهم شاید قابل تحمل بود اما دراین دو سال مشاهده شد قیمت هردلار در یک دوره کوتاه از 4000 تومان در فروردین 1397 به 19 هزار تومان رسید و سپس تا 11هزار تومان کاهش یافت و دوباره اکنون به 22هزار تومان رسیده است. با توجه به اینکه تولید کشاورزی، تولید صنعتی و حمل ونقل به واردات کالا وماشین آلات؛ تجهیزات ونیز مواد اولیه و کالاهای واسطه ای به واردات بستگی دارد قیمت تمام شده تولید نیز به نرخ ارز گره می خورد. از طرف دیگر واردات برخی از کالاها مثل شکر، برنج، ذرت و نهاده های دامی نیز به نرخ ارز گره خورده است. مجموعه این مسائل موجب شده است که برنامهریزی برای تولید درایران از استحکام کافی و میان مدت برخوردار نباشد. به طور مثال در حالی که تولید شکر داخلی با قیمت تمام شده نرخ ارز بازار انجام میشد تخصیص دلار 4200 تومانی به واردات شکر تعادل قیمت تولید داخلی و واردات را به هم زده وکفه ترازو به نفع واردات شد. از سوی دیگر وقتی نرخ ارز در بازار سر به آسمان کشید آنگاه صادرات کالاهایی که بخش اصلی قیمت تمام شده آنها را شکر ارزان وارداتی تشکیل میداد بسیار پر سود شده بود و حتی آب نبات قیچی هم صادر می شد چون صادرکنندگان از تفاوت نرخ ارز در واردات شکر و صادرات با قیمتهای بالا استفاده کرده و به کمبود شکر درداخل دامن زدند. علاوه بر این تلاطم بازار، سردرگمی در انطباق تولید با واردات در حوزه های دیگر نیز شده است. به طور مثال در حالی که اکنون باید بذر برای کشت چغند روارد شود از یک سو به دلیل به هم خوردن نسبت قیمتها وکمبود ارز هنوز ارزی تخصیص نیافته و از سوی دیگر معلوم نیست ارز تخصیصی احتمالی با کدام نرخ عرضه خواهد شد. به این ترتیب است که برنامه ریزی برای تولید شکر به سختی ممکن میشود. اکنون که نرخ تبدیل دلار به ریال در بالای جدول در دو سال اخیر ایستاده است واردات شاید مقرون به صرفه نباشد اما کسی نمیداند اولا در گام بعدی دلار سقوط خواهد کرد یا اینکه صعود دوباره را تجربه میکند و برنامه ریزیها را از نظم خارج میکند. به نظر می رسد اتخاذ سیاستهای کار آمد ارزی و وفاداری میان مدت به این سیاستها برای یک دوره چند ساله نیاز اصلی اقتصاد ایران، صنعت و بخشهای مختلف تولیدی است. آیا به این سیاستها دست خواهیم یافت؟
نشریه شکر