همیشه به نگاه هنری کارم بها میدهم
این فیلمهای کوتاه شامل «سقف کاذب» به کارگردانی و تهیهکنندگی محسن نجفیمهری، «قفل» به کارگردانی و تهیهکنندگی علی جوان، «تردید» به کارگردانی علی تصدیقی و تهیهکنندگی فرهاد قدیمی، «سکون» به کارگردانی و تهیهکنندگی مهدی برجیان، «قوها سوار بر بادند» به کارگردانی و تهیهکنندگی مشترک امیرمهدی صادقی و مریم حیدریدانایی، «لِگو» به کارگردانی و تهیهکنندگی فریار حسینی و «قطعه 85» به کارگردانی شهرام مسلخی و به تهیهکنندگی اعظم سازور و مشارکت انجمن سینمای جوانان ایران هستند که اکران آنها از روز پنجشنبه 20 خرداد ساعت 18 آغاز شد. مجموعه فیلمهای کوتاه «هفت» یکی از پربازیگرترین و پرستارهترین اکرانهای اخیر بستههای فیلم کوتاه در «هنر و تجربه» است. از جمله بازیگرانی که در مجموعه فیلمهای کوتاه «هفت» حضور دارند، عبارتاند از: پژمان جمشیدی، زندهیاد علی انصاریان، میلاد کیمرام، شبنم قلیخانی، علیرضا ثانیفر، امیرحسین مدرس، محمدرضا غفاری، حسین سلیمانی، سوگل خلیق، امید روحانی، بابک بهشاد، فرهاد قائمیان، علیرضا استادی، رضا اخلاقیراد، نیلوفر کوخانی و کیوان پرمر.
یکی از این فیلمهای کوتاه که در بسته «هفت» و در سینماهای هنر و تجربه اکران میشوند، فیلم کوتاه «لگو» است. در خلاصه داستان این فیلم کوتاه آمده است: «آیدین و آوا زوج جوانی هستند که برای یافتن یک مدرک مهم راهی خانه مخروبهای که به گفته آوا خانه کودکی اوست میشود. از بدو ورود به خانه آیدین شاهد رویدادهای عجیبی میشود که توان درکش را ندارد. رفتهرفته همه چیز عجیب و ترسناک میشود که آیدین از حال میرود. زمانی که آیدین به هوش میآید متوجه تغییر هولناکی در همسرش آوا میشود که زندگی او را تا ابد تغییر میدهد».
میلاد کیمرام، کتایون سالکی، دنیا جعفریآریا، ارغوان شیبانی و مائده امینی بازیگران این فیلم کوتاه هستند. فهرست عوامل «لگو» عبارت است از: نویسنده و کارگردان و تهیهکننده: فریار حسینی، فیلمبردار: علی اظهری و احمد طاهر، دستیار اول فیلمبردار: علی حشمتی، گروه فیلمبرداری: هادی رمضانی، جاوید حسینزاده و بهروز دشتابی، تدوین: پویان شعلهور، دستیار تدوین: فروغ عزیزی، طراحی و ترکیب صدا: حسین قورچیان، دستیار کارگردان و برنامهریز: محمدحسین ناصری، منشی صحنه: مونا علامهمیری، گریم: شورش معروفی، دستیار گریم: نیلوفر یمنی، صدابردار: رضا تهرانی، دستیار صدا: سجاد سخایی، طراحی صدا: حسین قورچیان، مشاور کارگردان: علی جناب، طراح صحنه: بهنام معتمدی، دستیاران صحنه و لباس: فاطیما قاسمی، هادی موسوی و سهیل حسینی، مدیر تولید: امیر اسکندری، گروه تدارکات: هادی نوروزی، مجید فلاح، حامد خاکسار، گرافیست: علی سعادتمند، آهنگساز: میلاد موحدی، اصلاح رنگ و نور: محسن خیرآبادی، عکاس: محسن شرفالدین.
فریار حسینی، نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه «لگو» درباره این فیلم به «شرق» گفت: داستان «لگو» برای من از یک خواب ترسناک و یک اگر جادویی شروع شد و حالا خوشحالم که میتوانم این دنیای فانتزی را با همه تقسیم کنم.
آیا به این موضوع اعتقاد دارید که فیلم کوتاه برای قشری خاص از فیلمبینهاست یا خیر؟
بله، همینطور است و فکر میکنم حتما اینطور است، چون فیلم کوتاه بسیار فرمال است و برای اینکه از آن لذت برده شود، باید با فرم آشنا بود. اصولا فکر میکنم فیلم کوتاه تأثیرگذارتر است، به دلیل شدت ضربهای که به مخاطب وارد میکند و قطعا مخاطب آن، دانشگاهیان و افرادی هستند که با هنر آشنا هستند. البته یکسری علاقهمندان عام هم دارد که درصد کمی در این رده هستند اما درصد قابل توجهی از مخاطبان فیلم کوتاه، دانشگاهیان و هنرمندان هستند، بههمیندلیل مخاطب فیلم کوتاه «لگو» را فیلمسازان، هنرمندان، قشر آشنا با هنر، دانشجویان هنر و علاقهمندان به سینمای کوتاه میدانم.
در نوشتن و ساختن فیلمهایتان به مخاطب جهانی فکر میکنید؟
فیلمساز مستقل متشکل از سه بخش «تهیهکننده»، «پخشکننده» و «کارگردان و نویسنده» است و این سه نفر یا بخش همواره در حال قانعکردن یکدیگر هستند. اگر فقط به فکر بازار جهانی باشند، فرمی را انتخاب میکنند که مورد علاقه مخاطب جهانی باشد بنابراین نمیتوان یک شکل مشخص را دنبال کرد و این مورد ممکن است مخاطب را نیز درگیر کند و مخاطب این زیرکی منفی را بفهمد، بنابراین باید در این مثلث تعادلی برقرار شود. کارگردان ممکن است خیلی به وجه هنری فیلم یا فرم تجربی آن توجه داشته باشد و تهیهکننده چیزی بین اینها را بخواهد؛ بنابراین میشود با هوشمندی هر دو نیاز را مرتفع کرد.
این خیلی مهم است که به دام هیچکدام از این سه شخصیت نیفتیم و حرف یک نفر را گوش نکنیم و به توازنی برسیم که با ذکر یک مثال از سینمای آمریکا (برای جلوگیری از سوءتفاهم) بیان میکنم. اما باید تأکید کنم که استراتژی هنر برای هنر، یک استراتژی شکستخورده است؛ یعنی اگر بر آثار بزرگترین فیلمسازهای ایرانی نیز فوکوس کنیم، متوجه میشویم که در این آثار خیلی توجهی به «هنر برای هنر» نشده است و در مواردی، برخی زیرکیهای تجاری را نیز دارند ولی هدف هنرمند به صورت کامل مشخص است؛ برای مثال، با توجه به سلیقه لیبرال و جشنوارهپسند جهانی امروز، منِ نوعی یک ایدهای درباره ازدواج یک زوج جوان دارم که مشکلی دارند. اگر منِ کارگردان، به جای یک زوج سفیدپوست از اقلیتهای رنگینپوست استفاده کنم، بخت دیدهشدن این فیلم بیشتر خواهد شد. در این حالت فیلمساز به خواستهاش رسیده و داستان فیلم هم گفته شده است، البته اگر اقتضایش این نباشد که سوژه یک خانواده عرب باشد. در این صورت به وجه جشنوارهپسند نیز پرداخته میشود.
در هر حال من همیشه به نگاه هنری کارم بها میدهم و هم به سوگیری یا زیرکی که برای ماندن در این عرصه نیاز است، توجه میکنم.
دوست دارید همه نوع مخاطبی همراهتان شود؟ در «لگو» قصد داشتید چه تأثیری بر مخاطب بگذارید؟
طبیعتا مثل بقیه فیلمسازها دوست دارم همه فیلمم را ببینند ولی از طرفی هم نظر دانشجویان و هنرمندان غیرسینمایی برایم مهم است، چون آنها خیلی کمتر مغرضانه فیلم را میبینند. من خودم چون سینما را آکادمیک گذراندم و خیلی با سینما سروکار دارم، لذت فیلمدیدن واقعی را از دست دادهام، چون در حال جستوجوی اشکالات در فیلمها از جمله قاببندی، تدوین و... هستم؛ بنابراین آن نوع ارتباط بیواسطه با اثر هنری برای امثال من از بین رفته است؛ اما دانشجویان هنری و آنهایی که غیرسینمایی هستند بیواسطه فیلم میبینند و نظر آنها را برای خودم مهم میدانم. دوست دارم فیلمم بتواند احساس مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد و این موضوع برای من نیز بسیار مهم است که احساسش را هدف قرار دهم.
کمی درباره حضور و همراهی میلاد کیمرام صحبت کنید. چون بیشتر در سینما و نمایش خانگی حضور دارد.
من همکاری کوچکی بهعنوان خبرنگار و منتقد با سایت کافهسینما در جشنواره فیلم فجر سال 1395 داشتم و از همانجا افتخار آشنایی پیدا کردم که این آشنایی به دوستی تبدیل شد و در واقع این افتخار نصیب من شد که از طریق کافهسینما، یک دوست خوب مثل آقای کیمرام پیدا کنم. وقتی ایده فیلم «لگو» را برای میلاد کیمرام تعریف کردم، از آن خوشش آمد و انصافا نیز برای فیلم کم نگذاشت و به من اعتماد کرد و کارم را جدی گرفت و من خیلی از اینکه با او کار کردم، لذت بردم. میلاد کیمرام به دلیل اینکه بازیگر سینماست، طبیعتا سرش شلوغ است بااینحال سر کار من آمد و خیلی از فیلم حمایت کرد.
چطور شد که چنین موضوعی را برای ساخت فیلم کوتاه در نظر گرفتید؟ ایده «لگو» از کجا آمد؟
ایده این فیلم سال ۹۵ به ذهنم رسید و بهار سال ۹۵ فیلمنامهاش را نوشتم و برای جشنواره فیلمنامهنویسی نهال فرستادم که منتخب این جشنواره در بخش فیلمنامه شد. من تئاتر خواندهام و مدتی هم کار تئاتر میکردم، ولی جسته و گریخته مسیر فیلمسازی را هم از طریق کلاسهای شهرام مکری و انجمن سینمای جوان دنبال میکردم و دلم میخواست به سمت سینما بروم. در تئاتر جایزههای دانشگاهی گرفتم و در جشنواره تئاتر فجر هم حضور داشتم و در سالنهای مختلف اجرا رفته بودم اما دوست داشتم تغییر مسیر بدهم.
این فیلم درباره یک موقعیت فانتزی و سوررئال است و موقعیت خانوادهای را نشان میدهد که خانم آن خانواده دچار یک سیکل است که وقتی از یک سنی رد میشود، دوباره به ابتدای نوزادیاش برمیگردد و آدمهایی که در زندگی او هستند، نسبتشان در زمان با او عوض میشود، مثلا اگر شوهر است تبدیل به پدر میشود. برای من این موقعیت سوررئال جذاب بود؛ نسبت این زمانی که برای یک آدم نمیگذرد و یک سیکل است که دائم در آن در رفتوآمد است و نسبت او با آدمهایی که زمان برایشان میگذرد. این موقعیت برایم خیلی جالب بود و دلم میخواست یکسری تستهای تجربی انجام دهم البته الان نگاهم طبیعتا به سینما تغییر کرده و به سمت مسائل سینمای اجتماعی و فیلمهای هایپررئال رفته است.