مردم چقدر گوشت و برنج کمتری بخورند
چرا چنین شده است و چرا ایرانیان باید هر سال از سطح رفاه مادیشان کاسته شود؟ یکی از مهمترین دلایل این است که در دهه ۱۳۹۰ ایران پنج سال تحریمی را تجربه کرده و در سه سالی که اکنون یک فصل از آن باقی مانده، پیامدهای تحریم زندگی را بر ایرانیان سخت کرده است. شهروندان ایرانی نشان دادهاند به هر شکل و با هر ماهیتی راه مداراجویی با مدیران و بردباری در برابر تنگدستتر شدن را یاد گرفته و زندگیشان را بر این مدار میچرخانند. در برابر این رفتار شهروندان که به هر دلیل مدارا، مهربانی و سازگاری را بر ستیزه و نبرد ترجیح دادهاند باید سر تعظیم فرود آورد و شکر کرد. اما این پرسش هست که این روزگار تا چه زمانی میتواند ادامه یابد و شهروندان تا چه میزان باید گوشت، برنج، عدس، لوبیا، چای، روغن و تخممرغ کمتری بخورند؟ یک سال، دو سال، پنج سال، ۱۰ سال؟ آیا چشماندازی برای رها شدن از شر فقر و نابرابری و راهی برای رسیدن به نقطه روشن و مطمئن وجود دارد؟ شهروندان ایرانی این حق را دارند که دستکم دامنهای از چشمانداز را برای دور انداختن این روزهای سخت ببینند و بدانند تا کی و تا چقدر گوشت و برنج کمتری بخورند و در حسرت برگشت درآمدشان به روند مثبت انتظار بکشند.
محمد صادق جنان صفت - روزنامه جهان صنعت