بازار رای سیزدهم و رقابت ناکامل
در صورتی که انتخابکننده باعقل منفعت خود را در خرج کردن دارایی به نام رای ببیند، به بررسی وعدهها و برنامههای کاندیداها پرداخته و به کاندیدایی رای میدهد که تشخیص داده و میتواند حداکثر منفعت او را در یک دوره زمامداری تضمین کند. اما این انتخابکننده باعقل چه زمانی میتواند بیشترین منفعت را به دست آورد و با حق رای خود مطلوبیت بیشتری به دست آورد؟ واقعیت این است که دارنده حق رای باعقل اگر ببیند در بازار، رقابت وجود دارد و کسانی که دنبال رای او هستند تفاوتهای معنادار در شکل مثبت دارند رای خود را عرضه میکند و در غیر این صورت شاید اصولا از حق رای خود استفاده نکند چون تصور میکند خریداران رای یا همان مقام خواهان چیزی برای افزودن بر رفاه و مطلوبیت او ندارند. مبارزان در راه کسب قدرت یا به دست آوردن یک منصب سیاسی از راه انتخابات نیز عموما با هدف حداکثرسازی منافع خویش، کاندیدا میشوند. البته آنها به ویژه در جامعههایی مثل ایران این خواسته خود را آشکار نمیکنند و عموما هدف خود را ایجاد جامعه بانشاط و سالم، برپایی عدالت، تضمین آزادیهای بیشتر، دفاع از اقتدار کشور، افزایش سطح رفاه شهروندان و… معرفی میکنند. کاندیداها سخنرانیهای هیجانانگیز میکنند، نویسندگان متخصص را به کار میگیرند، تبلیغات میکنند، از اعضای انجمنهای مورد احترام شهروندان تاییدیه میگیرند، دستاندرکاران رسانهها را استخدام میکنند، نقاط هیجانی رایدهندگان را شناسایی کرده و روی آنها متمرکز میشوند. هفت نفری که از سوی شورای نگهبان احراز صلاحیت شدهاند تا امروز و بدون اینکه بدانند زمانه دیگر شده است فقط امتیازهای خیالی میدهند و دارندگان حق رای باعقل این را نیز میفهمند که دیگر همانند سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ و حتی ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶نیست که دولت فقط امتیاز بدهد.واقعیت این است که تا این جای کار دارندگان حق رای در ایران به ویژه دارندگان حق رای که دنبال رییس دولت باکیفیتتر هستند تا رای خود را با بالاترین قیمت عرضه کنند رقابت و تفاوتی در میان کاندیداهای فعلی نمیبینند.در روزهای آینده آیا شاهد افزایش مطلوبیت از مسیر واقعیتر شدن رقابتها خواهیم بود؟
محمدصادق جنانصفت – روزنامه جهان صنعت