یک اتفاق عجیب/ سرقت دوچرخه بهانه رسیدن به عشق قدیمی
سیامک در این شکایت به قضات شعبه ۱۲ دادگاه کیفری استان تهران گفت: من دو سال قبل با مرجان ازدواج کردم. چند ماه قبل همسرم اصرار کرد که من خانهام را بفروشم و در نزدیکی خانه مادرش خانهای بخرم. من هم قبول کردم. اما مدتی بعد متوجه تغییر رفتارهای همسرم شدم هر روز رابطه ما بدتر میشد و او بهانه گیر شده بود و سر هر موضوعی دعوا راه میانداخت و قهر میکرد. برایم خیلی عجیب بود که چرا مرجان چنین رفتاری دارد وقتی تحقیق کردم فهمیدم همسرم با پسر همسایه بهنام محسن سالها دوست بودهاند و عشق عمیقی داشتهاند. وقتی محسن از من شکایت کرد و به زندان افتادم چندبار از طریق زندان با من تماس گرفت و پیشنهاد داد در قبال طلاق همسرم رضایت بگیرم. من از این حرف شوکه شدم و گفتم زنم را طلاق نمیدهم.
اما او در کمال بیشرمی به من گفت همسرت عاشق من است و ما میخواهیم با هم ازدواج کنیم و تو چارهای بجز طلاق دادن او نداری. حالا من درخواست بازداشت هردو نفر و تحقیق در این باره را دارم.
بدین ترتیب دادگاه زن و مرد جوان را احضار کرد. مرجان در دادگاه منکر این ارتباط شد، اما محسن گفت: وقتی از سیامک به اتهام دزدی شکایت کردم، مرجان به سراغ من آمد و گفت حاضر است برای اینکه به شوهرش رضایت بدهم با من ارتباط داشته باشد. من و مرجان همدیگر را دوست داشتیم و من منکر این عشق نیستم. اما بعد از اینکه شنیدم او ازدواج کرده کاری با او نداشتم و فقط چند باری او را در محله دیدم و خاطرات برایم زنده شد. اما سیامک وقتی فهمید من و مرجان قبلاً با هم دوست بودهایم خیلی عصبانی شد و به من گفت تلافی میکنم به همین خاطر هم دوچرخه من را دزدید.
بعد از گفتههای متهمان و شاکی پرونده دستور بررسی بیشتر ادعای سیامک از سوی دادگاه صادر شد و به درخواست دادگاه تلفن هردو متهم توسط کارشناسان مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا ادعای سیامک مورد بررسی دقیق قرار بگیرد.