بیاعتمادی به آمریکا تا کی ادامه خواهد داشت ؟
وی در این پیام نکات پرشماری را برشمرده است و شاید نقطه عطف گفتار او این باشد که «ایران به آمریکا اعتماد ندارد.» این یک داوری قاطعانه است که اگر اساس سیاست خارجی دولت و نظام سیاسی باشد و تجدیدنظر در آن ناممکن شود باید گفت دیگر نباید چشمانتظار این باشیم که مذاکرات با آمریکا حتی به صورت غیرمستقیم به جایی برسد. آیا ایران دنبال چنین تفسیری از سخنان رییس دولت سیزدهم است؟ در غیر این صورت چگونه باید به آمریکا به صلح برجامی رسید؟ شاید استدلال این باشد که این گفتوگوها با واسطه انجام میشود و از سوی دیگر شاید گفته شود که رهبران چین و روسیه در این گفتوگوها حضور دارند و پشت ایران درمیآیند و اجازه نخواهند داد اگر توافقی شود آمریکا آن را اجرا نکند. به نظر میرسد این استدلال بنا به تجربه فرآیند رسیدن به برجام و فرآیند پاره کردن قرارداد از سوی دونالد ترامپ، روسیه و آمریکا هیچ کاری از دستشان برنمیآید. همچنین میدانیم که آمریکاییها هرگز نمیپذیرند که تضمین دهند رییسجمهور بعدی قراردادی که امروز با بایدن شاید بسته شود را صیانت کند و سازمان ملل متحد نیز در مقامی نیست که بخواهد این توافق را اجرا کند. آیا نظام سیاسی ایران واقعا به این نتیجه قطعی رسیده است که تا ابد باید به آمریکا اعتماد نکرد؟ در این صورت ایران پیشاپیش خود را خلع سلاح کرده و دو کشور چین و روسیه از این رفتار راهبردی احتمالی بیشترین بهرهبرداری به سود منافع ملی خود و به زیان منافع ملی ایرانیان را انجام خواهند داد. به نظر میرسد میتوان و باید درباره این داستان یک راهبرد منطقی جستوجو کرد و از بیان برخی مسائل که راههای برگشت را ویران میکند .دوری کرد.
واقعیت این است که هیچ دوکشوری در جهان دیده نمیشود که مناسبات خود را تنها براساس یک مقوله به نام اعتماد دایر و یا به حال خود رها کنند. کشورهای جهان حتی در چارچوب پیمانهای دستهجمعی که منعقد میکنند نیز با هم اختلافهای جدی دارند اما به جای اینکه با استناد به فقدان اعتماد مناسبات را با محدودیت درازمدت مواجه کنند راستیآزمایی کرده و در جریان برقراری دادوستد تجاری و نیز دادوستد سیاسی حواس خود را جمع میکنند که طرف دیگر نتواند آنها را بپیچاند.برای اینکه نمونهای قابل اعتنا از همین داستان را بدانیم بد نیست به داستان مجادلههای همین پیمان شانگهای که ایران به تازگی گام نخست را در آن برداشته است توجه کنیم. آیا چین و هند دو عضو بزرگ و پرقدرت اقتصادی و سیاسی که هر دو عضو شانگهای هستند به هم اعتماد کامل دارند؟ آیا پاکستان با هند دارای مناسبات اعتمادآمیزند؟
ازبکستان با احداث نیروگاه برقآبی راغون در تاجیکستان مخالفت میکند. این کار میتواند منجر به کمعمق شدن آمودریا شود، که به پنبهای که در ازبکستان رشد میکند آسیب میرساند. علاوه بر این، سد برقآبی در حال ساخت در یک منطقه خطرناک زلزلهخیز قرار دارد و در صورت تخریب آن، شهرکهای پاییندست ازبکستان ممکن است دچار سیل شوند. همچنین، درگیریها بر سرزمینی بین ازبکستان و تاجیکستان در اطراف نیروگاه برقآبی فرهاد وجود داشت. بین قرقیزستان و ازبکستان، در مناطق مرزی جایی که اقوام کشور همسایه در آن زندگی میکنند، مشکل مرزها و مناطق مسکونی وجود دارد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، دره فرغانه به یک منطقه مورد مناقشه تبدیل شد. حتی چین و روسیه بهرغم اینکه دشمن مشترک دارند و خود را متحد نشان میدهند بدون تردید به هم اعتماد کامل ندارند و چین همیشه هراس دارد روسیه به اتحادیه اروپا نزدیک شود.
واقعیت این است که نظام سیاسی آمریکا و اقتصاد این کشور بهرغم همه تهدیدهایی که بر آن متصور است قدرت نفوذی فوقالعاده دارد و در این باره روسیه و چین هرگز در حال حاضر قدرت آمریکا را ندارند. بنابراین باید توجه داشته باشیم نمیتوان حرفی زد که تنها برای ایران هزینه دارد و سودی از آن متصور نیست. میتوان به آمریکا با شفافیت گفت که دلایل بیاعتمادی ایران چیست و از این کشور خواست این سدهای بیاعتمادی را جمع کند.