بیش از نیم میلیون نفر در صف تجربی
روی دیگر سکه
کرونا که آغاز شد و فهرستی از جانباختگان خدمت از پرستار گرفته تا پزشک و متخصص که رسید شاید واقعیت پیوستن به جامعه پزشکی کمی آشکارتر شد. به علاوه خبرهایی که در یکی، دو سال گذشته در مورد وضعیت دانشجویان پزشکی، رزیدنتها و آمار مهاجرت پزشکان رسید، چهرهای واقعیتر از آنچه زیر پوست نظام سلامت میگذرد به نمایش گذاشت. در ماه سال پیش بود که حساب کاربری نظام پزشکی نوشت: « طی ده ماه گذشته از شیوع کرونا ۲۰۰ پزشک جان باختهاند و ۳۰۰۰ پزشک مهاجرت کردهاند!» این خبر مثل بمب ترکید. آمار کادر درمان جانباحته در دوران کرونا به عدد 200 رسیده بود و همه میخواستند بدانند این عدد مهاجرت از کجا آمده است. همان زمان حسین کرمانپور، مدیر روابطعمومی سازمان نظام پزشکی و رییس بخش اورژانس بیمارستان سینا، درباره معیار اعلام این عدد جدید به روزنامه شرق توضیح داد: «پزشکان برای مهاجرت از ایران و ادامه کار تخصصی خود در خارج از کشور نیاز به تاییدیهای از سازمان نظام پزشکی دارند و معمولا هر وقت برای مهاجرت تصمیم قطعی بگیرند و بخشی از کارها را انجام دهند، سراغ این تاییدیه میآیند. این عدد سه هزار نفر براساس همین تاییدیهها منتشر شده است».
کمی بعد نوبت به مشاور عالی رییس سازمان نظام پزشکی کشور رسید که بگوید این آمار احتمالا حداقل مهاجرت پزشکان را نشان میدهد. علی تاجرنیا به سایت خبری انتخاب گفت: «آمار دقیقی از پزشکان مهاجر ایرانی وجود ندارد، چراکه همه کسانی که مهاجرت میکنند، رسما چیزی به ما اعلام نمیکنند که ما قصد مهاجرت داریم. این آمارهایی که مطرح میشود نیز مربوط به همان تعداد افرادی است که برای دریافت رضایتنامه کاری به سازمان نظام پزشکی مراجعه میکنند. همچنین بعضا اخبار پراکندهای درباره تعداد پزشکان مهاجر شنیده میشود. وگرنه آمار دقیق پزشکان مهاجر میتواند بیشتر از اعدادی باشد که گفته میشود، چراکه فقط در یک ایالت آنتاریو واقع در کانادا قریب به 400 دندانپزشک ایران مشغول به کار هستند.»
از ابتدای سال 1400 مساله وضعیت پزشکان و دانشجویان پزشکی به نقطه حساستری رسید. ناگهان خبرهایی مبنی بر خودکشی برخی رزیدنتها منتشر شد که وجهه دیگری از فشار و فرسودگی در این رشتهها را نشان میداد. این اتفاق البته محدود به سال گذشته نیست. خبرآنلاین در گزارشی که سال 98 منتشر کرد تنها در مورد دانشگاه جندیشاپور اهواز نوشته بود که «۸ سال اخیر ۵ نفر در دانشگاه جندیشاپور خودکشی کردهاند».
بهرغم رویه معمول که انکار خبرهایی از این دست است، وزارت بهداشت به فشاری که روی دانشجویان پزشکی است، اذعان داشت. سخنگوی وزارت بهداشت، تحصیل در رشته پزشکی را بسیار سخت دانست و گفت: «دستیاران در مدت تحصیل خود و حضور در فضای درمانی از سه بعد در فشار هستند که یکی از این موارد مبحث «معیشتی و موضوعات رفاهی» این عزیزان است، مساله دوم بحث «فشار کاری» در این دوران است و مشکل سوم بحث «آینده شغلی» دانشجویان دستیاری است که این آینده شغلی سابق بر این، شرایط بهتری داشت اما مسائل مختلف دست به دست هم داده که کار را برای این عزیزان در حال حاضر سختتر کرده است.» سیماسادات لاری در مورد فشار کاری دستیاران پزشکی توضیح داده بود: «یک مشکل عمده دستیاران این بود که در برخی دانشگاهها کشیک این عزیزان حد و نصاب و سقف مشخصی نداشت که با همکاری خوب معاونت آموزش وزارت بهداشت سقف کشیک دانشجویان دوره دستیاری ۱۲ کشیک در ماه تصویب و ابلاغ شد. کشیک به معنای بیدار بودن یک شبانهروز آن هم به هر شکلی که گذشت نیست، کشیک به معنای حواس جمع بودن شما در این مدت است تا بیمار را از دست ندهید و روز بعد باید در مورنینگ ریپورت تمامی فعالیتهای خود در کشیکی که گذراندید را گزارش دهید. متاسفانه برخی دانشگاهها ممکن است سقف تعداد ۱۲ کشیک را در خصوص دستیاران رعایت نکنند که در جلسات اخیر تاکید کردهایم که حتما دانشگاهها ملزم به رعایت سقف کاری دستیاران هستند. البته در این میان مشکلات دانشگاهها به دلیل فشار کووید ۱۹، فشار بر دستیاران را فزاینده کرده است.» با وجود همه این خبرها شاید بتوان انتظار داشت که حالا جامعه تصویری واقعیتر از رشتههای پزشکی داشته باشد. شاید بخشهایی از این آشکار شدنها کمک کند که صفهای صدها هزار نفری داوطلبان برای ورود به رشتههای تجربی و به صورت خاص رشتههای علوم پزشکی کمی تعدیل شود. با این حال برای روی آوردن به رشتهها و مهارتهای دیگر تنها پای نظام آموزشی کشور اعم از آموزش و پرورش و آموزش عالی در میان نیست. به قول معاون آموزشی وزارت علوم «اگر شغل و زمینه لازم برای اشتغالزایی داوطلبان ایجاد شود آنها قطعا به سمت رشتههای دیگر هم میروند».