کد خبر 506254
۱۳۹۹/۰۵/۰۸ ۰۷:۲۹

دودهای لاکچری با طعم میلیونی تا سیگار دانشجویی

ساعت 24 - خبرگزاری مهر؛ گروه جامعه- فاطمه میرزا جعفری: از مترو مولوی پیاده شدم و به خیابان رفتم بیشتر از همیشه شلوغ بود، سیل موتورهایی با جعبه‌های بزرگ که به عقب آنها بسته شده بودند به این‌طرف و آن‌طرف می‌رفتند.
dir="RTL">خبری از رعایت پروتکل‌های بهداشتی نبود اگر هم بود به تعداد انگشتان دست بود و من با آن ماسک و دستکش مثل کسی بودم که در جزیره ناشناخته‌ای راه می‌رود از مغازه‌ای که در آن نزدیکی بود آدرس کوچه ا… را خواستم.پایم را که به داخل بازار گذاشتم انگار وارد دنیای دیگر شده بودم؛ تا چشم کار می‌کرد مغازه‌های سیگار فروشی کوچک و بزرگی را می‌دیدم؛ کوچه عریض و طویلی بود که وسط آن علاوه بر ماشین‌هایی که متعلق به کسبه بازار بود دست‌فروشان زیادی بساط کرده بودند؛ هرکدامشان چند جعبه سیگار داشتند و بر روی یک صندلی پلاستیکی زیر سایه بانی به انتظار مشتری بودند.

سیگارهایی با قیمت دو تا چهارمیلیونی

تقریباً اواسط کوچه بود که به نزدیکی پاساژی رسیدم داخلش را نگاه کردم تقریباً بدون هیچ روزنه نوری بود ترس به جانم افتاده بود و داخل نرفتم جلوی درب پاساژ چندین مرد ایستاده بودند که تقریباً می‌توانم بگویم هرچه که به ذهنتان می‌رسد را معامله می‌کردند؛ از سیگارهای لاکچری و لوکس گرفته تا مواد مخدر و حتی دلار؛ به سراغ یکی از بساطی‌های وسط کوچه رفتم سراغ یک سیگار لاکچری را برای هدیه دادن گرفتم مرد فروشنده همانطور که سرش در گوشی بود به شانه صاحب بساط کناری‌اش زد که تی شرتی آبی رنگ به تن داشت و گفت آقا رضا سیگار شیک برای هدیه دادن بده خدمت خانوم.

آقا رضا تقریباً ۳۴ ساله بود لهجه ترکی داشت، پرسید برای خانوم یا آقا هدیه می‌خواهید فکر می‌کردم خیلی غیر ملموس باشد که بگویم برای یک خانم سیگار می‌خواهم گفتم آقا؛ رضا بی معطلی انبوهی از جعبه‌های مقابلم را نشان داد و یکی یکی شروع به معرفی کرد جعبه‌های رنگارنگی که هر کدام بوی متفاوتی داشت پرسید می‌خواهی فقط جعبه اش خاص باشد یا اینکه بوی خوبی هم داشته باشد من هم گفتم هر دو را می‌خواهم همانطور که میان جعبه‌های سیگار را می‌گشت گفت از دو تا چهار میلیون سیگار دارم بستگی دارد تا چه اندازه بخواهی هزینه کنی؟

گفتم هزینه اش مهم نیست و الان فقط برای قیمت گرفتن آمدم. سیگارهای مختلفی را نشانم می‌دهد یکی از جعبه‌ها سیاه رنگ است و فقط دوچشم براق گربه مانند بر رویش نقش بسته است می‌گوید این خیلی طرفدار دارد و برای آقایان می‌برند کشیدنش حال خوبی دارد؛ مدل دیگری را نشانم می‌دهد که جعبه‌ای استوانه‌ای و طلایی رنگ دارد می‌گوید این عکس چگووارا را دارد و از این عکس به عنوان یک آپشن برای گران بودنش استفاده می‌کند چراکه قیمتش ۴۵۰ هزار تومان بود.تمام تصوراتم از غیرملموس بودن خرید سیگار برای خانوم ها غلط بود چرا که رضا سیگارهایی با جعبه‌های صورتی و دخترانه‌ای را نشانم می‌دهد و می‌گوید اینها سبک تر هستند برای خانم‌ها می‌برند.

سیگار دانشجویی داریم!

از بساط محسن جدا می‌شوم، متوجه می‌شوم دو جوان با موتور به دنبالم می‌آیند، معطل نمی‌کنند و کمی بعد از اینکه از محسن و بساطش دور شدم جلویم را می‌گیرند. می‌گویند: آبجی دنبال سیگار دانشجویی هستی؟ جا می‌خورم و می‌گویم سیگار دانشجویی؟ یکی از آنها که شلواری گشاد و تی شرت سبز رنگی به تن دارد می‌گوید: بله از همان‌هایی که بو ندارند و فقط حال خوبی پس از کشیدنشان داری، ماری جوانا هم داریم.می‌گویم نه دنبال یک سیگار شیک برای هدیه دادن بودم که پیدا کردم، پسر کناری‌اش دستی به موهای عرق کرده‌اش می‌کشد و آنها را روی پیشانی اش مرتب می‌کند و می‌گوید: اگر سیگارهای مرغوب و شیک می‌خواهی باید سراغ احمد تیزبین بروی او همه چیز دارد.در یک نگاه سیگار اصل و تقلبی را از یکدیگر تشخیص می‌دهد برای همین هم به او احمد تیز بین می‌گویند آدرس بساطش را می‌دهند انتهای بازار و در یکی از همان بن بست‌های ترسناک بود از هر دو پسر جدا شدم کارت ویزیتشان را می‌دهند تا برایشان پیش دوستانم تبلیغ کنم.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک