کد خبر 538913
۱۳۹۹/۱۲/۲۶ ۱۴:۲۶
بررسی رخدادهای بزرگ یک سده ایران

نگهبان راستین ایران ارجمند باشیم

ساعت 24 - همه ایرانیانی که سرزمین خویش را دوست دارند این روزها که می‌بینند سرزمین‌شان یک سده دیگر را سپری می‌کند می‌خواهند بدانند در این سده چه بر سر ایران و ایرانیان آمده است. بدیهی است نگارنده دانایی و توانایی نگارش سرشت و سرنوشت این سده را ندارم و نیک می‌دانم که خوانندگان ارجمند از نوشته‌های دانشمندان رشته‌های گوناگون بهره خواهند برد. در ادامه برخی از نکات را با خوانندگان ارجمند در میان می‌گذارم.
نگهبان راستین ایران ارجمند باشیم
dir="RTL" style="text-align:right">به دنبال دموکراسی

بررسی تاریخ ایران در سده‌ای که آخرین روزهای آن را سپری می‌کنیم نشان می‌دهد ایرانیان از همان سال‌های نخست این سده دنبال این بوده‌اند که نهاد دموکراسی را به مثابه یک روش اداره کشور را در مناسبات میان دولت و ملت جاری و برقرار سازند. نتیجه پیگیری‌های ایرانیان در انقلاب مشروطه‌خواهی به بار نشست و ایران نیز همانند سایر کشورهایی که زودتر به دموکراسی دست یافته بودند صاحب مجلس قانونگذاری شد و امیدوار بود به این ترتیب یک نهاد نظارتی دارای قدرت قانونی کارنامه و برنامه دولت‌ها را رصد کرده و راه را بر استبداد دولتی و تصمیم‌های یکسویه ببندد. کارنامه مشروطه‌خواهی نشان می‌دهد با وجود دوره کوتاهی که نیرومندی مجلس نمودار شد گام‌های بلندی در مسیر نهادینه کردن آموزه‌های دموکراتیک برداشته شد.

به دنبال امنیت

ایران در سال‌های واپسین حکومت سلسله قاجار به دلایل گوناگون با پراکندگی قدرت روبه‌رو شده بود و ناتوانی شاه آخر قاجار در پدیدار کردن متمرکز کردن قدرت مرکزی برای اداره سرزمین‌، به رشد هرج و مرج کمک کرده و در هر گوشه‌ای از ایران کسی با قبیله و ایلی قدرت‌نمایی می‌کرد و شهروندان را با آزار و ناراحتی مواجه کرده بود. در چنین وضعیتی بود که ایرانیان خسته و آزرده از ناامنی دنبال امنیت بودند تا شاید با وجود قانون بتوانند روزگار بهتری پیدا کنند. رضا پهلوی همان فردی بود که به دلایل گوناگون توانست خود را به مثابه کسی که توانایی برقراری امنیت را دارد نزد ایرانیان و نخبگان و قدرت‌های خارجی که سهم قابل اعتنایی در قدرت سیاسی ایران داشتند، نشان دهد. به این ترتیب رضا پهلوی در یک فرآیند شگفت‌انگیز و با حمایت نخبگان ایرانی و نیز قدرت‌های خارجی حکومت سلسله قاجار را از بین برده و یک سلسله تازه شاهی برقرار کند.

تضعیف دموکراسی به بهانه امنیت

تجربه تاریخی ایرانیان از حاکمیت نخستین شاه پهلوی این است که وی توانست به هر ترتیب آشوب‌های مناطق گوناگون ایران را به مرور کاهش دهد و قدرت پراکنده‌شده را دوباره متمرکز کند. اما ایرانیان برای دستیابی به امنیت ناگزیر شدند دموکراسی نیم‌بند فراهم شده با انقلاب مشروطیت را از دست بدهند. رضا پهلوی به مرور نهادهای مدنی و قانونگذاری را به سوی بی‌قدرتی پیش راند و همه قدرت را در چنگ خود قرار داد. مجلس‌های دوره رضا پهلوی فاقد قدرت کافی برای مهار اشتهای سیری‌ناپذیری او برای متمرکز کردن قدرت بودند. برخی از فعالیت‌های چشمگیری که در دوره او رخ داد البته روشنفکران و تکنوکرات‌ها و دیوان‌سالاران را به سوی او جلب کرد. با این همه برآیند فعالیت رضا پهلوی هنوز محل مجادله است.

دوباره دموکراسی استیلا یافت

رضا پهلوی از سال 1304 تا 1320 بر ایران حکومت کرد. ستاره بخت او اما در اواخر شاهی‌اش تاریک شد و به دلایل گوناگون چاره‌ای جز این نیافت که قدرت را به پسر 20 ساله‌اش داده و به تبعید برود. از 1320 تا روزی که محمد مصدق به دست کودتاگرانی که از حمایت آمریکا و انگلستان بهره‌مند بودند نخست‌وزیری را از دست داد، دموکراسی تازه‌ای در ایران پدیدار شد. در این سال‌ها ده‌ها حزب و دسته و گروه سیاسی با گرایش‌های گوناگون و به ویژه سیطره فکری مارکسیست‌های ایرانی تاسیس شدند و رسانه‌های گوناگون زاد و رشد کردند.

نگهبان راستین ایران ارجمند باشیم

نفت دولتی شد

بزرگ‌ترین رخداد از زمان سقوط قدرت دربار شاهی تا تجمیع قدرت در این نهاد در فاصله سال‌های 1320 تا 1332 مبارزه خستگی‌ناپذیر محمد مصدق برای بیرون کشیدن اداره نفت ایران از چنگ شرکت نفت تاسیس شده از سوی انگلستان بود. با وجود سرسختی شگفت‌انگیز دولت انگلیس در مسیر تفویض قدرت اداره نفت ایران به دولت ایران اما این اتفاق افتاد. نفت ایران دولتی شد. درباره این رخداد دو دیدگاه وجود دارد؛ یک دیدگاه آن را پیروزی بر استعمار می‌دانند و آن را نشانه قدرت ایران معرفی می‌کنند و گروهی دیگر این اتفاق را عامل متمرکز شدن دوباره قدرت در دست دربار و شاه دوم پهلوی می‌دانند. این گروه باور دارند اگر شاه و دولت‌هایش به این منبع بزرگ درآمدی دسترسی نداشتند، نمی‌توانستند بر همه ارکان قدرت در ایران تسلط پیدا کنند.

توسعه اقتصادی و تضعیف دموکراسی

محمدرضا پهلوی دومین شاه سلسله پهلوی که آخرین شاه ایران شد در همه سال‌های 1320 تا 1357 با بردباری و با بهره‌برداری از ناتوانی منتقدان و البته به دلیل نیاز اردوگاه دنیای آزاد به یک کشور مقتدر که بتواند سد راه کمونیسم در خاورمیانه باشد توانست یک حکومت قدرتمند که به دموکراسی باور ندارد را تاسیس کند. قدرت متمرکزی که محمدرضا پهلوی پدیدار کرد مجلس قانونگذاری و قوه قضاییه مستقل و نیز نهادهای مدنی مثل مطبوعات آزاد را تضعیف کرد. در برابر این وضعیت اما دولت‌های وقت توانستند با استفاده از درآمد سرشار نفت تولید صنعتی درایران را توسعه داده و ابعاد تجارت خارجی را بزرگ کرده و نیز سرمایه‌گذاری گسترده دولتی و خصوصی را ترویج دهند. به موازات نیرومندتر شدن اقتصاد ایران اما نهادهای دموکراتیک در ایران تضعیف شدند و به جایی رسیدیم که شاه ایران با استبداد کامل نظام تک‌حزبی به روش کشورهای کمونیستی را بر نظام سیاسی ایران حاکم کرد.

بیماری هلندی و فروپاشی

در اوایل دهه 1350 و در اوج اقتدار حکومت تک‌نفره محمدرضا پهلوی، بازار نفت در جهان پوست انداخت و تقاضای فزاینده و نیز قدرت بالای ظرفیت تولید نفت در ایران موجب شد درآمد ارزی صادرات نفت در یک دوره کوتاه چند برابر شود. برخی از تحلیلگران می‌گویند این اتفاق راه را برای ورود بیماری هلندی در ایران هموار کرد و اقتصاد ایران را در موقعیت ویژه‌ای قرار داد. مصرف کل به ویژه مصرف خانوارها در ایران ناگهان با تغییرات کمی و کیفی مواجه شد و دستاورد آن نرخ تورم فزاینده بود. شاه برای نشان دادن قدرت خود و با راهبرد نادرست دستور دادن به قیمت‌ها، مبارزه با گران‌فروشی را به اصول انقلاب خود اضافه و با اصناف برخورد شدید کرد و نتیجه این وضعیت افزایش نارضایتی پیشه‌وران بود. پس از این مرحله بود که عربستان با افزایش عرضه نفت درآمد ارزی ایران را در منگنه قرار داد و سیاست‌های انقباضی در پیش گرفته شد و شهروندان نیز ناراضی شدند.

انقلاب اسلامی بهمن 1357

محمدرضا پهلوی که در همه سال‌های پس از کودتای انجام شده علیه مصدق برای اداره کشور راه استبداد را برگزیده یود در برابر خواست‌های تازه‌شهرنشینان و روشنفکران که حالا خواستار دموکراسی بیشتر در سیاست بودند نوآوری نداشت و به روش‌های قدیمی پناه برد. تغییر پی‌درپی نخست‌وزیران و انداختن توپ ناکارآمدی به زمین آنها یکی از این راه‌ها بود و دستگیری و مقابله سخت با معترضان نیز در پیش گرفته شد. از سوی دیگر اما انقلابیون ایرانی و به ویژه آیت‌الله العظمی خمینی توانستند با شهروندان ناراضی ایرانی همبستگی بالایی برقرار کنند و آنها را متقاعد کنند که رژیم شاهی منافع آنها را تامین نکرده است و در صورتی که آنها پیروز شوند می‌توانند رفاه مادی و شرایط اعتقادی بهتری فراهم کنند و این گونه شد که در یک دوره کوتاه از مهر تا بهمن رژیم شاهی در ایران فرو ریخت.

اقتصاد پهلوی

در وضعیتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی پدیدار شده است و اقتصاد ایران روزگار خوشی ندارد شهروندان ایرانی باور دارند که اقتصاد در دوران پهلوی‌ها مناسب‌تر از وضعیت امروز است. در صورتی که شرایط بسیار متفاوت جهانی و به ویژه مناسبات ایران با غرب را در کانون توجه قرار ندهیم و به موضوع استقلال سیاسی توجه نکنیم و محدودیت‌های ایجادشده غرب علیه ایران و نیز سال‌های جنگ را در نظر نگیریم شاید حرف بالا درست باشد. اقتصاددانان اما باور دارند که اقتصاد ایران در دوره پهلوی‌ها اقتصادی وابسته به رانت‌ها و دولتی شدن‌های افراطی بود که به یادگار برای پس از انقلاب باقی ماند.

نظام جمهوری اسلامی

اگر بخواهیم قانون اساسی را معیار ارزیابی نظام جمهوری اسلامی قرار دهیم باید گفت در قانون اساسی انتخاب دولت بر اساس رای شهروندان است و نمایندگان مجلس قانونگذاری نیز بر اساس رای مردم انتخاب می‌شوند و اینها نشانه‌های پیشرفت دموکراسی به حساب می‌آیند. از سوی دیگر در قانون اساسی ایران سیاست خارجی نیز تصریح و نظام اقتصادی ایران نیز تعریف شده است. با این همه در 42 سال پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی شاهد فرازها و فرودها و دگرگونی‌های بزرگی در اداره کشور نسبت به قانون اساسی و نیز نسبت به دوره پیشین بوده‌ایم. نظام سیاسی ایران اکنون سال‌های طولانی است که با غرب به ویژه آمریکا در ستیز است و این مساله بر سرنوشت و کسب و کار ایرانیان بیشترین تاثیر را داشته است. ایران در این مدت جنگ طولانی با همسایه خود را تجربه کرده است. اقتصاد ایران به دو دلیل یادشده و نیز بر اساس رفتارهای انقلابی سال‌های نخست و مصادره‌های کارخانه‌های سرمایه‌داران و نیز سیاست‌های متناقض اقتصادی در وضعیت کارآمدی نبوده است.

ایران 1399 و آغاز قرن تازه

اگر بخواهیم ارزیابی کارشناسانه از ایران امروز داشته باشیم مجبور به واکاوی ابعاد گوناگون زندگی جامعه ایرانی هستیم. اما در کوتاه‌ترین عبارات می‌توان گفت ایران 1399 از نظر اقتصادی در موقعیت بسیار دشواری قرار دارد. اقتصاد کلان ایران با شاخص‌های نامساعد مواجه است. نرخ سرمایه‌گذاری سال‌هاست روندی کاهنده دارد. رشدهای اقتصادی ایران در نوسان و پایین بوده است. حجم تجارت خارجی کوچک شده و کیفیت صادرات در موقعیت خوبی نیست. خانواده‌های ایرانی در وضعیت درآمدی نامساعد قرار دارند و قدرت خریدشان از دست رفته است. بنگاه‌های ایرانی در زیر ضرب تحریم در وضعیت بدی قرار دارند. ایران از نظر سیاست داخلی نیز فاقد انسجام است. ایران با کسری بودجه شدید به استقبال سال 1400 می‌رود.

محمدرضا سعدی - مدیر مسوول روزنامه جهان صنعت -منبع سالنامه روزنامه جهان صنعت

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک