کد خبر 527729
۱۳۹۹/۱۰/۱۰ ۰۹:۲۷

درخواست کمک مردی که ۲۰ روز با چوبه دار فاصله دارد

ساعت 24-جوانی که هفت سال پیش در یک نزاع خونین با مرد باتری‌فروش موجب مرگ او شد، در آستانه اجرای حکم قصاص قرار گرفته و از نیکوکاران درخواست کمک کرده است.
احمد، جوان خرم‌آبادی، در یکی از روزهای زمستان سال ۹۰ درپی اختلال در روشن‌شدن خودروی پرایدش درصدد خرید یک باتری برآمد، اما ازآنجاکه نقدینگی او اجازه خرید باتری نو را به او نمی‌داد، در مغازه باتری‌فروشی اقدام به خرید تضمینی یک باتری دست‌دوم کرد، اما هنگامی‌که باتری را به منزل برد و روی خودروی خود نصب کرد، متوجه شد باتری دست‌دوم از رده خارج است و به‌هیچ‌وجه قابل استفاده نیست. به همین دلیل باتری را برداشت و به فروشنده مراجعه کرد. بنا به گفته احمد، فروشنده نه زیر بار تعویض باتری می‌رفت و نه وجه دریافتی از بابت فروش باتری را به او برمی‌گرداند، همین مسئله باعث ایجاد یک نزاع خونین بین خریدار و فروشنده شد. هر دو طرف معامله پس از درگیری شدید لفظی دست به چاقو شدند و ظرف چند ثانیه هر دو نفر به‌خاطر کوتاه‌نیامدن در برابر خواسته‌های خود در خون غلتیدند. فروشنده و خریدار به‌ کمک دوستان خود روانه بیمارستان شدند و بر اثر شدت جراحات هر دو نفر بستری و تحت عمل جراحی قرار گرفتند، اما تلاش کادر درمانی بیمارستان برای نجات فروشنده به نتیجه مطلوب نرسید و او پس از دو روز بر اثر شدت جراحات در بیمارستان جان داد. احمد پس از ترخیص از بیمارستان خود را به اتهام قتل پشت میله‌های زندان دید. این متهم در گفت‌وگو با «شرق» درباره قتلی که مرتکب شده است، گفت: «تنها منبع درآمد من یک خودروی قراضه و خراب بود که آن روز وقتی خواستم برای مسافرکشی از خانه بیرون بروم، روشن نشد. پولی برای خرید باتری نو نداشتم و با قرض‌کردن از این و آن مبلغی برای تهیه باتری دست‌دوم جور کردم. فروشنده، باتری را تضمینی به من داد و گفت اگر باب دلت نبود و خوب کار نکرد آن را برگردان یا برایت عوض می‌کنم یا پولت را پس بگیر. خلاصه باتری را وصل کردم. استارت را که زدم ماشین روشن نشد که نشد. با دست‌های کثیف و اعصاب خراب با اندک پولی که در جیبم مانده بود، سراغ فروشنده رفتم. موضوع کار‌نکردن باتری را مطرح کردم و گفتم باید یک باتری سالم به من بدهد. اما او پول بیشتری خواست و من نداشتم که پرداخت کنم. از طرفی پول خودم را هم پس نمی‌داد. کار به دعوا کشیده شد و ابتدا او با چاقو به من حمله کرد. عرصه به من تنگ شد پس از احساس سوزش در بدنم و دیدن خون روی لباسم اعصابم ‌یکباره به هم ریخت. کارد کوچکی از روی میز فروشنده برداشتم و من هم چند ضربه به او زدم. در آخر هم هر دو نفر ما را به بیمارستان بردند، اما متأسفانه فروشنده از دنیا رفت و من گرفتار و نادم شدم».احمد با آه بلندی که از ندامت نشئت گرفته صحبت‌های خود را این‌طور ادامه داد: «حالا که با شما صحبت می‌کنم استیذان حکمم آمده و تلاش خانواده بیچاره‌ام در تهیه دیه درخواستی اولیای‌دم بی‌نتیجه مانده است. در مورد قتلی که مرتکب شدم، باید بگویم اولا بسیار پشیمان هستم. من در شرایط بد روحی و روانی قرار گرفته بودم و برای تأمین خرج زن و بچه‌ام به راه‌اندازی ماشینم نیاز داشتم. اصلا فکر نمی‌کردم چنین اتفاقی برایم رقم بخورد. من با قرض از این و آن پولی برای تهیه باتری جور کردم و این باتری کهنه تا این لحظه یک نفر را مرحوم کرده و با این وضعیت مرحوم بعدی من خواهم بود. دلم برای خانواده فقیر و زن و بچه بیچاره‌ام می‌سوزد که خانه و ماشین و داروندارشان را ارزان فروختند تا من را نجات دهند. کاش در آن درگیری من مرده بودم که این‌چنین رنج خانواده‌ام را نمی‌دیدم»‌.
احمد هم‌اکنون در زندان هر لحظه در انتظار چوبه دار و اجرای حکم قصاص است. حکم استیذان او تأیید شده و هر لحظه امکان اجرای آن وجود دارد؛ اما اولیای‌دم مقتول با توجه به پایان فرصت قانونی که پیش از این داده بودند، بار دیگر این فرصت را به مدت یک ماه تمدید کرده‌اند که ۱۰ روز از این مهلت نیز گذشته است و احمد فقط ۲۰ روز تا اجرای حکم قصاص فرصت دارد. او باید در این مدت 70 میلیون تومان باقی‌مانده از مبلغ درخواستی اولیای‌دم را فراهم کند. هم‌وطنان نیکوکاری که تمایل به کمک به این زندانی محکوم به قصاص را دارند می‌توانند کمک‌های نقدی خود را به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۱۹۴۵۴۵۷۹۲۱ و شماره حساب ۰۳۳۶۵۳۰۰۰۱۰۰۸ بانک ملی ایران که متعلق به برادر زندانی و به نام حسن محمدی کله‌جوبی است، واریز کنند. گزارش تکمیلی درباره کمک‌های مردمی و آزادی این زندانی محکوم به قصاص متعاقبا به اطلاع مخاطبان گرامی خواهد رسید.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک