2.3 میلیون بشکه صادرات و معمای ذهنیت روحانی
آیا واقعا در ذهن حسن روحانی و حلقه یاران اول او چنین چیزی می گذرد و این رییس جمهور در ماههای اخر فعالیت دولت خود می خواهد ایران را از زیر فشار تحریم ها بیرون بیاورد و حساب وکتابهایش را بر اساس این داستان سازمان داده است ؟ اگر فرض بر این باشد که این چنین تصورهایی در ذهن روحانی بوده وهست، پرسش این است که آیا این معادله وفرضیه را پیش از قراردادن درلایحه با نهادهای بالادستی در میان گذاشته و احیانا نهادهای بالا دست دولت با این ذهنیت مخالفت نکرده اند؟ در صورتی که این فرضیه را قبول کنیم و بپذیریم چنین فرایندی سپری شده است آنگاه حجم بالای نقدها به روحانی و متهم کردن او به اینکه به کشور متخاصم آدرس ضعف ایران را می دهد یا اینکه برخلاف منافع ملی عمل کرده واتهامی مثل اینکه برای بایدن بودجه نوشته است را چگونه باید تفسیر کرد.
البته می توان تصور کرد حسن روحانی در ذهن خود به این نتیجه گیری رسیده است که نظام سیاسی را در برابر کار انجام شده قرار دهد وعزم خود را برای گفت وگوهایی در سطوح گوناگون با داخل وخارج طراحی کند و داستان تحریم را به نقطه ای برساند که یا برداشته شودیا دیگران را مقصر بداند . دراین صورت است که این میزان نقد و اتهام زنی توجیه دارد. یک فرض دیگر که به نظر می رسد با اعداد و ارقام وواقعیت ها سازگاری دارد این است که بودجه ریزان واقعا راهی برای کسب درآمد برایشان متصور نبوده و دل به دریازده و این عدد را در لایحه گنجانده اند. کاش روزی در همین نزدیکی ها بتوانیم ازاسرار این فهم و درک حسن روحانی سر در آوریم. این معما اگر وضعیت عادی بود به سرعت حل می شد اما چنین نیست. شاید هم اصلا معمایی نیست .