کد خبر 515589
۱۳۹۹/۰۷/۱۵ ۰۸:۵۶
محمد طبیبیان در ادامه آموزش دانش اقتصاد نوشت

رضایت مردم مبنای تصمیم گیری دولتها در غرب

تضارب عصر خِرد و عصر سرخوشی، مطلوبیت گرایی و نقش جان استوارت میل و جرمی بنتام
رضایت مردم مبنای  تصمیم گیری دولتها در غرب
خرد ورزی و رمانتیسم

قرن هجده را قرن روشنگری می شناسند . قرن باز آفرینی راه خِرد و به همین دلیل نیز به این دوران عصر خرد هم گفته اند. عصر خرد با رنه دکارت شروع و به امانوئل کانت ختم شد و در این فاصله مجموعه بزرگی از نویسندگان و متفکران و دانشمندان قرار داشتند.از نتایج این دوران شکست و عقب نشینی کلیسای کاتولیک در حیطه اندیشه و کاهش اعتبار و نقش اجتماعی و سیاسی آن بود. به همین دلیل نیز برخی نسبت به خشکی و قاطعیت عصر خرد و قدرت و کار کرد و کاربرد انقلاب صنعتی و تحول عظیم و ناگهانی درشیوه زندگی و سازمان اجتماعی در حیطه های مختلف عکس العمل نشان دادند که به آن جنبش رومانتیسم گفته اند. اوج این عکس العمل در نیمه اول قرن نوزدهم به تحرک هایی در اندیشه، هنر و ادبیات و خلق آثار بسیار با ارزشی در این حیطه ها انجامید. که تاکید این دست آورد ها بر فرد گرایی و لزوم شناخت و خود آگاهی احساسی و بر انگیختن احساسات و شوق شدید بود. این را به عنوان پیش نیاز لازم برای بهبود شرایط اجتماعی و بهبود روزگار انسان ها به حساب می آوردند. این تحول به نوعی خلاقیت های روشنفکرانه، فکری و فلسفی و ادبی هنری و اجتماعی دامن زد که کانون جنبش رومانتیسم بود. موضع گیری در مقابل خرد و عطف توجه به سرخوشی و احساس. در این مکتب در حیطه ادبیات با نام هایی مانند گوته، فردریک شلینگ، گاتلیب فیچ، شکسپیر، الکساندر دوما، ویکتور هوگو، الکساندر پوشکین، ادگار آلن پو آشنا هستیم. این دوران علاوه بر حیطه ادبیات، تعداد زیادی ستاره درخشان در موسیقی ( بتهون، موزارت، شوپن، چایکوفسکی، مندلسون، وگنر، اشتراس، ریمسی کورساکوف)، نقاش و سایر حیطه های هنر از انگلستان تا روسیه و آمریکا بوجود آورد. در میدان فلسفه می توان ژان ژاک روسو،هگل و شوپن هاور و نیچه را نام برد.

مکتب فکری رمانتیسم به شعبه ها و تمایلات متعددی منشعب شد بعضاً بسیار متفاوت و ضد و نقیض( ویکتور هوگو احساس را در جهت محبت و بخشش و ترحم به فرو افتادگان ترغیب می کرد بتهون در جهت دوستی و انسانیت سنفونی می ساخت( مثل در ‘ستایش سرخوشی’ بخش چهارم سنفونی شماره ۹)، از طرف دیگر نیچه از ضعفا و میانمایگان و کم کاران و مسئولیت گریز ها ابراز نفرت می نمود و آنان را در خور نابودی می دانست.به طور خلاصه در حالی که خردگرا ها بر واقعیت ها، مشاهدات، حساب گری و کار برد خرد متمرکز بودن رومانتیست ها به احساس، شوق و به زیبایی های طبیعت توجه داشتند.

در این میان یک اندیشمند تاثیر گذار در تلاش عقلایی برای تبین آنچه نگرانی از خشکی و حسابگری عصر خرد بود و در خط بحث ما مفید است را به اختصار معرفی می کنم، و او جیام باتیستا ویکو است.

ویکو یک فیلسوف ایتالیایی است و توجه او به تحول فرهنگ در مسیر تاریخ است. او می گوید هر جامعه فرهنگ خود را دارد و برای آن نیز دلیل وجود دارد و مسیر تاریخی متفاوتی را طی می کند. اما بشریت در مجموع از سه عصر گذشته است. عصر خدایان، عصر قهرمانان و بالاخره عصر انسان ها. ویکو استدلال می کند که انسان از آن دو عصر گذشته و به تدریج پس از رنسانس و عصر خرد وارد عصر ‘انسانیت’ شده به این معنی که به جای خدایان و کاهنان و یا اشراف و برگزیدگان و نخبگان قدرتمند، امور در دست انسان عادی باید باشد و هدف و غایت نیز تامین بهروزی این نوع انسان است. منتها چگونه؟ نظری نداشت، به جز این که باید فرو تنی و انسان دوستی جزیی از شخصیت فرد و ارزش های عمومی قرار گیرد. از نظر ویکو، بر خلاف طبیعت، جامعه مخلوق انسان ها است و این آگاهی در مورد این که انسانها چه نوع جامعه ای خلق می کنند مهم است.

بحث جان استوارت میل.

او نیز مانند ریکاردو از کودکی بر خوردار از هوش سرشار و توان یادگیری بالا بود چنانکه تا بیست سالگی آنچه آموختنی بود از فلسفه و ریاضی و علوم روز و تاریخ و زبان های مختلف را تحت هدایت پدرش، جیمز میل، که خود فیلسوف سر شناسی بود آموخته بود، مثل ریکاردو دانشگاه نرفت و نه ، علیرغم تالیفات فراوان، در دانشگاه مشغول شد. در سن بیست سالگی این پرسش که چگونه می توان هدفی متعالی برای زندگی تعریف کرد برای او پرسشی آزار دهنده بود. فکر می کرد، حتی اگر هر آنچه آموخته عملی شود نیز برای این پرسش جوابی نمی یابد و دچار بحران روحی و افسردگی بود. او نهایتاً علاج خود را در شعر، و کار های ادبی و هنری رومانتیسم یافت. باز هم درک می کرد که با هنر و ادبیات و شعر و موسیقی نیز حیات انسان ها رنگین و مطبوع می شود اما مشکلات حل نمی شود. از طرفی جنبش خردگرایی نیز علیرغم مقابله رمانتیسم با نیرو به پیش می رفت کشفیات علمی جدید از یک طرف و انقلاب صنعتی و یاری این دو رویکرد به یکدیگر در جریان بود. گرچه جان استوارت میل در مکاتباتش اشاره می کند که کتاب ویکو را نخوانده اما در این میان ایده و اندیشه ویکو برای او الهام بخش بوده است و با آن آشنا.

جان استوارت میل بر آن بود که باید راهی یافت برای ادغام وجوه انسانی با وجود خرد ورزی در اندیشه اجتماعی، این هدف یعنی ادغام روش های علم ناشی از عصر خرد و فلسفه و درک ناشی از رومانتیسم تبدیل به برنامه زندگی فکری او شد. از ویکو آموخت که می توان نقشی در بهبود سازمان اجتماعی ایفا کرد و عصر انسان را از عصر اشراف تحویل گرفت وبه انسان ها تحویل داد و در جهت بهبود روزگار نوع انسان و پیشرفت اجتماعی تلاش نمود.

ژوزف شومپیتر می گوید، ماخذ تمام علوم اجتماعی فلسفه قانون طبیعی است. در واقع مفهوم اجتماع به معنی متعارف آن ابتکار این فلسفه است چه این که جامعه در ادبیات و فلسفه یونان قدیم به معنی حکومت بوده است نه موجودیتی جداگانه و در خور اعتنا(شومپیتر،تاریخ تحلیل اقتصادی ، صفحه ۴۲۸).

جان استوارت میل در زمان خود از مجموعه اقتصاد دانان رادیکال به حساب می آمد و دلیل آن نیز تاثیر پذیری از اندیشه رمانتیسم بود. رادیکال به این نحو که نظم موجود جامعه انگلستان را معیوب می یافت و به جد و جهد در جهت تصحیح آن از طریق تالیف و مباحثه و مشارکت در فعالیت سیاسی می کوشید. آنچه می توان به او پدرش و جرمی بنتام نسبت داد مکتبی است که به مطلوبیت گرایی معروف شده است. این مکتب به مرور زمان از توجه و اهمیت بیشتری برخوردار شد و همچنین مورد بد آموزی و کج فهمی نیز قرار گرفت.

مطلوبیت گرایی که با نام او و جرمی بنتام عجین است به سادگی بر چند اصل قرار دارد؛ اصل مقبولیت. همه افراد به دنبال خوشحالی، لذت بردن از زندگی و اجتناب از درد و رنج هستند، این نکته مورد توافق همه انسان ها است. دوم اصل شمول، نیل به خوشحالی و مطلوبیت برای مردم به عنوان یک هدف برای تصمیم گیری و تصمیم سازی اجتماعی کافی است. سوم بی طرفی، یعنی خوشی همه به صورت مساوی مورد نظر است و خوشی هیچکس به دیگری رجحان ندارد.

او به این امر قائل است که لذت سطوح مختلف دارد بالاترین سطوح لذت، لذائذ ذهن و فکر هستند که از احساس اخلاقی، اندیشه خلاق و هنر حاصل می شود. سپس لذت ناشی از فعالیت و تلاشگری است و سایر لذائذ را خوشی های منغعل به حساب می آورد.هر تحول در اندیشه اقتصادی همراه با یک ایده اخلاق خاص آن تحول است. چنانکه در مورد بحث آدام اسمیت دیدیم. در این مورد هم جان استوارت میل در قالب نظریه مطلوبیت اصل اخلاقی خاص این نظریه را تصریح می کند. هر عملی اخلاقا صحیح است اگر خوشحالی عمومی را تقویت و رنج و درد عمومی را کاهش دهد یا مانع شود. عملی بد است که منجر به کاهش مطلوبیت دیگران یا ایجاد درد و رنج و ادبار دیگران شود. هیچکس نباید مجبور شود برای خوش آیند دیگران زندگی کند و برای رضایت دیگران سبک زندگی خود را انتخاب کند. درجه ای از دیگر خواهی و ظیفه همه است، از آن بیشتر داوطلبانه و بر اساس اصل شایستگی است.

در حیطه اجتماعی هدف تعریف شده مطلوبیت گراها ضرورت تصمیم جمعی یا حکومتی در جهت حد اکثر کردن مطلوبیت بیشترین تعداد افراد جامعه تعیین می شود. گرچه ایراد مفهومی اساسی در مورد سنجش مطلوبیت و جمع پذیری آن از طرف منتقدین مطرح شده است، با این وجود جرمی بنتام اصول مطلوبیت گرایی را در حیطه قانون گذاری مورد استفاده قرار داد و نظریه های حقوقی جامعی در اطراف این حیطه معرفی کرد او کتاب های با ارزشی نوشت( نظریه قانونگذاری۱۸۷۶، مقدمه ای پیرامون اصول اخلاق و قانونگذاری، ۱۷۸۹، رساله پیرامون آیین دادرسی۱۸۶۴). جان استوارت میل و جرمی بنتام تلاش بسیاری انجام دادند برای اصلاح نظام حقوقی و قانونگذاری انگلستان. به طور خلاصه امروزه همه شیوه های مدیریت سیاسی و تصمیم گیری در کشور های غربی بر این اصل استوار است که حداکثر مطلوبیت برای مردم فراهم شود و از ایجاد درد و رنج اجتناب شود. حتی در امر مجازات متخلفین نیز نظر این است که بیش از آنچه برای اجتناب از تکرار جرم و تنبه دیگران لازم است مجازات تحمیل نشود. بنتام در کتاب اصول اخلاق و قانونگذاری، موارد متعددی از جرم را بر می شمرد که اصولا نباید مجازات شوند. خواندن این کتاب ها برای هر قانون گذار و مسئول حکومتی ضروری است.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک