دولت روحانی با چنین وضعیتی روبهرو بود
نصری در ادامه بیان کرد: در واقع،دولت روحانی همزمان با سهمگینترین هجمههای داخلی و درعین حال سنگینترین جنگ اقتصادی تاریخ معاصر بشر،خشنترین جنگ روانی و متخاصمترین دولت چهل سال اخیر درآمریکا روبرو شد. درحین تلاش برای مهار این آسیبها نیز - با یک سوم درآمد و قطع تمام شریانهای اقتصادی و تجاری - با انواع بلایای طبیعی و یک پاندمی بی سابقه نیز دست به گریبان شد. ضمن اینکه تمام بازیگران منطقه نیز - از عربستان سعودی گرفته تا اسرائیل - از بیم پیامدهای عادیسازی روابط ایران و غرب، از آغاز انعقاد برجام تا امروز، صدها میلیارد دلار و تمام اهرمها و ابزار خود را برای در هم کوبیدن دولت و فرونشاندن کشور به کار بردند. در واقع، در هیچ دانشکدهٔ علوم سیاسیای در دنیا به کسی یاد نمیدهند چطور در چنین شرایط نامتعارفی میتوان یک کشور را اداره کرد! معتقدم اگر کسری از این فشارها و تحریمها بر هر دولتی - از دولت آلمان و فرانسه گرفته تا دولتهای ژاپن و کانادا - تحمیل شده بود، احتمالاً امروز آن کشور با «بحران موجودیت» مواجه شده بود! ببینید چگونه امروز کشور استرالیا، با یک تولید ناخالص داخلی نزدیک به ۱۴ هزار میلیارد دلار، بخاطر ۲۰ میلیارد دلار تعرفهای که چین به کالای صادراتی آن تحمیل کرده، به دست و پای آمریکا افتاده است تا جبران مافات کند! یا چطور زیان ناشی از ویروس کرونا، صنعت هتلداری، توریسم، رستورانداری و تجارت در اروپا را در هم کوبیده و چطور مردم این کشورهای بزرگ صنعتی با اولین چالش جدی اقتصادی به بحران و مضیقه افتادهاند. حال، این شرایط را با شرایط اقتصاد کوچکی مثل ایران مقایسه کنید که در عرض دو سال بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار (چندین برابر درآمد سالانه نفتاش) به آن خسارت زدهاند. اگر در این بستر به کارنامهٔٔ روحانی نگاه کنیم، به نظر میرسد در مهار تبعات جنگ اقتصادی کارآمد بوده است.
معتقدم لازم است از فرصت باقیمانده هم - بدون توجه به موج حملات و کارشکنیها - برای ترمیم مسیر دیپلماسی و آغاز فرایند لغو تحریمها و عادیسازی شرایط تجاری و اقتصادی کشور استفاده کند. اگر این فرصت از دست برود، معلوم نیست آینده چه ناملایمتهایی برای کشور در چنته دارد.