آیا قرار است ایران و آمریکا مذاکره کنند؟
درحالی که امروز برهمگان روشن است که آنچه این طیف سیاسی عملاً به دنبال آن بوده و هستند، این است که کشور در چنبره و کنترل امریکا قرار بگیرد و امریکا و کشورهای غربی در ازای پارهای امتیازات ناچیز و کم اهمیت، توان و تجهیزات هستهای ایران نابود یا تعلیق شود. اما هدف و پروژه اصلی این طیف سیاسی در شرایط کنونی برای انجام مذاکره این است که با ایجاد دوقطبی کاذب و آشفتگی در فضای سیاسی داخلی، نسخهای دستوری برای کشور و ملت تجویز کنند تا شاید با این حربه به قدرت برسند. البته حداکثر عایدی آنها همان برجام بدون پشتوانه خواهد بود که تا لبه پرتگاه و نابودی پیش رفت، بدون اینکه ضمانت اجرایی و امتیازی نصیب ایران کند.
با این توضیح برجام با همه هیاهویی که به تصویب رسید و با وجود حضور شش قدرت بزرگ جهان، اما با خروج امریکا از این توافقنامه، عملاً سایر قدرتها در پیشبرد آن و تأمین منافع ایران عاجز و ناتوان بودند و نتوانستند ذرهای منافع ایران را تأمین کنند. به طوری که کشورهای باقی مانده در برجام بعد از سالها حمایت و پشتیبانی از آن، سازوکار مالی «اینستکس» را طراحی کردند، اما حتی نتوانستند این سازوکار ویژه مالی را برای تجارت با ایران اجرایی کنند. تأسفبارتر اینکه این سازوکار حتی در امور بشردوستانه و پزشکی در این شرایط رعبانگیز کرونایی هم عملیاتی نشد. از این رو برجام از دوره زمانی که قرار بود منافع ایران را تأمین کند، با خروج امریکا بلااستفاده شد. به بیان دیگر آن هنگام که ایران میخواست از منافع برجام بهرهمند شود عملاً با خروج امریکا این منافع محقق نشد.آنچه در این میان قابل تأمل است توجه به این نکته است که دولت و جریان حامی ایشان چه قبل و چه بعد از توافقنامه برجام حل مشکلات جاری کشور را از کانال کاخ سفید دنبال میکنند، در صورتی که حل مشکلات جاری و امکان خودکفایی کشور را باید در همگرایی دولت با ملت و تأکید به توان داخلی جستوجو کرد نه در لابیهای هتلهای اروپایی که تنها منافع غربیها را تأمین میکند.